داستان کوتاه

داستان بلند
ـــــــــــــــــــــــــ
تقاص‌طلبی نوستالژیک
قلندرانه‌ها
سیر و پرسه در متون

پریشیده‌های‌پریشان‌حیالی

ـــــــــــــــــــــــــ

سفر بازگشت
پرده خوانی ها
از موسا تا محمد

ـــــــــــــــــــــــــ
 

 

 

نسخه ی چاپی

شعرا

 

به نام خداوند بخشنده‌ي مهربان

طسم

اين آيات كتاب روشنگر است: گويى مى‏خواهى جان خود را از شدت اندوه از دست دهى به خاطر اين كه آن‌ها ايمان نمى‏آورند! اگر ما اراده كنيم، از آسمان بر آنان آيه‏اى نازل مى‏كنيم كه گردن‌هايشان در برابر آن خاضع گردد. هيچ ذكر تازه‏اى از سوى خداوند مهربان براى آن‌ها نمى‏آيد مگر اين كه از آن روى‏گردان مى‏شوند. آنان تكذيب كردند؛ اما به زودى اخبار كيفر آن چه را استهزا مى‏كردند به آنان مى‏رسد! آيا آنان به زمين نگاه نكردند كه چقدر از انواع گياهان پرارزش در آن رويانديم؟ در اين، نشانه‌ي روشنى است ولى بيشترشان هرگز مؤمن نبوده‏اند!

و پروردگار تو عزيز و رحيم است!

 

به خاطر بياور هنگامى را كه پروردگارت موسا را ندا داد كه به سراغ قوم ستم‌كار برو و قوم ستم‌كار را بگو آيا خداترس و پرهيزكار نمي‌شويد؟

گفت: پروردگارا! از آن بيم دارم كه مرا تكذيب كنند، و سينه‏ام تنگ شود... زبانم به قدر كافى گويا نيست؛ هارون را نيز رسالت ده تا مرا يارى كند. آنان بر گردن من گناهى دارند؛ مى‏ترسم مرا بكشند.

گفت: چنين نيست. شما هر دو با آيات ما برويد؛ ما با شما هستيم و سخنان‌تان را مى‏شنويم.

به سراغ فرعون برويد و بگوييد: ما فرستاده پروردگار جهانيان هستيم؛ بنى اسرائيل را با ما بفرست!

 

گفت: آيا ما تو را در كودكى در ميان خود پرورش نداديم و سال‌هايى از زندگيت را در ميان ما نبودى و سرانجام، آن كارت را انجام دادى؟ تو از ناسپاسانى!

گفت: من آن كار را انجام دادم در حالى كه از بى‏خبران بودم! پس هنگامى كه از شما ترسيدم فرار كردم؛ و پروردگارم به من حكمت و دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد. آيا اين منتى است كه تو بر من مى‏گذارى كه بنى اسرائيل را برده خود ساخته‏اى؟

گفت: پروردگار عالميان چيست؟

گفت: پروردگار آسمان‌ها و زمين و آن چه ميان آن دو است، اگر اهل يقين هستيد!.

به اطرافيانش گفت: آيا نمى‏شنويد؟

موسا گفت: او پروردگار شما و پروردگار نياكان شماست.

گفت: پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده مسلما ديوانه است.

گفت: او پروردگار مشرق و مغرب و آن چه ميان آن دو است مى‏باشد، اگر شما عقل و انديشه خود را به كار مى‏گرفتيد!

گفت: اگر معبودى غير از من برگزينى، تو را از زندانيان قرار خواهم داد!

گفت: حتى اگر نشانه آشكارى براى تو بياورم؟

گفت: اگر راست مى‏گويى آن را بياور!

در اين هنگام موسا عصاى خود را افكند و ناگهان مار عظيم و آشكارى شد؛ و دست خود را در گريبان فرو برد و بيرون آورد و در برابر بيننده‌گان سفيد و روشن بود. 

به گروهى كه اطراف او بودند گفت: اين ساحر آگاه و ماهرى است! او مى‏خواهد با سحرش شما را از سرزمين‌تان بيرون كند. شما چه نظر مى‏دهيد؟

گفتند: او و برادرش را مهلت ده؛ و ماموران را براى بسيج به تمام شهرها اعزام كن تا هر ساحر ماهر و دانايى را نزد تو آورند.

