داستان کوتاه

داستان بلند
ـــــــــــــــــــــــــ
تقاص‌طلبی نوستالژیک
قلندرانه‌ها
سیر و پرسه در متون

پریشیده‌های‌پریشان‌حیالی

ـــــــــــــــــــــــــ

سفر بازگشت
پرده خوانی ها
از موسا تا محمد

ـــــــــــــــــــــــــ
 

 

 

نسخه ی چاپی

سوره‌ي مدني توبه

 

این اعلام بیزاری خدا و رسول اوست به مشرکانی که شما مسلمین با آنان عهد بسته ایدو آنان عهد شکستند

.

پس به شما مشرکان تا چهار ماه دیگر مهلت داده می شود که در زمین مکه گردش و آسایش کنید و بدانید که شما بر قدرت خدا غالب نخواهید شد و همانا خدا کافران را خوار و ذلیل خواهد کرد. در بزرگترین روز حج روز عرفه و روز عید که همه در مکه جمعند یا در آن روز که مومنان و مشرکان همه به مکه حاضرند خدا و رسولش به مردم اعلام می دارند که خدا و رسول از مشرکین بیزارند. پس اگر شما مشرکان توبه کردید برایتان بسی بهتر خواهد بود و اگر رو برگردانید بدانید که شما بر نیایید و مژده عذابی دردناک به آن کافران برسان. مگر آن گروه از مشرکان که با آن‌ها عهد بسته اید و هیچ عهد شما نشکستند و هیچ یک از دشمنان شما را یاری نکرده باشند پس با آن‌ها تا مدتی که مقرر داشته اید عهد نگاه دارید که خدا متقیان را دوست می دارد. اما وقتى ماه‏هاى حرام پايان گرفت مشركان را هر جا يافتيد به قتل برسانيد و آن‌ها را اسير سازيد و محاصره كنيد و در هر كمينگاه بر سر راه آن‌ها بنشينيد. هرگاه توبه كنند و نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند آن‌ها را رها سازيد؛ زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است. اگر يكى از مشركان از تو پناهندگى بخواهد به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود و در آن بينديشد. سپس او را به محل امنش برسان چرا كه آن‌ها گروهى ناآگاهند. 

چه‌گونه براى مشركان پيمانى نزد خدا و رسول او خواهد بود در حالى كه آن‌ها همواره آماده شكستن پيمانشان هستند؟‌‌ مگر كسانى كه نزد مسجد الحرام با آنان پيمان بستيد و پيمان خود را محترم شمردند؛ تا زمانى كه در برابر شما وفادار باشند شما نيز وفادارى كنيد كه خداوند پرهيزگاران را دوست دارد. 

چه‌گونه پيمان مشركان ارزش دارد در حالى كه اگر بر شما غالب شوند نه ملاحظه خويشاوندى با شما را مى‏كنند و نه پيمان را؟‌‌ شما را با زبان خود خشنود مى‏كنند ولى دل‌هايشان ابا دارد و بيشتر آن‌ها فرمانبردار نيستند. آن‌ها آيات خدا را به بهاى كمى فروختند و مردم را از راه او باز داشتند؛ آن‌ها اعمال بدى انجام مى‏دادند. نه تنها درباره‌ي شما، درباره‌ي هيچ فرد باايمانى رعايت خويشاوندى و پيمان را نمى‏كنند. آن‌ها همان تجاوز كارانند. ولى اگر توبه كنند نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند برادر دينى شما هستند و ما آيات خود را براى گروهى كه مى‏دانند و مى‏انديشند شرح مى‏دهيم. اگر پيمآن‌هاى خود را پس از عهد خويش بشكنند و آيين شما را مورد طعن قرار دهند با پيشوايان كفر پيكار كنيد؛ چرا كه آن‌ها پيمانى ندارند؛ شايد با شدت عمل دست بردارند. 

آيا با گروهى كه پيمآن‌هاى خود را شكستند و تصميم به اخراج پيامبر گرفتند پيكار نمى‏كنيد؟ در حالى كه آن‌ها نخستين بار پيكار با شما را آغاز كردند؛ آيا از آن‌ها مى‏ترسيد؟‌ با اين كه خداوند سزاوارتر است كه از او بترسيد اگر مؤمن هستيد. با آن‌ها پيكار كنيد كه خداوند آنان را به دست شما مجازات مى‏كند و آنان را رسوا مى‏سازد و سينه‌ي گروهى از مؤمنان را شفا مى‏بخشد و بر قلب آن‌ها مرهم مى‏نهد  و خشم دل‌هاى آنان را از ميان مى‏برد. خدا توبه‌ي هر كس را بخواهد و شايسته بداند مى‏پذيرد و خداوند دانا و حكيم است. 

 

آيا گمان كرديد كه به حال خود رها مى‏شويد در حالى كه هنوز كسانى كه از شما جهاد كردند و غير از خدا و رسولش و مؤمنان را محرم اسرار خويش انتخاب ننمودند از ديگران مشخص نشده‏اند؟‌‌  بايد آزمون شويد و صفوف از هم جدا گردد و خداوند به آن‌چه عمل مى‏كنيد آگاه است. مشركان حق ندارند مساجد خدا را آباد كنند در حالى كه به كفر خويش گواهى مى‏دهند. آن‌ها اعمالشان نابود و بى‏ارزش شده و در آتش دوزخ جاودانه خواهند ماند. مساجد خدا را تنها كسى آباد مى‏كند كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده و نماز را برپا دارد و زكات را بپردازد و جز از خدا نترسد؛ اميد است چنين گروهى از هدايت‏يافتگان باشند. 

