داستان کوتاه

داستان بلند
ـــــــــــــــــــــــــ
تقاص‌طلبی نوستالژیک
قلندرانه‌ها
سیر و پرسه در متون

پریشیده‌های‌پریشان‌حیالی

ـــــــــــــــــــــــــ

سفر بازگشت
پرده خوانی ها
از موسا تا محمد

ـــــــــــــــــــــــــ
 

 

 

نسخه ی چاپی

خورشيد

به نام حداوند بحشينده ي مهربان

به خورشيد و برآمدش، به نيم‌روز: والشمس والضحها، به ماه كه پي‌رو آفتاب تابان است.

قسم به روز هنگامي كه نور مي‌گسترد، به شب وقتي كه عالم سياه مي‌شود و قسم به آسمان بلند و آن كس كه اين كاخ برآورده است. قسم به زمين و آن كس كه آن را بگستراند. قسم به نفس آدمي و آن كس كه آن را آفريده است و به او خير و شر را الهام كرده است، هر كس خود را از كناه و بدكاري دور كند به يقين رستگار خواهد شد و هركس از نفس خويش پي‌روي كند نوميد و زيانكار خواهد شد. طايفه‌ي سه مود به سركشي برآمدند و منكر نبوت صالح پيغمبرشان شدند. هنگامي كه اشق‌قايشان بلند شد صالح فرستاده‌ي خدا به او گفت: اين ناقه آيت خدا است. از خدا بترسيد و تشنه‌اش نگذاريد!

آن قوم از فرمان رسول سركشيد و ناقه‌ي خدا را پي كرد. پرودگارشان آن‌ها را به خاطر گناه‌شان درهم‌كوبيد و با خاك يكسان كرد: صاف!

ــ او هرگز از فرجام كار بيم ندارد. لايخاف عقابها!

 

ماه

 

ساعت رسيد و ماه دو شقه شد: وانشق القمر!

و هرگاه نشانه و معجزه‏اى ببينند روى گردانده مى‏گويند: «اين سحرى مستمر است‏»! آنها آيات خدا را تكذيب كردند و از هواى نفس‌شان پيروى نمودند؛ و هر امرى قرارگاهى دارد. به اندازه كافى براى بازداشتن از بدي‌ها اخبار انبيا و امت‌هاى پيشين به آنان رسيده است. اين آيات، حكمت بالغه الهى است؛ اما انذارها براى افراد لجوج فايده نمى‏دهد!

از آن‌ها روى بگردان و روزى را به ياد آور كه دعوت كننده الهى مردم را به امر وحشتناكى دعوت مى‏كند:

ــ دعوت به حساب اعمال!

آنان در حالى كه چشمهايشان از شدت وحشت به زير افتاده، همچون ملخ‌هاى پراكنده از قبرها خارج مى‏شوند، در حالى كه بر اثر وحشت به سوى اين دعوت كننده گردن مى‏كشند؛ كافران مى‏گويند: «امروز روز سخت و دردناكى است!»

پيش از آنها قوم نوح تكذيب كردند. آرى بنده‌ي ما نوح را تكذيب كرده و گفتند: «او ديوانه است!» و با آزارها از ادامه رسالتش بازداشته شد.

او به درگاه پروردگار عرضه داشت:«من مغلوب اين قوم سركش شده‏ام، انتقام مرا از آنها بگير!»

در اين هنگام درهاى آسمان را با آبى فراوان و پى‏درپى گشوديم و زمين را شكافتيم و چشمه‏هاى زيادى بيرون فرستاديم؛ و اين دو آب به اندازه مقدر با هم درآميختند و درياى وحشتناكى شد! و او را بر مركبى از الواح و ميخ‌هايى ساخته شده سوار كرديم؛ مركبى كه زير نظر ما حركت مى‏كرد!

ــ اين كيفرى بود براى كسانى كه به او كافر شده بودند!

