|
|
|
|
|||||||
|
داستان بلند
سفر بازگشت ــــــــــــــــــــــــــــــــ
کلمات: اکبر سردوزامی
مداد: حسین نوش آذر ــــــــــــــــــــــــــــــــ
وحید گل بهاری ــــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــ
|
|
کتاب اشعیای نبی
رؤياي اشعيا ابن آموص كه آن را دربارهيهودا و اورشليم، در روزهاي عزّيا و يوتام و آحاز و حزقيا، پادشاهان يهودا ديد.
واي بر امّت خطاكار و قومي كه زير بار گناه ميباشند و بر ذريّت شريران و پسران مفسد. خداوند را ترك كردند و قدّوس اسرائيل را اهانت نمودند و به سوي عقب منحرف شدند. چرا ديگر ضرب يابيد و زياده فتنه نماييد؟ تمامي سر بيمار است و تمامي دل مريض. از كف پا تا به سر در آن تندرستي نيست بلكه جراحت و كوفتگي و زخم متعفّن است كه نه بخيه شده و نه بسته گشته و نه با روغن التيام شده است. ولايت شما ويران و شهرهاي شما به آتش سوخته شده است. غريبان، زمين شما را در نظر شما ميخورند و آن مثل واژگوني بيگانهگان خراب گرديده است و دختر صهيون مثل سايهبان در تاكستان و مانند كپر در بوستان خيار و مثل شهر محاصره شده متروك است. اگر يهوه صبايوت بقيّهی اندكي براي ما وانميگذاشت، مثل سدوم ميشديم و مانند عموره ميگشتيم. اي حاكمان سدوم كلام خداوند را بشنويد و اي قوم عموره شريعت خداي ما را گوش بگيريد. خداوند ميگويد از كثرت قربانيهاي شما مرا چه فايده است؟ از قربانيهاي سوختني قوچها و پيه پرواريها سير شدهام و به خون گاوان و برهها و بزها رغبت ندارم. وقتي كه ميآييد تا به حضور من حاضر شويد كيست كه اين را از دست شما طلبيده است كه دربار مرا پايمال كنيد؟ هداياي باطل ديگر مياوريد. بخور نزد من مكروه است و غرّه ماه و سَبَّت و دعوت جماعت نيز. گناه را با محفل مقدّس نميتوانم تحمّل نمايم. غرّهها و عيدهاي شما را جان من نفرت دارد؛ آنها براي من بار سنگين است كه از تحمّل نمودنش خسته شدهام. هنگامي كه دستهاي خود را دراز ميكنيد چشمان خود را از شما خواهم پوشانيد و چون دعاي بسيار ميكنيد اجابت نخواهم نمود زيرا كه دستهاي شما پر از خون است. خويشتن را شسته، طاهر نماييد و بدي اعمال خويش را از نظر من دور كرده، از شرارت دست برداريد. نيكوكاري را بياموزيد و انصاف را بطلبيد. مظلومان را رهايي دهيد، يتيمان را دادرسي كنيد و بيوه زنان را حمايت نماييد. خداوند ميگويد: «بياييد تا با همديگر محاجه نماييم. اگر گناهان شما مثل ارغوان باشد مانند برف سفيد خواهد شد و اگر مثل قرمز سرخ باشد مانند پشم خواهد شد. اگر خواهش داشته، اطاعت نماييد، نيكويي زمين را خواهيد خورد. امّا اگر ابا نموده، تمرّد كنيد، شمشير شما را خواهد خورد»، زيرا كه دهان خداوند چنين ميگويد.
شهر امين چهگونه زانيه شده است. آنكه از انصاف مملّو ميبود و عدالت در وي سكونت ميداشت، امّا حال قاتلان. نقره تو به دُرد مبدّل شده و شراب تو از آب ممزوج گشته است. سروران تو متمرّد شده و رفيق دزدان گرديده، هريك از ايشان رشوه را دوست ميدارند و در پي هدايا ميروند. يتيمان را دادرسي نمينمايند و دعوي بيوه زنان نزد ايشان نميرسد. بنابر اين، خداوند يهوه صبايوت قدير اسرائيل ميگويد: هان من از خصمان خود استراحت خواهم يافت و از دشمنان خويش انتقام خواهم كشيد و دست خود را بر تو برگردانيده، دُرْد تو را بالكلّ پاك خواهم كرد و تمامي ريمات را دور خواهم ساخت و داوران تو را مثل اوّل و مشيران تو را مثل ابتدا خواهم برگردانيد و بعد از آن به شهر عدالت و قريه امين مسمّي' خواهي شد. صهيون به انصاف فديه داده خواهد شد و انابت كنندهگانش به عدالت و هلاكت عاصيان و گناهكاران با هم خواهد شد و آناني كه خداوند را ترك نمايند نابود خواهند گرديد. زيرا ايشان از درختان بلوطي كه شما خواسته بوديد خجل خواهند شد و از باغاتي كه شما برگزيدهبوديد رسوا خواهند گرديد. زيرا شما مثل بلوطي كه برگش پژمرده و مانند باغي كه آب نداشته باشد خواهيد شد و مرد زورآور پُرزه كتان و عملش شعله خواهد شد و هردوي آنها با هم سوخته خواهند گرديد و خاموش كنندهاي نخواهد بود.
