|
|
|
|
||
|
داستان بلند ـــــــــــــــــــــــــ
سفر بازگشت
|
|
سورهي اعراف
به نام خداوند بخشندهي مهربان المص اين كتابى است كه بر تو نازل شده دلتنگ و رنجيدهخاطر نباش تا به وسيلهي آن مردم را به آيات عذابش بترساني و اهل ايمان را به بشارتهايش يادآوري كني. از آنچه كه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى كنيد و پيرو دستورهاي غير او نباشيد و جز خدا را به دوستي نگيريد. اما اندكي از مردم متذكر مىشوند. چه بسيار شهرها و آباديها كه آنها را بر اثر گناه فراوانشان هلاك كرديم و عذاب ما شبهنگام و يا در روز هنگامى كه استراحت كرده بودند به سراغشان آمد و در آن موقع كه عذاب ما به سراغ آنها آمد و سخنى نداشتند جز اين كه گفتند: ما ظالم بوديم ولى اين اعتراف به گناه و ديگر دير شده بود و سودى به حالشان نداشت. به يقين هم از كسانى كه پيامبران به سوى آنها فرستاده شدند سؤال خواهيم كرد و هم از پيامبران سؤال مىكنيم و مسلما اعمالشان را با علم خود براى آنان شرح خواهيم داد. ما هرگز غايب نبوديم بلكه همه جا حاضر و ناظر اعمال بندگان هستيم. وزن كردن اعمال و سنجش ارزش آنها در آن روز حق است. كسانى كه ميزانهاى عمل آنها سنگين است همان رستگارانند و كسانى كه ميزانهاى عمل آنها سبك است افرادى هستند كه سرمايهي وجود خود را به خاطر ظلم و ستمى كه نسبت به آيات ما مىكردند از دست دادهاند. ما تسلط و مالكيت و حكومت بر زمين را براى شما قرار داديم و انواع وسايل زندگى را براى شما فراهم ساختيم؛ اما كمتر شكرگزارى مىكنيد. به راستی که شما را آفریدیم و صورت و سامانتان دادیم. آنگاه فرشتهها را گفتیم بر آدم سجده برید. همه سجده بردند مگر ابلیس که سجده نبرد. گفت: چرا سجده نکردی؟ چه چیزی مانعت شد؟ گفت: برای این که من بهتر از اوام. من از آتشم. او را از گل آفریده ای. گفت: فرو رو از این درگاه. تو را نرسد که بزرگی بفروشی در آن. بیرون شو که خُرد و خواری. گفت: تا روزی که مردمان برانگیخه شوند مهلتم ده. گفت: مهلت یافتی. گفت: از آن جا که مرا فریفتی، بر سر راه راستت در کمین مردمانت مینشینم، آن گاه از پس و از پیش و از چپ و از راست به سربختشان میروم و باطلشان می کنم. بیشترشان را سپاسگزار نخواهی یافت. گفت: از آن جا نکوهیده و سرشکسته بیرون شو، جهنم را از تو و یاران تو پر می کنم. و ای آدم تو! تو و همسرت در باغ بهشت باشید و هرچه خواستید بخورید ولی به این درخت نزدیک نشوید. آن گاه شیطان آنها را وسوسه کرد و گفت: برای این شما را نهی کرد و گفت از این درخت نخورید که اگر از آن بخورید فرشته شوید یا از مردمان نمُردنی. و برای آنها سوگند یاد کرد که یارشان باشد. آنگاه آنها را به طمع انداخت و چون از میوهی آن درخت خوردند عورت شان بر ایشان آشکار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهاى درختان بهشتى بر خود تا آن را بپوشانند كه پروردگارشان آنها را نداد داد: آيا شما را از آن درخت نهى نكردم و نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است؟ گفتند: پروردگارا ما به خويشتن ستم كرديم و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود. فرمود: از مقام خويش فرود آييد و در حالى كه بعضى از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود و براى شما در زمين قرارگاه و وسيلهي بهرهگيرى تا زمان معينى خواهد بود. فرمود: در آن زمين زنده مىشويد و در آن مىميريد و در رستاخيز از آن خارج خواهيد شد.