 

ما اين ماجرا را به عنوان نشانه‏اى در ميان امتها باقى گذارديم؛ آيا كسى هست كه پند گيرد!

 

اكنون بنگريد عذاب و انذارهاى من چه گونه بود:

 

ما قرآن را براى تذكر آسان ساختيم؛ آيا كسى هست كه متذكر شود؟ قوم عاد نيز پيامبر خود را تكذيب كردند؛ پس ببينيد عذاب و انذارهاى من چه گونه بود. ما تندباد وحشتناك و سردى را در يك روز شوم مستمر بر آنان فرستاديم كه مردم را همچون تنه‏هاى نخل ريشه‏كن شده از جا برمى‏كند! پس ببينيد عذاب و انذارهاى من چگونه بود!

 

ما قرآن را براى تذكر آسان ساختيم؛ آيا كسى هست كه متذكر شود! طايفه سه‌مود نيز كه انذارهاى الهى را تكذيب كردند و گفتند: «آيا ما از بشرى از جنس خود پيروى كنيم! اگر چنين كنيم در گمراهى و جنون خواهيم بود، آيا از ميان ما تنها بر او وحى نازل شده؟ نه، او آدم بسيار دروغگوى هوسبازى است.» ولى فردا مى‏فهمند چه كسى دروغگوى هوسباز است!

 

ما «ناقه‏» را براى آزمايش آن‌ها مى‏فرستيم؛ در انتظار پايان كار آنان باش و صبر كن و به آنها خبر بده كه بايد آب در ميانشان تقسيم شود، يك روز سهم ناقه و يك روز براى آن‌ها و هر يك در نوبت خود بايد حاضر شوند. آن‌ها يكى از ياران خود را صدا زدند، او به سراغ اين كار آمد و ناقه راپى كرد! پس بنگريد عذاب و انذارهاى من چه گونه بود!  ما فقط يك صيحه بر آن‌ها فرستاديم و به دنبال آن همگى به صورت گياه خشكى درآمدند كه صاحب چهارپايان جمع‏آورى مى‏كند!

 

ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختيم؛ آيا كسى هست كه متذكر شود! قوم لوط انذارهاى پى‏درپى پيامبرشان را تكذيب كردند؛ ما بر آن‌ها تندبادى كه ريگ‌ها را به حركت درمى‏آورد فرستاديم و همه را هلاك كرديم، جز خاندان لوط را كه سحرگاهان نجاتشان داديم! اين نعمتى بود از ناحيه‌ي ما؛ اين گونه هر كسى را كه شكر كند پاداش مى‏دهيم. او آن‌ها را از مجازات ما بيم داد، ولى بر آن‌ها اصرار بر مجادله و القاى شك داشتند!

قوم از لوط خواستند ميهمانانش را در اختيارشان بگذارد؛ ولى ما چشمانشان را نابينا و گفتيم: بچشيد عذاب و انذارهاى مرا! سرانجام صبحگاهان و در اول روز عذابى پايدار و ثابت به سراغ‌شان آمد و گفتيم: پس بچشيد عذاب و انذارهاى مرا!

 

ما قرآن را براى يادآورى آسان ساختيم؛ آيا كسى هست كه متذكر شود! و همچنين انذارها و هشدارها يكى پس از ديگرى به سراغ آل فرعون آمد، اما آن‌ها همه آيات ما را تكذيب كردند و ما آن‌ها را گرفتيم و مجازات كرديم. گرفتن شخصى قدرتمند و توانا! آيا كفار شما بهتر از آنانند يا براى شما امان‏نامه‏اى در كتب آسمانى نازل شده است؟ يا مى‏گويند: «ما جماعتى متحد و نيرومند و پيروزيم‏»؟ ولى بدانند كه به زودى جمع‌شان شكست مى‏خورد و پا به فرارمى‏گذارند!  علاوه بر اين رستاخيز موعد آن‌هاست و مجازات قيامت هول‌ناكتر و تلخ‌تر است!

