داستان کوتاه

داستان بلند
ـــــــــــــــــــــــــ
تقاص‌طلبی نوستالژیک
قلندرانه‌ها
سیر و پرسه در متون

پریشیده‌های‌پریشان‌حیالی

ـــــــــــــــــــــــــ

سفر بازگشت
پرده خوانی ها
از موسا تا محمد

ـــــــــــــــــــــــــ
 

 

 

نسخه ی چاپی

مريم

 

به نام خداوند بخشنده‌ي مهربان

كهيعص

اين يادى است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‏اش زكريا: در آن هنگام كه پروردگارش را در خلوتگاه پنهان خواند. گفت: پروردگارا. استخوانم سست شده؛ و شعله‌ي پيرى تمام سرم را فرا گرفته و من هرگز در دعاى تو، از اجابت محروم نبوده‏ام. من از بستگانم بعد از خودم بيمناكم كه حق پاسدارى از آيين تو را نگاه ندارند. و همسرم نازا و عقيم است؛ تو از نزد خود جانشينى به من ببخش كه وارث من و دودمان يعقوب باشد؛ و او را مورد رضايتت قرار ده.

اى زكريا. ما تو را به فرزندى بشارت مى‏دهيم كه نامش يحيى‏ است؛ و پيش از اين، همنامى براى او قرار نداده‏ايم.

گفت: پروردگارا. چه گونه براى من فرزندى خواهد بود در حالى كه همسرم نازا و عقيم است و من نيز از شدت پيرى افتاده شده‏ام؟

فرمود: پروردگارت اين گونه گفته است. اين بر من آسان است؛ و قبلا تو را آفريدم در حالى كه چيزى نبودى.

عرض كرد: پروردگارا. نشانه‏اى براى من قرار ده.

فرمود: نشانه‌ي تو اين است كه سه شبانه روز قدرت تكلم نخواهى داشت؛ در حالى كه زبانت سالم است.

او از محراب عبادتش به سوى مردم بيرون آمد و با اشاره به آن ها گفت: صبح و شام خدا را تسبيح گوييد.

ــ اى يحيى. كتاب خدا را با قوت بگير.

و ما فرمان نبوت و عقل كافى در كودكى به او داديم و رحمت و محبتى از ناحيه خود به او بخشيديم و پاكى دل و جان و او پرهيزگار بود.

او نسبت به پدر و مادرش نيكوكار بود و جبار و متكبر نبود. سلام بر او، آن روز كه تولد يافت و آن روز كه مى‏ميرد و آن روز كه زنده برانگيخته مى‏شود.

 

در اين كتاب مريم را ياد كن، آن هنگام كه از خانواده‏اش جدا شد و در ناحيه‌ي شرقى بيت المقدس قرار گرفت و ميان خود و آنان حجابى افكند. در اين هنگام، ما روح خود را به سوى او فرستاديم و او در شكل انسانى بى‏عيب و نقص بر مريم ظاهر شد.

او گفت: من از شر تو، به خداى رحمان پناه مى‏برم اگر پرهيزگارى.

گفت: من فرستاده پروردگار توام تا پسر پاكيزه‏اى به تو ببخشم.

گفت: چه گونه ممكن است فرزندى براى من باشد در حالى كه تا كنون انسانى با من تماس نداشته و زن آلوده‏اى هم نبوده‏ام؟

گفت: مطلب همين است. پروردگارت فرموده: اين كار بر من آسان است. ما او را مى‏آفرينيم، تا قدرت خويش را آشكار سازيم و او را براى مردم نشانه‏اى قرار دهيم و رحمتى باشد از سوى ما و اين امرى است پايان يافته و جاى گفت‌وگو ندارد.

سرانجام به او باردار شد و او را به نقطه‌ي دور دستى برد و خلوت گزيد. درد زايمان او را به كنار تنه‌ي درخت خرمايى كشاند؛ آن قدر ناراحت شد كه گفت: اى كاش پيش از اين مرده بودم و به كلى فراموش مى‏شدم.