سرانجام ساحران براى وعده‏گاه روز معينى جمع‏آورى شدند و به مردم گفته شد: آيا شما نيز در اين صحنه اجتماع مى‏كنيد تا اگر ساحران پيروز شوند از آنان پيروى كنيم؟

هنگامى كه ساحران آمدند، به فرعون گفتند: آيا اگر ما پيروز شويم، پاداش مهمى خواهيم داشت؟

گفت:  در آن صورت شما از مقربان خواهيد بود!

 

موسا به ساحران گفت: آنچه را مى‏خواهيد بيفكنيد، بيفكنيد!

آنها طناب‌ها و عصاهاى خود را افكندند و گفتند: به عزت فرعون ما قطعا پيروزيم!

سپس موسى عصايش را افكند، ناگهان تمام وسايل دروغين آنها را بلعيد.

فورا همه‌ي ساحران به سجده افتادند.

گفتند: ما به پروردگار عالميان ايمان آورديم، پروردگار موسا و هارون!

گفت: آيا پيش از اين كه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ مسلما او بزرگ و استاد شما است كه به شما سحرآموخته اما به زودى خواهيد دانست! دست‌ها و پاهاى شما را به عكس يكديگر قطع مى‏كنم و همه‌ي شما را به دار مى‏آويزم!

گفتند: مهم نيست ما به سوى پروردگارمان بازمى‏گرديم! ما اميدواريم كه پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد، چرا كه ما نخستين ايمان‏آورندگان بوديم.

 

و به موسا وحى كرديم كه شبانه بندگانم را از مصر كوچ ده، زيرا شما مورد تعقيب هستيد. فرعون از اين ماجرا آگاه شد و ماموران بسيج نيرو را به شهرها فرستاد و گفت: اين‌ها مسلما گروهى اندكند و اين‌ها ما را به خشم آورده‏اند؛ ما همگى آماده پيكاريم.

و ما آن ها را از باغ ها و چشمه‏ها بيرون رانديم و از گنج‌ها و قصرهاى مجلل. آرى، اينچنين كرديم! و بنى اسرائيل را وارث آنها ساختيم!

آنان به تعقيب بنى اسرائيل پرداختند، و به هنگام طلوع آفتاب به آن‌ها رسيدند. هنگامى كه دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسا گفتند: ما در چنگال فرعونيان گرفتار شديم!

گفت: چنين نيست! يقينا پروردگارم با من است، به زودى مرا هدايت خواهد كرد. 

و به دنبال آن به موسا وحى كرديم: عصايت را به دريا بزن! عصايش را به دريا زد و دريا از هم شكافته شد و هر بخشى همچون كوه عظيمى بود و در آن جا لشكر فرعون را نيز به دريا نزديك ساختيم و موسا و تمام كسانى را كه با او بودند نجات داديم. سپس ديگران را غرق كرديم!

در اين جريان، نشانه‌ي روشنى است ولى بيشترشان ايمان نياوردند!

و پروردگارت شكست‏ناپذير و مهربان است!

 

بر آنان خبر ابراهيم را بخوان. هنگامى كه به پدر و قومش گفت: چه چيز را مى‏پرستيد؟

گفتند: بتهايى را مى‏پرستيم و همه روز ملازم عبادت آنهاييم.

گفت: آيا هنگامى كه آنها را مى‏خوانيد صداى شما را مى‏شنوند؟ يا سود و زيانى به شما مى‏رسانند؟

گفتند: ما فقط نياكان خود را يافتيم كه چنين مى‏كنند.