آيا سيراب كردن حجاج و آباد ساختن مسجد الحرام را همانند عمل كسى قرار داديد كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و در راه او جهاد كرده است؟‌‌ اين دو نزد خدا مساوى نيستند و خداوند گروه ظالمان را هدايت نمى‏كند. آن‌ها كه ايمان آوردند و هجرت كردند و با اموال و جآن‌هايشان در راه خدا جهاد نمودند مقامشان نزد خدا برتر است و آن‌ها پيروز و رستگارند. پروردگارشان آن‌ها را به رحمتى از ناحيه‌ي خود و رضايت خويش و باغ‌هايى از بهشت بشارت مى‏دهد كه در آن نعمت‌هاى جاودانه دارند؛  همواره و تا ابد در اين باغ‌ها و در ميان اين نعمت‌ها خواهند بود؛ زيرا پاداش عظيم نزد خداوند است. 

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هرگاه پدران و برادران شما كفر را بر ايمان ترجيح دهند آن‌ها را ولى و يار و ياور و تكيه‏گاه خود قرار ندهيد. كسانى از شما كه آنان را ولى خود قرار دهند ستمگرند. بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طايفه‌ي شما و اموالى كه به دست آورده‏ايد و تجارتى كه از كساد شدنش مى‏ترسيد و خانه‌هائى كه به آن علاقه داريد در نظرتان از خداوند و پيامبرش و جهاد در راهش محبوبتر است در انتظار باشيد كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند و خداوند جمعيت نافرمانبردار را هدايت نمى‏كند. خداوند شما را در جاهاى زيادى يارى كرد و بر دشمن پيروز شديد و در روز حنين نيز يارى نمود؛ در آن هنگام كه فزونى جمعيت‌تان شما را مغرور ساخت ولى اين فزونى جمعيت هيچ به دردتان نخورد و زمين با همه‌ي وسعتش بر شما تنگ شده؛ سپس پشت به دشمن كرده فرار نموديد. سپس خداوند سكينه‌ي‏ خود را بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و لشكرهايى فرستاد كه شما نمى‏ديديد و كافران را مجازات كرد و اين است جزاى كافران. سپس خداوند - بعد از آن- توبه هر كس را بخواهد و شايسته بداند مى‏پذيرد و خداوند آمرزنده و مهربان است. 

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، مشركان ناپاكند؛ پس نبايد بعد از امسال نزديك مسجد الحرام شوند. اگر از فقر مى‏ترسيد خداوند هرگاه بخواهد شما را به كرمش بى‏نياز مى‏سازد و از راه ديگر جبران مى‏كند؛ خداوند دانا و حكيم است. با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا و نه به روز جزا ايمان دارند و نه آن‌چه را خدا و رسولش تحريم كرده حرام مى‏شمرند و نه آيين حق را مى‏پذيرند پيكار كنيد تا زمانى كه با خضوع و تسليم جزيه را به دست خود بپردازند. 

يهود گفتند: عزير پسر خداست و نصارى گفتند: مسيح پسر خداست. اين سخنى است كه با زبان خود مى‏گويند كه همانند گفتار كافران پيشين است؛ خدا آنان را بكشد چه گونه از حق انحراف مى‏يابند؟‌‌ آن‌ها دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند و همچنين مسيح فرزند مريم؛ در حالى كه دستور نداشتند جز خداوند يكتائى را كه معبودى جز او نيست بپرستند. او پاك و منزه است از آنچه همتايش قرار مى‏دهند. آن‌ها مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند؛ ولى خدا جز اين نمى‏خواهد كه نور خود را كامل كند هر چند كافران ناخشنود باشند. او كسى است كه رسولش را با هدايت و آيين حق فرستاد تا آن را بر همه‌ي آيين‏ها غالب گرداند هر چند مشركان كراهت داشته باشند. 

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بسيارى از دانشمندان اهل كتاب و راهبان اموال مردم را به باطل مى‏خورند و آنان را از راه خدا بازمى‏دارند. كسانى كه طلا و نقره را گنجينه و ذخيره و پنهان مى‏سازند و در راه خدا انفاق نمى‏كنند به مجازات دردناكى بشارت ده. در آن روز كه آن را در آتش جهنم گرم و سوزان كرده و با آن صورت‌ها و پهلوها و پشت‌هايشان را داغ مى‏كنند و به آن‌ها مى‏گويند: اين همان چيزى است كه براى خود اندوختيد و گنجينه ساختيد. پس بچشيد چيزى را كه براى خود مى‏اندوختيد. تعداد ماه‏ها نزد خداوند در كتاب الهى از آن روز كه آسمآن‌ها و زمين را آفريده دوازده ماه است؛ كه چهار ماه از آن ماه حرام است و جنگ در آن ممنوع مى‏باشد. اين آيين ثابت و پابرجاى الهى است. بنا بر اين در اين ماه‏ها به خود ستم نكنيد و از هرگونه خونريزى بپرهيزيد. به هنگام نبرد با مشركان دسته جمعى پيكار كنيد همان گونه كه آن‌ها دسته جمعى با شما پيكار مى‏كنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است. جا به جا كردن و تاخير ماه‏هاى حرام افزايشى در كفر مشركاناست؛ كه با آن كافران گمراه مى‏شوند؛ يك سال آن را حلال و سال ديگر آن را حرام مى كنند تا به مقدار ماه‏هايى كه خداوند تحريم كرده بشود و عدد چهار ماه به پندارشان تكميل گردد و به اين ترتيب آن‌چه را خدا حرام كرده حلال بشمرند. اعمال زشت‌شان در نظرشان زيبا جلوه داده شده و خداوند جمعيت كافران را هدايت نمى‏كند.