مجرمان در گمراهى و شعله‏هاى آتش‌اند در آن روز كه در آتش دوزخ به صورتشان كشيده مى‏شوند و به آنها گفته مى‏شود: بچشيد آتش دوزخ را!

البته ما هر چيز را به اندازه آفريديم و فرمان ما يك امر بيش نيست، همچون يك چشم بر هم زدن!

 

ما كسانى را كه در گذشته شبيه شما بودند هلاك كرديم؛ آيا كسى هست كه پند گيرد؟ هر كارى را انجام دادند در نامه‏هاى اعمالشان ثبت است و هر كار كوچك و بزرگى نوشته شده است. يقينا پرهيزگاران در باغ‌ها و نهرهاى بهشتى جاى دارند، در جايگاه صدق نزد خداوند مالك مقتدر! في مقعدالصدق عند مليك مقتدر...

 

ستاره

 

قسم به ستاره وقتي كه پايين كشيده مي‌شود: والنجم اذاهوي كه دوست شما  هرگز منحرف نگشته است، در گمراهي نبوده است و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد و سخن او هيچ مگر وحي نيست. او را جبرئيل آن ملك توانا آموخته است. آن ملك مطلقي كه به خلقت كامل جلوه كرد و آن رسول در افق اعلاي كمال بود.

سپس نزديكتر و نزديكتر شد... بدان نزديكي كه با او به قدر دو كمان نزديك‌تر از آن شد؛ در اين جا خداوند آنچه را وحى كردنى بود به بنده‏اش وحى نمود. قلب پاك او در آن چه ديد هرگز دروغ نگفت.

ــ آيا با او درباره‌ي آن چه با چشم خود ديده مجادله مى‏كنيد؟

بار ديگر نيز او را مشاهده كرد، نزد «سدرة المنتهى‏» كه «جنت الماوى‏» در آن جا است! در آن هنگام كه چيزى خيره‏كننده‏ سدرة المنتهى را پوشانده بود، دیده‌اش به جایی دیگر میل نکرد و از حد تجاوز نکرد. او پاره‏اى از آيات و نشانه‏هاى بزرگ پروردگارش را ديد!

 

به من خبر دهيد آيا بت‌هاى «لات‏» و «عزى‏»... و «منات‏» كه سومين است، آن بت ديگرتان، دانستيد آيا كه چيزي بي بو و بي ضرر بود؟ آيا سهم شما پسر است و سهم او دختر در حالى كه به زعم شما دختران كم ارزش‏ترند؟ در اين صورت اين تقسيمى ناعادلانه است! اين‌ها فقط نام‌هايى است كه شما و پدرانتان بر آن‌ها گذاشته‏ايد نام‌هايى بى‏محتوا و اسم‌هايى بى مسما، و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده؛ آنان فقط از گمان‌هاى بى‏اساس و هواى نفس پيروى مى‏كنند در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است.

آيا آن چه انسان تمنا دارد به آن مى‏رسد؟ در حالى كه آخرت و دنيا از آن خداست!

 

بسيار ملك در آسمان‌ها هست كه شفاعتش سودمند نيست و جز به امر خدا بر آن كس كه خدا بخواهد و از او خوشنود باشد. كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، فرشتگان را دختر خدا نامگذارى مى‏كنند. آن‌ها هرگز به اين سخن دانشى ندارند، تنها از پندارهاي بى‏پايه پيروى مى‏كنند با اينكه پندار هم در فهم حق و حقيقت هيچ سود ندارد. حال كه چنين است از كسى كه از ياد ما روى مى‏گرداند و جز زندگى مادى دنيا را نمى‏طلبد اعراض كن!

