صفحه ی اول

 

 

 


نسخه ی پی دی اف

پاره‌ای از کتاب مقدس: سفر تثنیه

 

رساله‌ی موساــ 1

 

 

اگر الاغ یا گاو برادرت را در راه افتاده ببینی از آن روی مگردان، البته آن را برخیزان.

 

متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد. زیرا هر که این کار کند مکروه یه‌هوه خدای تو است.

 

اگر اتفاقی آشیانه‌ی مرغی در راه به نظر تو آید، خواه بر درخت، خواه بر زمین و در آن بچه‌ها یا تخم‌ها نشسته باشد مادر و بچه‌ها را نگیر. مادر را البته رها کن و بچه‌ها را برای خود بگیر تا برای تو نیکو شود و عمر دراز کنی.

 

چون خانه‌ی نو بنا کنی بر پشت بام خود دیوار بساز مبادا کسی از آن بیفتد و خون بر خانه‌ی خود بیاوری.

 

دو گونه تخم نکار مبادا تمامی آن یعنی هم تخمی که کاشته‌ای و هم محصول تاکستان وقف شود.

 

گاو و الاغ را برای خیش جفت نکن.

 

پارچه‌ی مخطط از پشم و کتان نپوش.

 

بر چهارگوشه‌ی رختی که خود را می‌پوشانی رشته‌ها بساز.

 

اگر کسی برای خود زنی گیرد و چون بدو درآید او را مکروه دارد و اینک اسباب حرف بدو نسبت داده می‌گوید دختر تو را باکره نیافتم آن‌گاه پدر و مادر آن دختر علامت بکارت دختر خود را برداشته نزد مشایخ شهر، نزد دروازه بیاورند و پدر دختر به مشایخ بگوید دختر خود را به این مرد به زنی داده‌ام از او کراهت دارد و اینک اسباب حرف بدو نسبت داده می‌گوید دختر تو را باکره نیافتم. علامت بکارت دختر من این است. پس جامه را پیش مشایخ شهر بگستراند. پس مشایخ شهر آن مرد را گرفته تنبیه کنند. و او را صد مثقال نقره جریمه کرده به پدر دختر دهند. چون که بر باکره‌ی اسرائیل بدنامی آورده است و او زن وی خواهد بود و تمامی عمرش نمی‌تواند او را رها کند. لیکن اگر این سخن راست باشد و علامت بکارت دختر پیدا نشود دختر را نزد در خانه‌ی پدرش بیرون آورند و اهل شهر او را سنگسار کنند تا بمیرد. چون که در خانه‌ی پدر خود زنا کرده است و در اسرائیل قباحتی نموده است، پس بدی را از میان خود دور کرده‌ای.

 

اگر مردی یافت شود که با زن شوهرداری هم‌بستر شده باشد پس هردو یعنی مردی که با زن خوابیده است و زن کشته شوند پس بدی را از اسرائیل دور کرده‌ای. اگر دختر باکره به مردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته با او هم‌بستر شود پس هردوی ایشان را نزد دروازه‌ی شهر بیرون آورده ایشان را سنگسار کرده تا بمیرند. دختر را چون در شهر بود و فریاد نکرد و مرد را چون که زن همسایه‌ی خود را ذلیل کرد پس بدی را از خود دور کرده‌ای. اما اگر آن مرد دختری نامزد را در صحرا یابد و آن مرد به او زور آورده و با او بخوابد پس آن مرد که با او خوابید تنها کشته شود. اما با دختر هیچ مکن. زیرا بر دختر گناه مستلزم مرگ نیست بلکه مثل این است که کسی بر همسایه‌ی خود برخاسته او را بکشد. چون که او را در صحرا یافت و دختر نامزد فریاد برآورد و برایش رهاننده‌ای نبود.

 

هیچ کس زن پدر خود را نگیرد و دامن پدر خود را منکشف نکند.