گفت: آيا ديديد اين چيزهايى را كه پيوسته پرستش مى‏كرديد، شما و پدران پيشين شما... همه‌ي آنها دشمن من هستند و من دشمن آن‌هايم. مگر پروردگار عالميان، همان كسى كه مرا آفريد، و پيوسته راهنمائيم مى‏كند و كسى كه مرا غذا مى‏دهد و سيراب مى‏نمايد و هنگامى كه بيمار شوم مرا شفا مى‏دهد و كسى كه مرا مى‏ميراند و سپس زنده مى‏كند و كسى كه اميد دارم گناهم را در روز جزا ببخشد. پروردگارا! به من علم و دانش ببخش مرا به صالحان ملحق كن و براى من در ميان امتهاى آينده، زبان صدق و ذكر خيرى قرار ده و مرا وارثان بهشت پرنعمت گردان و پدرم را بيامرز كه او از گمراهان بود. در آن روز كه مردم برانگيخته مى‏شوند، مرا شرمنده و رسوا مكن! در آن روز كه مال و فرزندان سودى نمى‏بخشد مگر كسى كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد. در آن روز بهشت براى پرهيزكاران نزديك مى‏شود و دوزخ براى گمراهان آشكار مى‏گردد و به آنان گفته مى‏شود: كجا هستند معبودانى كه آنها را پرستش مى‏كرديد... معبودهايى غير از خدا؟ آيا آن ها شما را يارى مى‏كنند، يا كسى به يارى آن ها مى‏آيد؟

در آن هنگام همه آن معبودان با عابدان گمراه به دوزخ افكنده مى‏شوند و همچنين همگى لشكريان ابليس. آن‌ها در آن‌جا در حالى كه به مخاصمه برخاسته‏اند مى‏گويند: به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكارى بوديم، چون شما را با پروردگار عالميان برابر مى‏شمرديم اما كسى جز مجرمان ما را گمراه نكرد. افسوس كه امروز شفاعت‏كنندگانى براى ما وجود ندارد و نه دوست گرم و پرمحبتى! اى كاش بار ديگر به دنيا بازگرديم و از مؤمنان باشيم!

در اين ماجرا، نشانه‌اي است؛ ولى بيشتر آنان مؤمن نبودند!

و پروردگار تو عزيز و رحيم است!

 

قوم نوح رسولان را تكذيب كردند، هنگامى كه برادرشان نوح به آنان گفت: آيا تقوا پيشه نمى‏كنيد؟ مسلما من براى شما پيامبرى امين هستم! تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد. من براى اين دعوت هيچ مزدى از شما نمى‏طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالميان است!  پس، از خدا پروا و از من پي‌روي كنيد.

گفتند: آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالى كه افراد پست و بى‏ارزش از تو پي‌روى كرده‏اند؟

گفت: من چه مى‏دانم آنها چه كارى داشته‏اند. حساب آن‌ها تنها با پروردگار من است اگر شما مى‏فهميديد! من هرگز مؤمنان را طرد نخواهم كرد. من تنها ترساننده‏اى آشكارم.

گفتند: اى نوح! اگر دست برندارى، سنگباران خواهى شد!

گفت: پروردگارا! قوم من، مرا تكذيب كردند. اكنون ميان من و آنها جدايى بيفكن؛ و مرا و مؤمنانى را كه با من هستند رهايى بخش!

ما، او و كسانى را كه با او بودند در آن كشتى كه پر بود رهايى بخشيديم سپس بقيه را غرق كرديم.

در اين ماجرا نشانه روشنى است؛ اما بيشتر آنان مؤمن نبودند.

و پروردگار تو عزيز و رحيم است.

 

قوم عاد نيز رسولان را تكذيب كردند هنگامى كه برادرشان هود گفت: آيا تقوا پيشه نمى‏كنيد؟ مسلما من براى شما پيامبرى امين هستم. پس از خدا پروا و از من پي‌روي كنيد. من در برابر اين دعوت، هيچ اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم؛ اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است. آيا شما بر هر مكان مرتفعى نشانه‏اى از روى هوا و هوس مى‏سازيد و قصرها و قلعه‏هاى زيبا و محكم بنا مى‏كنيد شايد در دنيا جاودانه بمانيد و هنگامى كه كسى را مجازات مى‏كنيد همچون جباران كيفر مى‏دهيد؟ پس تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد و از نافرمانى خدايى بپرهيزيد كه شما را به نعمت‌هايى كه مى‏دانيد امداد كرده؛

شما را به چهارپايان و نيز پسران امداد فرموده؛ همچنين به باغ‌ها و چشمه‏ها. من بر شما از عذاب روزى بزرگ مى‏ترسم!