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، چرا هنگامى كه به شما گفته مى‏شود به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد بر زمين سنگينى مى‏كنيد و سستى به خرج مى‏دهيد؟‌‌  آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شده‏ايد با اين كه متاع زندگى دنيا در برابر آخرت جز اندكى نيست؟ اگر به سوى ميدان جهاد حركت نكنيد شما را مجازات دردناكى مى‏كند و گروه ديگرى غير از شما را به جاى شما قرارمى‏دهد و هيچ زيانى به او نمى‏رسانيد و خداوند بر هر چيزى تواناست. اگر او را يارى نكنيد خداوند او را يارى خواهد كرد و در مشكلترين ساعات او را تنها نخواهد گذاشت؛ آن هنگام كه كافران او را از مكه بيرون كردند در حالى كه دومين نفر بود و يك نفر بيشتر همراه نداشت؛ در آن هنگام كه آن دو در غار بودند و او به همراه خود مى‏گفت: غم مخور خدا با ماست. در اين موقع خداوند سكينه و آرامش خود را بر او فرستاد و با لشكرهايى كه مشاهده نمى‏كرديد او را تقويت نمود و گفتار و هدف كافران را پايين قرار داد و آن‌ها را با شكست مواجه ساخت و سخن خدا و آيين او بالا و پيروز است و خداوند عزيز و حكيم است. 

همگى به سوى ميدان جهاد حركت كنيد؛ سبكبار باشيد يا سنگين بار. با اموال و جآن‌هاى خود در راه خدا جهاد نماييد؛ اين براى شما بهتر است اگر بدانيد. اما گروهى از آن‌ها چنانند كه اگر غنايمى نزديك و در دسترس و سفرى آسان باشد به طمع دنيا از تو پيروى مى‏كنند؛ ولى اكنون كه براى ميدان تبوك راه بر آن‌ها دور و پر مشقت است سر باز مى‏زنند و به زودى به خدا سوگند ياد مى‏كنند كه: اگر توانايى داشتيم همراه شما حركت مى‏كرديم. آن‌ها با اين اعمال و اين دروغ‌ها در واقع خود را هلاك مى‏كنند و خداوند مى‏داند آن‌ها دروغگو هستند. خداوند تو را بخشيد؛ چرا پيش از آنكه راستگويان و دروغگويان را بشناسى به آن‌ها اجازه دادى؟‌‌  خوب بود صبر مى‏كردى تا هر دو گروه خود را نشان دهند. آن‌ها كه به خدا و روز جزا ايمان دارند هيچ گاه براى ترك جهاد در راه خدا با اموال و جآن‌هايشان از تو اجازه نمى‏گيرند و خداوند پرهيزگاران را مى‏شناسد. تنها كسانى از تو اجازه اين كار را مى‏گيرند كه به خدا و روز جزا ايمان ندارند و دل‌هايشان با شك و ترديد آميخته است؛ آن‌ها در ترديد خود سرگردانند. اگر آن‌ها راست مى‏گفتند و اراده داشتند كه به سوى ميدان جهاد خارج شوند وسيله‏اى براى آن فراهم مى‏ساختند. ولى خدا از حركت آن‌ها كراهت داشت؛ از اين رو توفيقش را از آنان سلب كرد و آن‌ها را از جهاد باز داشت و به آنان گفته شد: با قاعدين‏  كودكان و پيران و بيماران بنشينيد. اگر آن‌ها همراه شما به سوى ميدان جهاد خارج مى‏شدند جز اضطراب و ترديد چيزى بر شما نمى‏افزودند و به سرعت در بين شما به فتنه‏انگيزى و ايجاد تفرقه و نفاق مى‏پرداختند و در ميان شما افرادى سست و ضعيف هستند كه به سخنان آن‌ها كاملا گوش فرامى‏دهند و خداوند ظالمان را مى‏شناسد. آن‌ها پيش از اين نيز در پى فتنه‏انگيزى بودند و كارها را بر تو دگرگون ساختند و به هم ريختند؛ تا آن كه حق فرا رسيد و فرمان خدا آشكار گشت و پيروز شديد در حالى كه آن‌ها كراهت داشتند. بعضى از آن‌ها مى‏گويند: به ما اجازه ده تا در جهاد شركت نكنيم و ما را به گناه نيفكن‏. آگاه باشيد آن‌ها هم اكنون در گناه سقوط كرده‏اند و جهنم كافران را احاطه كرده است. هرگاه نيكى به تو رسد آن‌ها را ناراحت مى‏كند و اگر مصيبتى به تو رسد مى‏گويند: ما تصميم خود را از پيش گرفته‏ايم. و بازمى‏گردند در حالى كه خوشحالند. بگو: هيچ حادثه‏اى براى ما رخ نمى‏دهد مگر آن چه خداوند براى ما نوشته و مقرر داشته است؛ او مولا و سرپرست ماست و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل كنند. بگو: آيا درباره‌ي ما جز يكى از دو نيكى را انتظار داريد يا پيروزى يا شهادت؟ ولى ما انتظار داريم كه خداوند عذابى از سوى خودش در آن جهان به شما برساند يا در اين جهان به دست ما مجازات شويد اكنون كه چنين است شما انتظار بكشيد ما هم با شما انتظار مى‏كشيم. بگو: انفاق كنيد؛ خواه از روى ميل باشد يا اكراه هرگز از شما پذيرفته نمى‏شود؛ چرا كه شما قوم فاسقى بوديد. هيچ چيز مانع قبول انفاق‌هاى آن‌ها نشد جز اين كه آن‌ها به خدا و پيامبرش كافر شدند و نماز به جا نمى‏آورند جز با كسالت و انفاق نمى‏كنند مگر با كراهت. فزونى اموال و اولاد آن‌ها تو را در شگفتى فرو نبرد؛ خدا مى‏خواهد آنان را به وسيله‌ي آن در زندگى دنيا عذاب كند و در حال كفر بميرند. آن‌ها به خدا سوگند مى‏خورند كه از شما هستند در حالى كه از شما نيستند؛ آن‌ها گروهى هستند كه مى‏ترسند و به خاطر ترس از فاش شدن اسرارشان دروغ مى‏گويند. اگر پناهگاه يا غارها يا راهى در زير زمين بيابند به سوى آن حركت مى‏كنند و با سرعت و شتاب فرار مى‏كنند. در ميان آن‌ها كسانى هستند كه در تقسيم غنايم به تو خرده مي‌گيرند؛ اگر از آن غنايم سهمى به آن‌ها داده شود راضى مى‏شوند و اگر داده نشود خشم مى‏گيرند؛ خواه حق آن‌ها باشد يا نه. در حالى كه اگر به آن چه خدا و پيامبرش به آنان داده راضى باشند و بگويند: خداوند براى ما كافى است. و به زودى خدا و رسولش از فضل خود به ما مى‏بخشند؛ ما تنها رضاى او را مى‏طلبيم براى آن‌ها بهتر است. 