ناگهان از طرف پايين پايش او را صدا زد كه: غمگين مباش. پروردگارت زير پاى تو چشمه آبى گوارا قرار داده است و اين تنه‌ي نخل را به طرف خود تكان ده، رطب تازه‏اى بر تو فرو مى‏ريزد. از اين غذاى لذيذ بخور؛ و از آن آب گوارا بنوش؛ و چشمت را به اين مولود جديد روشن دار و هرگاه كسى از انسان‌ها را ديدى با اشاره بگو: من براى خداوند رحمان روزه‏اى نذر كرده‏ام؛ بنابراين امروز با هيچ انسانى هيچ سخن نمى‏گويم. و بدان كه اين نوزاد، خودش از تو دفاع خواهد كرد.

مريم در حالى كه او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آورد؛ گفتند: اى مريم. كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى.

اى خواهر هارون. نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت زن بد كاره‏اى.

مريم به او اشاره كرد.

گفتند: چه گونه با كودكى كه در گاهواره است سخن بگوييم؟

ناگهان عيسى زبان به سخن گشود و گفت: من بنده خدايم؛ او كتاب آسمانى به من داده؛ و مرا پيامبر قرار داده است و مرا -هر جا كه باشم- وجودى پربركت قرار داده و تا زمانى كه زنده‏ام مرا به نماز و زكات توصيه كرده است و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده و جبار و شقى قرار نداده است و سلام خدا بر من، در آن روز كه متولد شدم و در آن روز كه مى‏ميرم و آن روز كه زنده برانگيخته خواهم شد.

اين است عيسى پسر مريم؛ گفتار حقى كه در آن ترديد مى‏كنند.

هرگز براى خدا شايسته نبود كه فرزندى اختيار كند. منزه است او. هرگاه چيزى را فرمان دهد، مى‏گويد: باش. همان دم موجود مى‏شود و خداوند، پروردگار من و شماست. او را پرستش كنيد؛ اين است راه راست.

ولى گروه‏هايى از ميان پيروانش اختلاف كردند؛ واى به حال كافران از مشاهده روز بزرگ. در آن روز كه نزد ما مى‏آيند، چه گوش‌هاى شنوا و چه چشمهاى بينايى پيدا مى‏كنند. ولى اين ستمگران امروز در گمراهى آشكارند. آنان را از روز حسرت بترسان، در آن هنگام كه همه چيز پايان مى‏يابد و آن‌ها در غفلتند و ايمان نمى‏آورند. ما زمين و تمام كسانى را كه بر آن هستند، به ارث مى‏بريم؛ و همگى به سوى ما بازگردانده مى‏شوند.

 

در اين كتاب، ابراهيم را ياد كن كه او بسيار راستگو و پيامبر خدا بود. هنگامى كه به پدرش گفت: اى پدر. چرا چيزى را مى‏پرستى كه نه مى‏شنود و نه مى‏بيند و نه هيچ مشكلى را از تو حل مى‏كند؟ اى پدر! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است؛ بنابر اين از من پيروى كن، تا تو را به راه راست هدايت كنم. اى پدر! شيطان را پرستش مكن، كه شيطان نسبت به خداوند رحمان عصيانگر بود. اى پدر! من از اين مى‏ترسم كه از سوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد، در نتيجه از دوستان شيطان باشى.

گفت: اى ابراهيم. آيا تو از معبودهاى من روى گردانى؟ اگر دست برندارى، تو را سنگسار مى‏كنم. براى مدتى طولانى از من دور شو.

گفت: سلام بر تو. من به زودى از پروردگارم برايت تقاضاى عفو مى‏كنم؛ چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است و از شما و آن‌چه غير خدا مى‏خوانيد، كناره‏گيرى مى‏كنم و پروردگارم را مى‏خوانم و اميدوارم در خواندن پروردگارم بى‏پاسخ نمانم.