آن‌ها گفتند: براى ما تفاوت نمى‏كند، چه ما را بترساني يا نترساني؛ بيهوده خود را خسته مكن. اين همان روش و افسانه‏هاى پيشينيان است. ما هرگز مجازات نخواهيم شد!

آنان هود را تكذيب كردند، ما هم نابودشان كرديم.

و در اين، آيت ‏و نشانه‏اى است؛ ولى بيشتر آنان مؤمن نبودند!

و پروردگار تو عزيز و رحيم است!

 

قوم سه‌مود رسولان را تكذيب كردند هنگامى كه صالح به آنان گفت: آيا تقوا پيشه نمى‏كنيد؟ من براى شما پيامبرى امين هستم! پس از خدا پروا و از من پي‌روي كنيد. من در برابر اين دعوت اجر و پاداشى از شما نمى‏طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالميان است. آيا شما تصور مى‏كنيد هميشه در نهايت امنيت در نعمت‌هايى كه اين‌جاست مى‏مانيد، در اين باغ‌ها و چشمه‏ها، در اين زراعت‌ها و نخل‌هايى كه ميوه‏هايش شيرين و رسيده است و از كوه‏ها خانه‏هايى مى‏تراشيد و در آن به عيش و نوش مى‏پردازيد؟ پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد. همان‌ها كه در زمين فساد مى‏كنند و اصلاح نمى‏كنند!

گفتند: تو از افسون شدگانى و عقل خود را از دست داده‏اى. تو فقط بشرى همچون مائى؛ اگر راست مى‏گويى آيت و نشانه‏اى بياور!

گفت: اين ناقه آيت است. براى او سهمى از آب و روز معيني و براى شما سهم و روز معينى است. كمترين آزارى به آن نرسانيد، كه عذاب روزى بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!

سرانجام بر آن ناقه حمله نموده آن را پى‏ كردند؛ سپس از كرده خود پشيمان شدند و عذاب الهى آنان را فرا گرفت.

در اين، آيت و نشانه‏اى است؛ ولى بيشتر آنان مؤمن نبودند.

و پروردگار تو عزيز و رحيم است!

 

قوم لوط فرستادگان خدا را تكذيب كردند، هنگامى كه برادرشان لوط به آنان گفت: آيا تقوا پيشه نمى‏كنيد؟ من براى شما پيامبرى امين هستم پس تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد. من در برابر اين دعوت، اجرى از شما نمى‏طلبم، اجر من فقط بر پروردگار عالميان است! آيا در ميان جهانيان، شما عمل زشت و منكر با مردها مي‌كنيد و همسرانى را كه پروردگارتان براى شما آفريده است رها مى‏كنيد؟ حقا شما قوم تجاوزگرى هستيد!

گفتند: اى لوط! اگر دست برندارى، به يقين از اخراج شدگان خواهى بود!

گفت: من دشمن سرسخت اعمال شما هستم. پروردگارا! من و خاندانم را از آن چه اين ها انجام مى‏دهند رهايى بخش!

ما او و تمامى خاندانش را نجات داديم، جز پيرزنى كه در ميان بازماندگان بود. سپس ديگران را هلاك كرديم و بارانى از سنگ بر آن ها فرستاديم؛ چه باران بدى بود باران انذارشدگان.

در اين داستان آيتى است؛ اما بيشترشان مؤمن نبودند. 

و پروردگار تو عزيز و رحيم است!

 

اصحاب ايكه رسولان را تكذيب كردند، هنگامى كه شعيب به آنها گفت: آيا تقوا پيشه نمى‏كنيد؟ مسلما من براى شما پيامبرى امين هستم پس تقواى الهى پيشه كنيد و مرا اطاعت نماييد من در برابر اين دعوت، پاداشى از شما نمى‏طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالميان است. حق پيمانه را ادا كنيد و ديگران را به خسارت نيفكنيد، با ترازوى صحيح وزن كنيد، حق مردم را كم نگذاريد و در زمين تلاش براى فساد نكنيد و از نافرمانى كسى كه شما و اقوام پيشين را آفريد بپرهيزيد!

آنها گفتند: تو فقط از افسون‏شدگانى. تو بشرى همچون مائى، تنها گمانى كه درباره تو داريم اين است كه از دروغگوياني. اگر راست مى‏گويى، سنگ‌هايى از آسمان بر سر ما بباران!