زكات‌ها مخصوص فقرا و مساكين و كاركنانى است كه براى جمع آورى آن زحمت مى‏كشند و كسانى كه براى جلب محبت‌شان اقدام مى‏شود و براى آزادى بردگان و اداى دين بدهكاران و در راه تقويت آيين خدا و واماندگان در راه؛ اين يك فريضه مهم الهى است و خداوند دانا و حكيم است. از آن‌ها كسانى هستند كه پيامبر را آزار مى‏دهند و مى‏گويند: او آدم خوش‏باورى است. بگو: خوش‏باور بودن او به نفع شماست. ولى بدانيد او به خدا ايمان دارد و تنها مؤمنان را تصديق مى‏كند و رحمت است براى كسانى از شما كه ايمان آورده‏اند. آن‌ها كه رسول خدا را آزار مى‏دهند عذاب دردناكى دارند. آن‌ها براى شما به خدا سوگند ياد مى‏كنند تا شما را راضى سازند؛ در حالى كه شايسته‏تر اين است كه خدا و رسولش را راضى كنند اگر ايمان دارند. آيا نمى‏دانند هر كس با خدا و رسولش دشمنى كند براى او آتش دوزخ است و جاودانه در آن مى‏ماند؟‌‌  اين همان رسوايى بزرگ است. منافقان از آن بيم دارند كه سوره‏اى بر ضد آنان نازل گردد و به آن‌ها از اسرار درون قلب‌شان خبر دهد. بگو: استهزا كنيد. خداوند آن‌چه را از آن بيم داريد آشكار مى‏سازد. اگر از آن‌ها بپرسى: چرا اين اعمال خلاف را انجام داديد؟‌‌ مى‏گويند: ما بازى و شوخى مى‏كرديم. بگو: آيا خدا و آيات او و پيامبرش را مسخره مى‏كرديد؟‌‌ بگو: عذر خواهى نكنيد كه بيهوده است؛ چرا كه شما پس از ايمان آوردن كافر شديد. اگر گروهى از شما را به خاطر توبه مورد عفو قرار دهيم گروه ديگرى را عذاب خواهيم كرد؛ زيرا مجرم بودند. مردان منافق و زنان منافق همه از يك گروهند. آن‌ها امر به منكر و نهى از معروف مى‏كنند و دست‌هايشان را از انفاق و بخشش مى‏بندند؛ خدا را فراموش كردند و خدا نيز آن‌ها را فراموش كرد و رحمت‌اش را از آن‌ها قطع نمود؛ به يقين منافقان همان فاسقانند. خداوند به مردان و زنان منافق و كفار وعده‌ي آتش دوزخ داده؛ جاودانه در آن خواهند ماند. خدا آن‌ها را از رحمت خود دور ساخته و عذاب هميشگى براى آن‌ها است. 