 

اگر در زمینی که یه‌هوه خدایت برای تصرفش به تو می‌دهد مقتولی در صحرا افتاده پیدا شود و معلوم نباشد که قاتل کیست آن‌گاه مشایخ و داوران تو بیرون آمده مسافت شهرهایی را که اطراف مقتول است بپیمایند اما مشایخ شهری که نزدیک‌تر به مقتول است گوساله‌ی رمه‌ای را که با آن خیش نزده باشند و یوغ به آن نبسته‌اند بگیرند و مشایخ آن شهر آن گوساله را در وادی‌ای که آب در آن همیشه جاری باشد و در آن خیش نزده و شخم نکرده باشند فرود آورند و آن‌جا در وادی گردن گوساله را بشکنند. و بنی لاوی کهنه نزدیک بیایند. چون که یه‌هوه خدایت ایشان را برگزیده است تا او را خدمت نمایند و به نام خداوند برکت دهند و برحسب قول ایشان هر منازعه و آزاری فیصله پذیرد. جمیع مشایخ آن شهری که نزدیک‌تر به مقتول است دست خود را بر گوساله‌ای که گردنش در وادی شکسته شده است بشویند و جواب داده بگویند: دست‌های ما این خون نریخته و چشم‌های ما ندیده است. ای خداوند قوم خود اسرائیل را که فدیه داده‌ای بیامرز و مگذار که خون بی‌گناه در میان قوم تو بماند. پس برای ایشان عفو خواهد شد. پس خون بی‌گناه را از میان خود رفع کرده‌ای، هنگامی که آن‌چه در نظر خداوند راست است به عمل آورده‌ای.

 

چون بیرون روی تا با دشمنان خود جنگ کنی و یه‌هوه خدایت ایشان را به دستت تسلیم نماید و ایشان را اسیر کنی و در میان اسیران زن خوب‌صورتی دیدی و عاشق او شدی و خواستی او را به زنی بگیری او را به خانه‌ی خود ببر و او سر خود را بتراشد و ناخن خود را بگیرد و رخت اسیری خود را بیرون کرده در خانه‌ی تو بماند و برای پدر و مادر خود یک ماه تمام ماتم بگیرد و بعد از آن با او درآمده شوهر او بشو و او زن تو خواهد بود و اگر از وی راضی نباشی او را به خواهش دلش رها کن. لیکن او را هرگز به نقره نفروش و با او سخنی به سختی نگو. چون که او را ذلیل کرده‌ای.

 

اگر مردی را دو زن باشد، یکی محبوبه و یکی مکروهه و محبوبه و مکروهه هردو برایش پسر بزایند و پسر مکروهه نخست‌زاده باشد در روزی که اموال خود را به پسران خویش تقسیم نماید نمی‌تواند پسر محبوبه را بر پسر مکروهه که نخست‌زاده است حق نخست‌زاده‌گی دهد. بلکه حصه‌ی مضاعف از جمیع اموال خود را به پسر مکروهه داده او را نخست‌زاده‌ی خویش اقرار کند زیرا که او ابتدای قوت او است و نخست‌زاده‌گی از آن او می‌باشد.

 

اگر کسی را پسری سرکش و فتنه‌انگیز باشد که سخن پدر و سخن مادر خود را گوش ندهد و هرچند او را تأدیب نمایند ایشان را نشنود پدر و مادرش او را گرفته نزد مشایخ شهرش به دروازه‌ی محله‌اش بیاورند و به مشایخ شهر گویند این پسر ما سرکش و فتنه‌انگیز است، سحن ما را نمی‌شنود و مسرف و می‌گسار است جمیع اهل شهرش او را سنگسار کنند تا بمیرد. پس بدی از میان خود دور کرده‌ای و تمام اسرائیل چون بشنوند خواهند ترسید.

 

اگر کسی گناهی را که مستلزم موت است کرده باشد و کشته شود و او را به دار کشیده باشی بدنش در شب بر دار نماند. او را البته در همان روز دفن کن زیرا که بر دار آویخته شود ملعون خدا است تا زمینی را که یهوه خدایت تو را به ملکیت می‌دهد نجس نسازی.

 

 

 

 

 

 

   

 

 

tangeeram@yahoo.com

This is Sardar Salehi`s non-commercial site