هنگامى كه از آنان و آن‌چه غير خدا مى‏پرستيدند كناره‏گيرى كرد، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را پيامبرى قرار داديم و از رحمت خود به آنان عطا كرديم؛ و براى آنها نام نيك و مقام برجسته‏اى در ميان همه امت‌ها قرار داديم.

 

و در اين كتاب از موسا ياد كن، كه او مخلص بود و رسول و پيامبرى والا مقام. ما او را از طرف راست كوه طور فراخوانديم و نجواكنان او را به خود نزديك ساختيم و ما از رحمت خود، برادرش هارون را -كه پيامبر بود- به او بخشيديم.

 

و در اين كتاب از اسماعيل ياد كن، كه او در وعده‏هايش صادق و رسول و پيامبرى بزرگ بود. او همواره خانواده‏اش را به نماز و زكات فرمان مى‏داد؛ و همواره مورد رضايت پروردگارش بود.

 

و در اين كتاب، از ادريس نيز ياد كن، او بسيار راستگو و پيامبر بزرگى بود و ما او را به مقام والايى رسانديم.

آنها پيامبرانى بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم و از كسانى كه با نوح بر كشتى سوار كرديم و از دودمان ابراهيم و يعقوب و از كسانى كه هدايت كرديم و برگزيديم. آن ها كسانى بودند كه وقتى آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده مى‏شد به خاك مى‏افتادند در حالى كه سجده مى‏كردند و گريان بودند. اما پس از آنان، فرزندان ناشايسته‏اى روى كار آمدند كه نماز را تباه كردند و از شهوات پيروى نمودند و به زودى مجازات گمراهى خود را خواهند ديد. مگر آنان كه توبه كنند و ايمان بياورند و كار شايسته انجام دهند؛ چنين كسانى داخل بهشت مى‏شوند و كمترين ستمى به آنان نخواهد شد. وارد باغهايى جاودانى مى‏شوند كه خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده است؛ هر چند آن را نديده‏اند؛ مسلما وعده خدا تحقق يافتنى است. در آن جا هرگز گفتار لغو و بيهوده‏اى نمى‏شنوند و جز سلام در آن جا سخنى نيست؛ و هر صبح و شام روزى آنان در بهشت مقرر است. اين همان بهشتى است كه به بندگان پرهيزگار خود، به ارث مى‏دهيم.

 

ما جز به فرمان پروردگار تو نازل نمى‏شويم؛ آنچه پيش روى ما و پشت سر ما و آن چه ميان اين دو مى‏باشد همه از آن اوست و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده است. همان پروردگار آسمان‌ها و زمين و آن چه ميان آن دو قرار دارد. او را پرستش كن و در راه عبادتش شكيبا باش. آيا مثل و مانندى براى او مى‏يابى؟

انسان مى‏گويد: آيا پس از مردن، زنده از گور بيرون خواهم آمد؟

آيا انسان به خاطر نمى‏آورد كه ما پيش از اين او را آفريديم در حالى كه چيزى نبود؟ سوگند به پروردگارت كه همه آنها را همراه با شياطين در قيامت جمع مى‏كنيم؛ سپس همه را -در حالى كه به زانو درآمده‏اند- گرداگرد جهنم حاضر مى‏سازيم. سپس از هر گروه و جمعيتى كسانى را كه در برابر خداوند رحمان از همه سركش تر بوده‏اند جدا مى‏كنيم. بعد از آن، ما به خوبى از كسانى كه براى سوختن در آتش سزاوارترند، آگاهتريم و همه‌ي شما وارد جهنم مى‏شويد؛ اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت. سپس آن ها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى مى‏بخشيم و ظالمان را -در حالى كه از ضعف و ذلت به زانو درآمده‏اند- در آن رها مى‏سازيم و هنگامى كه آيات روشن ما بر آنان خوانده مى‏شود، كافران به مؤمنان مى‏گويند: كدام يك از دو گروه ما و شما جايگاهش بهتر و جلسات انس و مشورتش زيباترو بخشش او بيشتر است؟ چه بسيار اقوامى را پيش از آنان نابود كرديم كه هم مال و ثروتشان از آنها بهتر بودو هم ظاهرشان آراسته‏تر.