شما منافقان همانند كسانى هستيد كه قبل از شما بودند و راه نفاق پيمودند؛ بلكه آن‌ها از شما نيرومندتر و اموال و فرزندانشان بيشتر بود. آن‌ها از بهره‌ي خود از مواهب الهى در راه گناه و هوس استفاده كردند؛ شما نيز از بهره‌ي خود در اين راه استفاده كرديد همان گونه كه آن‌ها استفاده كردند؛ شما در كفر و نفاق و استهزاى مؤمنان فرو رفتيد همان گونه كه آن‌ها فرو رفتند؛ ولى سرانجام اعمالشان در دنيا و آخرت نابود شد و آن‌ها همان زيانكارانند. آيا خبر كسانى كه پيش از آن‌ها بودند به آنان نرسيده است؟‌‌  قوم نوح‏ و عاد و سه‌مود و قوم ابراهيم‏ و اصحاب مدين‏ قوم شعيب و شهرهاى زير و رو شده‌ي‏  قوم لوط؛ پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند ولى نپذيرفتند؛ خداوند به آن‌ها ستم نكرد اما خودشان بر خويشتن ستم مى‏كردند. 

مردان و زنان باايمان ولى و يار و ياور يكديگرند؛ امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند؛ نماز را برپا مى‏دارند و زكات را مى‏پردازند و خدا و رسولش را اطاعت مى‏كنند؛ به زودى خدا آنان را مورد رحمت خويش قرارمى‏دهد؛ خداوند توانا و حكيم است. خداوند به مردان و زنان باايمان باغ‌هايى از بهشت وعده داده كه نهرها از زير درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند و مسكن‏هاى پاكيزه‏اى در بهشت‌هاى جاودان نصيب آن‌ها ساخته و خشنودى و رضاى خدا از همه اين‌ها برتر است و پيروزى بزرگ همين است. 

 