گفت: پروردگار من به اعمالى كه شما انجام مى‏دهيد داناتر است!

سرانجام او را تكذيب كردند و عذاب روز سايبان آنها را فراگرفت؛ يقينا آن عذاب روز بزرگى بود.

و در اين ماجرا، آيت و نشانه‏اى است؛ ولى بيشتر آنها مؤمن نبودند.

و پروردگار تو عزيز و رحيم است!

 

مسلما اين قرآن از سوى پروردگار جهانيان نازل شده است روح الامين آن را نازل كرده است... بر قلب تو تا از انذاركنندگان باشى!

آن را به زبان عربى آشكار نازل كرد و توصيف آن در كتاب‌هاى پيشينيان نيز آمده است. آيا همين نشانه براى آنها كافى نيست كه علماى بنى اسرائيل بخوبى از آن آگاهند؟ هرگاه ما آن را بر بعضى از عجم‌ها نازل مى‏كرديم و او آن را بر ايشان مى‏خواند به آن ايمان نمى‏آوردند. آرى اين گونه با بيانى رسا قرآن را در دل‌هاى مجرمان وارد مى‏كنيم اما به آن ايمان نمى‏آورند تا عذاب دردناك را با چشم خود ببينند. ناگهان به سراغشان مى‏آيد، در حالى كه توجه ندارند و در آن هنگام مى‏گويند: آيا به ما مهلتى داده خواهد شد؟ آيا براى عذاب ما عجله مى‏كنند؟ به ما خبر ده، اگر باز هم ساليانى آن‌ها را از اين زندگى بهره‏مند سازيم سپس عذابى كه به آن‌ها وعده داده شده به سراغشان بيايد اين تمتع و بهره‏گيرى از دنيا براى آن‌ها سودى نخواهد داشت. ما هيچ شهر و ديارى را هلاك نكرديم مگر اين كه انذاركنندگانى داشتند تا متذكر شوند؛ و ما هرگز ستمكار نبوديم. شياطين و جنيان هرگز اين آيات را نازل نكردند. براى آنها سزاوار نيست و قدرت ندارند. آنها از شنيدن اخبار آسمان‌ها بركنارند.

هيچ معبودى را با خداوند مخوان، كه از معذبين خواهى بود. خويشاوندان نزديكت را انذار كن و بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مى‏كنند بگستر! اگر تو را نافرمانى كنند بگو: من از آن چه شما انجام مى‏دهيد بيزارم! و بر خداوند عزيز و رحيم توكل كن. همان كسى كه تو را به هنگامى كه براى عبادت برمى‏خيزى مى‏بيند و نيز حركت تو را در ميان سجده‏كنندگان. اوست خداى شنوا و دانا.

 

آيا به شما خبر دهم كه شياطين بر چه كسى نازل مى‏شوند؟ آن‌ها بر هر دروغگوى گنهكار نازل مى‏گردند؛ آن چه را مى‏شنوند به ديگران القا مى‏كنند و بيشترشان دروغگو هستند و شاعران را مردم جاهل و گمراه پي‌روي كنند. آيا نمى‏بينى آن‌ها در وادى حيرت سرگشته‌اند و بسيار سخن‌ها مي‌گويند كه به يكي از آن عمل نكنند؟ مگر آن شاعران كه اهل ايمان و نيكوكار بوده و ياد خدا بسيار كردند و براي انتقام از هجوي و ستمي كه در حق آن‌ها شده از حق ياري خواستند و آن‌ها كه ظلم و ستم كردند به زودي خواهند دانست به چه كيفرگاه و دوزخ انتقامي بازگشت مي‌كنند.

 

 

ماه سو
حسن مصلحیانی

وحید گل بهاری
نسیم خاکسار
کوشیار پارسی
چند کار از رضا دانشور
موسیقی بوشهری
موسیقی هرمزگان
موسیقی قشقایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

کلمات: اکبر سردوزامی
دوات: رضا قاسمی
باغ در باغ: پاک نیا
اثر: نشریه ی ادبی
مداد: حسین نوش آذر

 

یادداشت

 
 
 

 

tangeeram@yahoo.com

This is Sardar Salehi`s non-commercial site