اين آخرين حد آگاهى آن ها است؛ پروردگار تو كسانى را كه از راه او گمراه شده‏اند بهتر مى‏شناسد و همچنين هدايت‏يافتگان را از همه بهتر مى‏شناسد و براى خدا است آن چه در آسمان ها و آن چه در زمين است تا بدكاران را به كيفر كارهاى بدشان برساند و نيكوكاران را در برابر اعمال نيكشان پاداش دهد. همان‌ها كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مى‏كنند، جز گناهان صغيره كه گاه آلوده آن مى‏شوند؛ آمرزش پروردگار تو گسترده است؛ او نسبت به شما از همه آگاه‌تر است از آن هنگام كه شما را از زمين آفريد و در آن موقع كه به صورت جنين‌هايى در زهدان مادرانتان بوديد؛ پس خودستايى نكنيد، او پرهيزگاران را بهتر مى‏شناسد!

ــ* آيا ديدى آن كس را كه روى گردان شد و كمى عطا كرد و از بيشتر امساك نمود؟ آيا نزد او علم غيب است و مى‏بيند كه ديگران مى‏توانند گناهان او را بر دوش گيرند يا از آن چه در كتب موسى نازل گرديده با خبر نشده است و در كتب ابراهيم، همان كسى كه وظيفه‌ي خود را بطور كامل ادا كرد كه هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمى‏گيرد و اين كه براى انسان بهره‏اى جز سعى و كوشش او نيست و اين كه تلاش او به زودى ديده مى‏شود، سپس به او جزاى كافى داده خواهد شد؟ آيا از كتب پيشين انبيا به او نرسيده است كه همه‌ي امور به پروردگارت منتهى مى‏گردد و اين كه اوست كه خنداند و گرياند و اوست كه ميراند و زنده كرد و اوست كه خلق را از براي اُنس نر و ماده آفريد... از نطفه‌اي آفريد كه از مردان به زه‌دان زنان مي‌ريزد و هم ايجاد نشأۀ آخرت خواهد كرد. هم او بنده‌گان را بي نياز كند و سرمايه بخشد. هم اوست پروردگار ستاره‌ي «شعرا»!

و آيا به انسان نرسيده است كه در كتب انبياى پيشين آمده كه خداوند قوم عاد نخستين را هلاك كرد و همچنين قوم «سه‌مود» را و كسى از آنان را باقى نگذارد و نيز قوم نوح را پيش از آن ها، چرا كه آنان از همه ظالم‌تر و سركش‌تر بودند و نيز شهرهاى زير و رو شده قوم لوط را فرو كوبيد، سپس آن ها را با عذاب سنگين پوشانيد؟

 

بگو: در كدام يك از نعمتهاى پروردگارت ترديد دارى! اين پيامبر بيم‏دهنده‏اى از بيم‏دهندگان پيشين است. آنچه بايد نزديك شود، نزديك شده است. ساعت فرا مى‏رسد و هيچ كس جز خدا نمى‏تواند سختي‌هاى آن را برطرف سازد.

آيا از اين سخن تعجب مى‏كنيد و مى‏خنديد و نمى‏گرييد و پيوسته در غفلت و هوسرانى به سر مى‏بريد؟ بعد از اين سجده و عبادت خدا بكنيد: فسجدوالله واعبدوا!

 

* يك مترجم شيعه آورده است كه اين اشاره به عثمان است كه در حديث آمده است كه روزي شتري با بار به عبدالله‌ابن سعد داد كه در محشر بار گناهش را بكشد.

 

 

ماه سو
حسن مصلحیانی

وحید گل بهاری
نسیم خاکسار
کوشیار پارسی
چند کار از رضا دانشور
موسیقی بوشهری
موسیقی هرمزگان
موسیقی قشقایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

کلمات: اکبر سردوزامی
دوات: رضا قاسمی
باغ در باغ: پاک نیا
اثر: نشریه ی ادبی
مداد: حسین نوش آذر

 

یادداشت

 
 
 

 

tangeeram@yahoo.com

This is Sardar Salehi`s non-commercial site