اى پيامبر، با كافران و منافقان جهاد كن و بر آن‌ها سخت بگير. جايگاهشان جهنم است و چه بد سرنوشتى دارند. به خدا سوگند مى‏خورند كه در غياب پيامبر سخنان نادرست نگفته‏اند؛ در حالى كه قطعا سخنان كفرآميز گفته‏اند و پس از اسلام‏آوردنشان كافر شده‏اند و تصميم به كار خطرناكى گرفتند كه به آن نرسيدند. آن‌ها فقط از اين انتقام مى‏گيرند كه خداوند و رسولش آنان را به فضل و كرم خود بى‏نياز ساختند. با اين حال اگر توبه كنند براى آن‌ها بهتر است و اگر روى گردانند خداوند آن‌ها را در دنيا و آخرت به مجازات دردناكى كيفر خواهد داد و در سراسر زمين نه ولى و حامى دارند و نه ياورى. بعضى از آن‌ها با خدا پيمان بسته بودند كه: اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد قطعا صدقه خواهيم داد و از صالحان و شاكران خواهيم بود. اما هنگامى كه خدا از فضل خود به آن‌ها بخشيد بخل ورزيدند و سرپيچى كردند و روى برتافتند. اين عمل روح نفاق را تا روزى كه خدا را ملاقات كنند در دل‌هايشان برقرار ساخت. اين به خاطر آن است كه از پيمان الهى تخلف جستند و به‌خاطر آن است كه دروغ مى‏گفتند. آيا نمى‏دانستند كه خداوند اسرار و سخنان درگوشى آن‌ها را مى‏داند و خداوند داناى همه غيب‌ها و امور پنهانى است؟‌‌ آن‌هايى كه از مؤمنان اطاعت كار در صدقات‌شان عيبجويى مى‏كنند و كسانى را كه براى انفاق در راه خدا جز به مقدار ناچيز توانائى خود دسترسى ندارند مسخره مى‏نمايند خدا آن‌ها را مسخره مى‏كند و كيفر استهزاكنندگان را به آن‌ها مى‏دهد و براى آن‌ها عذاب دردناكى است. چه براى آن‌ها استغفار كنى و چه نكنى حتى اگر هفتاد بار براى آن‌ها استغفار كنى هرگز خدا آن‌ها را نمى‏آمرزد. چرا كه خدا و پيامبرش را انكار كردند و خداوند جمعيت فاسقان را هدايت نمى‏كند. تخلف‏جويان از جنگ تبوك از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند و كراهت داشتند كه با اموال و جآن‌هاى خود در راه خدا جهاد كنند و به يكديگر و به مؤمنان گفتند: در اين گرما به سوى ميدان حركت نكنيد. به آنان بگو: آتش دوزخ از اين هم گرمتر است. اگر مى‏دانستند. از اين‏رو آن‌ها بايد كمتر بخندند و بسيار بگريند. چرا كه آتش جهنم در انتظارشان است اين جزاى كارهايى است كه انجام مى‏دادند. هرگاه خداوند تو را به سوى گروهى از آنان بازگرداند و از تو اجازه‌ي خروج به سوى ميدان جهاد بخواهند بگو: هيچ گاه با من خارج نخواهيد شد و هرگز همراه من با دشمنى نخواهيد جنگيد. شما نخستين بار به كناره‏گيرى راضى شديد اكنون نيز با متخلفان بمانيد. هرگز بر مرده هيچ يك از آنان نماز نخوان. و بر كنار قبرش براى دعا و طلب آمرزش نايست. چرا كه آن‌ها به خدا و رسولش كافر شدند و در حالى كه فاسق بودند از دنيا رفتند. مبادا اموال و فرزندانشان مايه‌ي شگفتى تو گردد. اين براى آن‌ها نعمت نيست؛ بلكه خدا مى‏خواهد آن‌ها را به اين وسيله در دنيا عذاب كند و جانشان برآيد در حالى كه كافرند. هنگامى كه سوره‏اى نازل شود و به آنان دستور دهد كه: به خدا ايمان بياوريد و همراه پيامبرش جهاد كنيد افرادى از آن‌ها  گروه منافقان كه توانايى دارند از تو اجازه مى‏خواهند و مى‏گويند: بگذار ما با قاعدين  آن‌ها كه از جهاد معافند باشيم. آرى آن‌ها راضى شدند كه با متخلفان باشند و بر دل‌هايشان مهر نهاده شده؛ از اين رو چيزى نمى‏فهمند ولى پيامبر و كسانى كه با او ايمان آوردند با اموال و جآن‌هايشان جهاد كردند همه‌ي نيكي‌ها براى آن‌هاست و آن‌ها همان رستگارانند. خداوند براى آن‌ها باغ‌هايى از بهشت فراهم ساخته كه نهرها از زير درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند بود. اين است رستگارى و پيروزى بزرگ. عذرآورندگان از اعراب نزد تو آمدند كه به آن‌ها اجازه عدم شركت در جهاد داده شود و آن‌ها كه به خدا و پيامبرش دروغ گفتند بدون هيچ عذرى در خانه خود نشستند؛ به زودى به كسانى از آن‌ها كه مخالفت كردند و معذور نبودند عذاب دردناكى خواهد رسيد. بر ضعيفان و بيماران و آن‌ها كه وسيله‏اى براى انفاق در راه جهاد ندارند ايرادى نيست كه در ميدان جنگ شركت نجويند هرگاه براى خدا و رسولش خيرخواهى كنند؛ و از آن‌چه در توان دارند مضايقه ننمايند. بر نيكوكاران راه مؤاخذه نيست و خداوند آمرزنده و مهربان است. نيز ايرادى نيست بر آن‌ها كه وقتى نزد تو آمدند كه آنان را بر مركبى براى جهاد سوار كنى گفتى: مركبى كه شما را بر آن سوار كنم ندارم. از نزد تو بازگشتند در حالى كه چشمان‌شان از اندوه اشكبار بود؛ زيرا چيزى نداشتند كه در راه خدا انفاق كنند و با آن به ميدان بروند. راه مؤاخذه تنها به روى كسانى باز است كه از تو اجازه مى‏خواهند در حالى كه توانگرند و امكانات كافى براى جهاد دارند؛ آن‌ها راضى شدند كه با متخلفان  زنان و كودكان و بيماران بمانند و خداوند بر دل‌هايشان مهر نهاده؛ به همين جهت چيزى نمى‏دانند. هنگامى كه به سوى آن‌ها كه از جهاد تخلف كردند باز گرديد از شما عذرخواهى مى‏كنند؛ بگو: عذرخواهى نكنيد ما هرگز به شما ايمان نخواهيم آورد. چرا كه خدا ما را از اخبارتان آگاه ساخته و خدا و رسولش اعمال شما را مى‏بينند؛ سپس به سوى كسى كه داناى پنهان و آشكار است بازگشت داده مى‏شويد و او شما را به آن چه انجام مى‏داديد آگاه مى‏كند و جزا مى‏دهد. هنگامى كه به سوى آنان بازگرديد براى شما به خدا سوگند ياد مى‏كنند تا از آن‌ها اعراض و صرف نظر كنيد؛ از آن‌ها اعراض كنيد و روى بگردانيد؛ چرا كه پليدند و جايگاهشان دوزخ است به كيفر اعمالى كه انجام مى‏دادند. براى شما قسم ياد مى‏كنند تا از آن‌ها راضى شويد؛ اگر شما از آن‌ها راضى شويد خداوند هرگز از جمعيت فاسقان راضى نخواهد شد. باديه‏نشينان عرب كفر و نفاقشان شديدتر است و به ناآگاهى از حدود و احكامى كه خدا بر پيامبرش نازل كرده سزاوارترند و خداوند دانا و حكيم است. گروهى از اين اعراب باديه‏نشين چيزى را كه در راه خدا انفاق مى‏كنندغرامت محسوب مى‏دارند و انتظار حوادث دردناكى براى شما مى‏كشند؛ حوادث دردناك براى خود آن‌هاست و خداوند شنوا و داناست. گروهى ديگر از عرب‌هاى باديه‏نشين به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند و آن چه را انفاق مى‏كنند مايه‌ي تقرب به خدا و دعاى پيامبر مى‏دانند؛ آگاه باشيد اين‌ها مايه‌ي تقرب آن‌هاست. خداوند به زودى آنان را در رحمت خود وارد خواهد ساخت؛ به يقين خداوند آمرزنده و مهربان است. پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار و كسانى كه به نيكى از آن‌ها پيروى كردند خداوند از آن‌ها خشنود گشت و آن‌ها نيز از او خشنود شدند و باغ‌هايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته كه نهرها از زير درختانش جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند و اين است پيروزى بزرگ. از ميان اعراب باديه‏نشين كه اطراف شما هستند جمعى منافقند و از اهل مدينه نيز گروهى سخت به نفاق پاى بندند. تو آن‌ها را نمى‏شناسى ولى ما آن‌ها را مى شناسيم. به زودى آن‌ها را دو بار مجازات مى‏كنيم: مجازاتى با رسوايى در دنيا و مجازاتى به هنگام مرگ؛ سپس به سوى مجازات بزرگى در قيامت فرستاده مى‏شوند. گروهى ديگر به گناهان خود اعتراف كردند و كار خوب و بد را به هم آميختند؛ اميد مى‏رود كه خداوند توبه‌ي آن‌ها را بپذيرد؛ به يقين خداوند آمرزنده و مهربان است. از اموال آن‌ها صدقه‏اى به عنوان زكات بگير تا بوسيله‌ي آن آن‌ها را پاك سازى و پرورش دهى. به هنگام گرفتن زكات به آن‌ها دعا كن؛ كه دعاى تو مايه‌ي آرامش آن‌هاست و خداوند شنوا و داناست. آيا نمى‏دانستند كه فقط خداوند توبه را از بندگانش مى‏پذيرد و صدقات را مى‏گيرد و خداوند توبه‏پذير و مهربان است؟‌‌ بگو: عمل كنيد. خداوند و فرستاده‌ي او و مؤمنان اعمال شما را مى‏بينند و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانده مى‏شويد و شما را به آن چه عمل مى‏كرديد خبر مى‏دهد. گروهى ديگر به فرمان خدا واگذار شده‏اند و كارشان با خداست؛ يا آن‌ها را مجازات مى‏كند و يا توبه آنان را مى‏پذيرد هر طور كه شايسته باشند و خداوند دانا و حكيم است. گروهى ديگر از آن‌ها كسانى هستند كه مسجدى ساختند براى زيان به مسلمانان و تقويت كفر و تفرقه‏افكنى ميان مؤمنان و كمينگاه براى كسى كه از پيش با خدا و پيامبرش مبارزه كرده بود؛ آن‌ها سوگند ياد مى‏كنند كه: جز نيكى و خدمت نظرى نداشته‏ايم. اما خداوند گواهى مى‏دهد كه آن‌ها دروغگو هستند. هرگز در آن مسجد به عبادت نايست. آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه‌ي تقوا بنا شده شايسته‏تر است كه در آن به عبادت بايستى؛ در آن مردانى هستند كه دوست مى‏دارند پاكيزه باشند و خداوند پاكيزگان را دوست دارد. آيا كسى كه شالوده آن را بر تقواى الهى و خشنودى او بنا كرده بهتر است يا كسى كه اساس آن را بر كنار پرتگاه سستى بنا نموده كه ناگهان در آتش دوزخ فرومى‏ريزد؟ خداوند گروه ستمگران را هدايت نمى‏كند. اما اين بنايى را كه آن‌ها ساختند همواره به صورت يك وسيله‌ي شك و ترديد در دل‌هايشان باقى مى‏ماند؛ مگر اين كه دلهايشان پاره پاره شود و بميرند و گرنه هرگز از دل آن‌ها بيرون نمى‏رود و خداوند دانا و حكيم است. خداوند از مؤمنان جآن‌ها و اموالشان را خريدارى كرده كه در برابرش بهشت براى آنان باشد؛ به اين گونه كه: در راه خدا پيكار مى‏كنند مى‏كشند و كشته مى‏شوند؛ اين وعده حقى است بر او كه در تورات و انجيل و قرآن ذكر فرموده و چه كسى از خدا به عهدش وفادارتر است؟‌‌  اكنون بشارت باد بر شما به داد و ستدى كه با خدا كرده‏ايد و اين است آن پيروزى بزرگ. توبه‏كنندگان، عبادت كاران، سپاسگويان، سياحت كنندگان، ركوع كنندگان، سجده‏آوران، آمران به معروف، نهى كنندگان از منكر و حافظان حدود و مرزهاىالهى مؤمنان حقيقى‏اند  و بشارت ده به اين‌چنين مؤمنان. براى پيامبر و مؤمنان شايسته نبود كه براى مشركان از خداوند طلب آمرزش كنند هر چند از نزديكانشان باشند؛ آن هم پس از آن كه بر آن‌ها روشن شد كه اين گروه اهل دوزخند. استغفار ابراهيم براى پدرش آزر فقط به خاطر وعده‏اى بود كه به او داده بود تا وى را به سوى ايمان جذب كند؛ اما هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست از او بيزارى جست؛ به يقين ابراهيم مهربان و بردبار بود. چنان نبود كه خداوند قومى را پس از آن كه آن‌ها را هدايت كرد و ايمان آوردند گمراه و مجازات كند؛ مگر آن كه امورى را كه بايد از آن بپرهيزند براى آنان بيان نمايد و آن‌ها مخالفت كنند؛ زيرا خداوند به هر چيزى داناست. حكومت آسمآن‌ها و زمين تنها از آن خداست؛ زنده مى‏كند و مى‏ميراند و جز خدا ولى و ياورى نداريد. مسلما خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار كه در زمان عسرت و شدت در جنگ تبوك از او پيروى كردند نمود؛ بعد از آن كه نزديك بود دل‌هاى گروهى از آن‌ها از حق منحرف شود و از ميدان جنگ بازگردند؛ سپس خدا توبه‌ي آن‌ها را پذيرفت كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است. همچنين آن سه نفر كه از شركت در جنگ تبوك تخلف جستند و مسلمانان با آنان قطع رابطه نمودند تا آن حد كه زمين با همه‌ي وسعتش بر آن‌ها تنگ شد؛ حتى در وجود خويش جايى براى خود نمى‏يافتند؛ در آن هنگام دانستند پناهگاهى از خدا جز به سوى او نيست؛ سپس خدا رحمتش را شامل حال آن‌ها نمود و به آنان توفيق داد تا توبه كنند؛ خداوند بسيار توبه‏پذير و مهربان است. 