بگو: كسى كه در گمراهى است، بايد خداوند به او مهلت دهد تا زمانى كه وعده‌ي الهى را با چشم خود ببينند: يا عذاب اين دنيا، يا عذاب قيامت. آن روز خواهند دانست چه كسى جايش بدتر و لشكرش ناتوان‌تر است. اما كسانى كه در راه هدايت گام نهادند، خداوند بر هدايتشان مى‏افزايد؛ و آثار شايسته‏اى كه از انسان باقى مى‏ماند، ثوابش در پيشگاه پروردگارت بهترو عاقبتش خوبتر است. آيا ديدى كسى را كه به آيات ما كافر شد و گفت: اموال و فرزندان فراوانى به من داده خواهد شد؟ آيا او از غيب آگاه گشته، يا از نزد خدا عهد و پيمانى گرفته است؟ هرگز چنين نيست. ما به زودى آن چه را مى‏گويد مى‏نويسيم و عذاب را بر او مستمر خواهيم داشت.

آن چه را او مى‏گويد از اموال و فرزندان، از او به ارث مى‏بريم و به صورت تنها نزد ما خواهد آمد و آنان غير از خدا، معبودانى را براى خود برگزيدند تا مايه‌ي عزتشان باشد. چه پندار خامى؟ هرگز چنين نيست. به زودى معبودها منكر عبادت آنان خواهند شد؛ بلكه بر ضدشان قيام مى‏كنند. آيا نديدى كه ما شياطين را بسوى كافران فرستاديم تا آنان را شديدا تحريك كنند؟ پس درباره آنان شتاب مكن؛ ما آنها و اعمالشان را به دقت شماره مي‌كنيم. در آن روز كه پرهيزگاران را دسته جمعى به سوى خداوند رحمان و پاداشهاى او محشور مى‏كنيم و مجرمان را (همچون شتران تشنه‏كامى كه‏به سوى آبگاه مى‏روند) به جهنم مى‏رانيم. آنان هرگز مالك شفاعت نيستند؛ مگر كسى كه نزد خداوند رحمان، عهد و پيمانى دارد.

 

گفتند: خداوند رحمان فرزندى براى خود برگزيده است‏.

راستى مطلب زشت و زننده‏اى گفتيد. نزديك است به خاطر اين سخن آسمان ها از هم متلاشى گردد و زمين شكافته شود و كوه‏ها به شدت فرو ريزد. از اين رو كه براى خداوند رحمان فرزندى قائل شدند. در حالى كه هرگز براى خداوند رحمان سزاوار نيست كه فرزندى برگزيند. تمام كسانى كه در آسمان‌ها و زمين هستند بنده‌ي اويند. خداوند همه آنها را احصا كردهو به دقت شمرده است و همگى روز رستاخيز تك و تنها نزد او حاضر مى‏شوند.

مسلما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، خداوند رحمان محبتى براى آنان در دل‌ها قرار مى‏دهد و ما فقط آن قرآن را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را بوسيله‌ي آن بشارت دهى و دشمنان سرسخت را با آنان انذار كنى.

چه بسيار اقوام بى‏ايمان و گنهكارى را كه پيش از آنان هلاك كرديم؛ آيا احدى از آنها را احساس مى‏كنى يا كمترين صدايى از آنان مى‏شنوى؟

 

 

 

ماه سو
حسن مصلحیانی

وحید گل بهاری
نسیم خاکسار
کوشیار پارسی
چند کار از رضا دانشور
موسیقی بوشهری
موسیقی هرمزگان
موسیقی قشقایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

کلمات: اکبر سردوزامی
دوات: رضا قاسمی
باغ در باغ: پاک نیا
اثر: نشریه ی ادبی
مداد: حسین نوش آذر

 

یادداشت

 
 
 

 

tangeeram@yahoo.com

This is Sardar Salehi`s non-commercial site