دربارهی يهودا و اورشليم
و در ايّام آخر واقع خواهد شد كه كوه خانه خداوند برقلّه كوهها ثابت خواهد شد و فوق تلّها برافراشته خواهد گرديد و جميع امّتها بهسوي آن روان خواهند شد و قومهاي بسيار عزيمت كرده، خواهند گفت: «بياييد تا به كوه خداوند و به خانه خداي يعقوب برآييم تا طريقهاي خويش را به ما تعليم دهد و به راههاي وي سلوك نماييم.» زيرا كه شريعت از صهيون و كلام خداوند از اورشليم صادر خواهد شد و او امّتها را داوري خواهد نمود و قومهاي بسياري را تنبيه خواهد كرد و ايشان شمشيرهاي خود را براي گاوآهن و نيزههاي خويش را براي ارّهها خواهند شكست و امّتي بر امّتي شمشير نخواهد كشيد و بار ديگر جنگ را نخواهند آموخت. ــ اي خاندان يعقوب بياييد تا در نور خداوند سلوك نماييم.
روز خداوند
زيرا قوم خود يعني خاندان يعقوب را ترك كردهاي، چونكه از رسوم مشرقي مملّو و مانند فلسطينيان فالگير شدهاندو با پسران غربا دست زدهاند و زمين ايشان از نقره و طلا پر شده و خزاين ايشان را انتهايي نيست و زمين ايشان از اسبان پر است و ارابههاي ايشان را انتهايي نيست؛ و زمين ايشان از بتها پر است؛ صنعت دستهاي خويش را كه به انگشتهاي خود ساختهاند سجده مينمايند. و مردم خم شده و مردان پست ميشوند. لهذا ايشان را نخواهي آمرزيد. از ترس خداوند و از كبرياي جلال وي به صخره داخل شده، خويشتن را در خاك پنهان كن. چشمان بلند انسان پست و تكبّر مردان خم خواهد شد و در آن روز خداوند به تنهايي متعال خواهد بود. زيرا كه براي يهوه صبايوت روزي است كه بر هرچيزِ بلند و عالي خواهد آمد و بر هرچيز مرتفع، و آنها پست خواهد شد؛ و بر همهی سروهاي آزاد بلند و رفيع لبنان و بر تمامي بلوطهاي باشان؛ و بر همه كوههاي عالي و بر جميع تلّهاي بلند؛ و بر هربرج مرتفع و بر هر حصار منيع؛ و برهمه كشتيهاي ترشيش و برهمه مصنوعات مرغوب؛ و كبرياي انسان خم میشود و تكبّر مردان پست خواهد شد و در آن روز خداوند به تنهايي متعال خواهد بود، و بتها بالكلّ تلف خواهند شد و ايشان به مغارههاي صخرهها و حفرههاي خاك داخل خواهند شد، به سبب ترس خداوند و كبرياي جلال وي هنگامي كه او برخيزد تا زمين را متزلزل سازد. در آن روز مردمان، بتهاي نقره و بتهاي طلاي خود را كه براي عبادت خويش ساختهاند نزد موشكوران و خفّاشها خواهند انداخت تا به مغارههاي صخرهها و شكافهاي سنگ خارا داخل شوند، به سبب ترس خداوند و كبرياي جلال وي هنگامي كه او برخيزد تا زمين را متزلزل سازد. شما از انساني كه نفس او در بينياش ميباشد، دست بركشيد زيرا كه او به چه چيز محسوب ميشود؟
زيرا اينك خداوند يهوه صبايوت پايه و ركن را از اورشليم و يهودا، يعني تمامي پايهی نان و تمامي پايهی آب را دور خواهد كرد و شجاعان و مردان جنگي و داوران و انبيا و فالگيران و مشايخ را و سرداران پنجاهه و شريفان و مشيران و صنعتگران ماهر و ساحران حاذق را و اطفال را بر ايشان حاكم خواهم ساخت و كودكان بر ايشان حكمراني خواهند نمود. و قوم مظلوم خواهند شد، هركس از دست ديگري و هرشخص از همسايهی خويش و اطفال بر پيران و پَستان بر شريفان تمرّد خواهند نمود. چون شخصي به برادر خويش در خانه پدرش متمسّك شده، بگويد: «تو را رُخوُت هست؟ پس حاكم ما شو و اين خرابي در زير دست تو باشد» در آن روز او آواز خود را بلند كرده، خواهد گفت: «من علاج كننده نتوانم شد زيرا در خانه من نه نان و نه لباس است پس مرا حاكم قوم مسازيد. زيرا اورشليم خراب شده و يهودا منهدم گشته است از آن جهت كه زبان و افعال ايشان به ضدّ خداوند ميباشد تا چشمان جلال او را به ننگ آورند. سيماي رويهاي ايشان به ضدّ ايشان شاهد است و مثل سدوم گناهان خود رافاش كرده، آنها را مخفي نميدارند. واي بر جآنهاي ايشان زيرا كه به جهت خويشتن شرارت را بعمل آوردهاند. عادلان را بگوييد كه ايشان را سعادتمندي خواهد بود زيرا از ثمره اعمال خويش خواهند خورد. واي بر شريران كه ايشان را بدي خواهد بود چونكه مكافات دست ايشان به ايشان كرده خواهد شد. و امّا قوم من، كودكان بر ايشان ظلم ميكنند و زنان بر ايشان حكمراني مينمايند. اي قوم من، راهنمايان شما گمراه كنندگاناند و طريق راههاي شما را خراب ميكنند .خداوند براي مُحاجّه برخاسته و به جهت داوري قومها ايستاده است. خداوند با مشايخ قوم خود و سروران ايشان به محاكمه درخواهد آمد، زيرا شما هستيد كه تاكستآنها را خوردهايد و غارت فقيران در خانههاي شما است. خداوند يهوه صبايوت ميگويد: «شما را چه شده است كه قوم مرا ميكوبيد و رويهاي فقيران را خرد مينماييد؟ خداوند ميگويد: «از اين جهت كه دختران صهيون متكبّرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه ميروند و به ناز ميخرامند و به پاهاي خويش خلخالها را به صدا ميآورند.» بنابراين خداوند فرق سر دختران صهيون را كَل خواهد ساخت و خداوند عورت ايشان را برهنه خواهد نمود و در آن روز خداوند زينت خلخالها و پيشاني بندها و هلالها را دور خواهد كرد و گوشوارهها و دستبندها و روبندها را، و دستارها و زنجيرها و كمربندها و عطردآنها وتعويذها را، و انگشترها و حلقههاي بيني را، و رختهای نفيسه و رداها و شالها و كيسهها را، و آينهها و كتان نازك و عمامهها و بُرقِعهها را و واقع ميشود كه به عوض عطريّات، عفونت خواهد شد و به عوض كمربند، ريسمان و به عوض مويهاي بافته، كَلي و به عوض سينهبند، زنّار پلاس و به عوض زيبايي، سوختگي خواهد بود. مردانت به شمشير و شجاعانت در جنگ خواهند افتاد. و دروازههاي وي ناله و ماتم خواهند كرد، و او خراب شده، بر زمين خواهد نشست.
و در آن روز هفت زن به يك مرد متمسّك شده، خواهند گفت: «نان خود را خواهيم خورد و رخت خود را خواهيم پوشيد، فقط نام تو بر ما خوانده شود و عار ما را بردار .»در آن روز شاخه خداوند زيبا و جليل و ميوه زمين به جهت ناجيان اسرائيل فخر و زينت خواهد بود. و واقع ميشود كه هركه در صهيون باقي ماند و هر كه در اورشليم ترك شود مقدّس خوانده خواهد شد يعني هركه در اورشليم در دفتر حيات مكتوب باشد. هنگامي كه خداوند چرك دختران صهيون را بشويد و خون اورشليم را به روح انصاف و روح سوختگي را از ميانش رفع نمايد، خداوند بر جميع مساكن كوه صهيون و بر محفلهايش ابر و دود در روز و درخشندگي آتشِ مشتعل در شب خواهد آفريد زيرا كه بر تمامي جلال آن پوششي خواهد بود و در وقت روز سايهباني به جهت سايه از گرما و به جهت ملجاء و پناهگاه از توفان و باران خواهد بود.
سرود محبوب
|