داستان کوتاه

داستان بلند
ـــــــــــــــــــــــــ
تقاص‌طلبی نوستالژیک
قلندرانه‌ها
سیر و پرسه در متون

پریشیده‌های‌پریشان‌حیالی

ـــــــــــــــــــــــــ

سفر بازگشت
پرده خوانی ها
از موسا تا محمد

ـــــــــــــــــــــــــ
 

 

 

نسخه ی چاپی

الغاشيه

 

از حديث‌الغاشيه چيزي شنيده‌اي؟ خبر هولناك بلاي عالمگير قيامت و محشر به گوش‌ات رسيده است؟ چهره‌ي گروهي ترسناك و ذليل باشد. همه‌ي كارشان رنج و پيوسته در آتش فروزان دوزخ‌ند. از چشمه‌هاي گرم مي‌نوشند و غذاشان از ضريع است كه علفي به طعم پوست است كه ستوران در آن نمي‌چرند و به آن نه سير مي‌شوند و نه فربه. چهره‌ي گروهي ديگر شادمان و خوشنود از سعي و كوشش خويش كه در جنات عليه جا گرفته‌اند. در آن‌جا هيچ سخن بيهوده نشنوند و در آن بهشت چشمه‌ها جاري است و هم آن‌جا تخت‌هاي عالي نهاده‌اند و كرسي‌هاي بلندپايه و قدح‌هاي بزرگ و مسند و بالش‌ها...

 

در خلقت شتر نمي‌نگرند آيا؟ نمي‌نگرند كه چه‌گونه خلق شد؟ در خلقت كاخ بلند آسمان انديشه نمي‌كنند كه چه‌گونه محكم به نظم گردش و اشعه و انوار نيكو آفريد؟ كوه‌ها را نمي‌بينند كه چه‌گونه بر زمين برافراشته‌اند؟ و به زمين نمي‌نگرند كه چه‌گونه گسترده است؟

ــ متذكر ساز كه كار تو جز تذكر نيست. تو بر آن‌ها توانا نيستي.

هركس از حق روي بگرداند و كافر شود خدا او را عذابي عظيم خواهد داد.

 

ــ البته برگشت آن‌ها به سوي ما است و آن‌گاه حساب‌شان با ما خواهد بود.

 

* غاشيه را روكش زين آورده اند و قيامت.

 

 

ماه سو
حسن مصلحیانی

وحید گل بهاری
نسیم خاکسار
کوشیار پارسی
چند کار از رضا دانشور
موسیقی بوشهری
موسیقی هرمزگان
موسیقی قشقایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

کلمات: اکبر سردوزامی
دوات: رضا قاسمی
باغ در باغ: پاک نیا
اثر: نشریه ی ادبی
مداد: حسین نوش آذر

 

یادداشت

 
 
 

 

tangeeram@yahoo.com

This is Sardar Salehi`s non-commercial site