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد و با صادقان باشيد. سزاوار نيست كه اهل مدينه و باديه‏نشينانى كه اطراف آن‌ها هستند از رسول خدا تخلف جويند و براى حفظ جان خويش از جان او چشم بپوشند. اين به خاطر آن است كه هيچ تشنگى و خستگى و گرسنگى در راه خدا به آن‌ها نمى‏رسد و هيچ گامى كه موجب خشم كافران مى‏شود برنمى‏دارند و ضربه‏اى از دشمن نمى‏خورند مگر اين كه به خاطر آن عمل صالحى براى آن‌ها نوشته مى‏شود؛ زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند. هيچ مال كوچك يا بزرگى را در اين راه انفاق نمى‏كنند و هيچ سرزمينى را به سوى ميدان جهاد و يا در بازگشت نمى‏پيمايند مگر اين كه براى آن‌ها نوشته مى‏شود؛ تا خداوند آن را به عنوان بهترين اعمالشان پاداش دهد. شايسته نيست مؤمنان همگى به سوى ميدان جهاد كوچ كنند؛ چرا از هر گروهى از آنان طايفه‏اى كوچ نمى‏كند و طايفه‏اى در مدينه بماند تا در دين و معارف و احكام اسلام آگاهى يابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آن‌ها را بيم دهند؟‌‌  شايد از مخالفت فرمان پروردگار بترسند و خوددارى كنند. 

 

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، با كافرانى كه به شما نزديكترند پيكار كنيد و دشمن دورتر شما را از دشمنان نزديك غافل نكند. آن‌ها بايد در شما شدت و خشونت و قدرت احساس كنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است. هنگامى كه سوره‏اى نازل مى‏شود بعضى از آنان به ديگران مى‏گويند: اين سوره ايمان كدام يك از شما را افزون ساخت؟‌‌  به آن‌ها بگو: اما كسانى كه ايمان آورده‏اند بر ايمانشان افزوده و آن‌ها به فضل و رحمت الهى خوشحالند. اما آن‌ها كه در دل‌هايشان بيمارى است پليدى بر پليدي‌شان افزوده و از دنيا رفتند در حالى كه كافر بودند. آيا آن‌ها نمى‏بينند كه در هر سال يك يا دو بار آزمايش مى‏شوند؟‌‌ باز توبه نمى‏كنند و متذكر هم نمى‏گردند. هنگامى كه سوره‏اى نازل مى‏شود بعضى از آن‌ها به يكديگر نگاه مى‏كنند و مى‏گويند: آيا كسى شما را مى‏بيند؟ اگر از حضور پيامبر بيرون رويم كسى متوجه ما نمى‏شود.  سپس منصرف مى‏شوند و بيرون مى‏روند؛ خداوند دل‌هايشان را از حق منصرف ساخته؛ چرا كه آن‌ها گروهى هستند كه نمى‏فهمند و بى‏دانشند. 

 

به يقين رسولى از خود شما به سوي‌تان آمد كه رنج‌هاى شما بر او سخت است و اصرار بر هدايت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است. اگر آن‌ها از حق روى بگردانند نگران مباش. بگو: خداوند مرا كفايت مى‏كند؛ هيچ معبودى جز او نيست؛ بر او توكل كردم و او صاحب عرش بزرگ است. 

 

 

ماه سو
حسن مصلحیانی

وحید گل بهاری
نسیم خاکسار
کوشیار پارسی
چند کار از رضا دانشور
موسیقی بوشهری
موسیقی هرمزگان
موسیقی قشقایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

کلمات: اکبر سردوزامی
دوات: رضا قاسمی
باغ در باغ: پاک نیا
اثر: نشریه ی ادبی
مداد: حسین نوش آذر

 

یادداشت

 
 
 

 

tangeeram@yahoo.com

This is Sardar Salehi`s non-commercial site