اى فرزندان آدم لباسى براى شما فرستاديم كه اندام شما را مىپوشاند و مايهي زينت شماست؛ اما لباس پرهيزگارى بهتر است اينها همه از آيات خداست و تا متذكر نعمتهاى او شوند. اى فرزندان آدم شيطان شما را نفريبد آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد و لباسشان را از تنشان بيرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد چه اين كه او و همكارانش شما را مىبينند از جايى كه شما آنها را نمىبينيد اما بدانيد ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمىآورند. هنگامى كه كار زشتى انجام مىدهند مىگويند: پدران خود را بر اين عمل يافتيم و خداوند ما را به آن دستور داده است بگو: خداوند هرگز به كار زشت فرمان نمىدهد آيا چيزى به خدا نسبت مىدهيد كه نمىدانيد؟ بگو: پروردگارم امر به عدالت كرده است و توجه خويش را در هر مسجد و به هنگام عبادت به سوى او كنيد و او را بخوانيد در حالى كه دين خود را براى او خالص گردانيد و بدانيد همان گونه كه در آغاز شما را آفريد بار ديگر در رستاخيز بازمىگرديد. جمعى را هدايت كرده و جمعى كه شايستگى نداشتهاند گمراهى بر آنها مسلم شده است. آنها كسانى هستند كه شياطين را به جاى خداوند اولياى خود انتخاب كردند و گمان مىكنند هدايت يافتهاند. اى فرزندان آدم زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد و از نعمتهاى الهى بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمىدارد. بگو: چه كسى زينتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزيهاى پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو: اين ها در زندگى دنيا و براى كسانى است كه ايمان آوردهاند؛ اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند ولى در قيامت خالص براى مؤمنان خواهد بود. ــ اين گونه آيات خود را براى كسانى كه آگاهند شرح مىدهيم:
بگو: خداوند تنها اعمال زشت را چه آشكار باشد چه پنهان حرام كرده است و همچنين گناه و ستم به ناحق را و اين كه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده شريك او قرار دهيد و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمىدانيد. براى هر قوم و جمعيتى زمان و سرآمد معينى است و هنگامى كه سرآمد آنها فرا رسد نه ساعتى از آن تاخير مىكنند و نه بر آن پيشى مىگيرند. اى فرزندان آدم اگر رسولانى از خود شما به سراغتان بيايند كه آيات مرا براى شما بازگو كنند از آنها پيروى كنيد؛ كسانى كه پرهيزگارى پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند و در اصلاح خويش و ديگران بكوشند نه ترسى بر آنهاست و نه غمناك مى شوند و آنها كه آيات ما را تكذيب كنند و در برابر آن تكبر ورزند اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند. چه كسى ستمكارتر است از آنها كه بر خدا دروغ مىبندند يا آيات او را تكذيب مى كنند؟ آنها نصيبشان را از آن چه مقدر شده از نعمتها و مواهب اين جهان مىبرند؛ تا زمانى كه فرستادگان ما فرشتگان قبض ارواح به سراغشان روند و جانشان را بگيرند؛ از آنها مىپرسند: كجايند معبودهايى كه مىخوانديد؟ چرا به يارى شما نمىآيند؟ مىگويند: آنها همه گم شدند و از ما دور گشتند و بر ضد خود گواهى مىدهند كه كافر بودند. مىگويد: در صف گروههاى مشابه خود از جن و انس در آتش وارد شويد. هر زمان كه گروهى وارد مىشوند گروه ديگر را لعن مىكنند تا همگى با ذلت در آن قرار گيرند. در اين هنگام گروه پيروان دربارهي پيشوايان خود مىگويند: خداوندا اين ها بودند كه ما را گمراه ساختند پس كيفر آنها را از آتش دو برابر كن كيفرى براى گمراهيشان و كيفرى به خاطر گمراه كردن ما. مىفرمايد: براى هر كدام از شما عذاب مضاعف است ولى نمىدانيد چرا كه پيروان اگر گرد پيشوايان گمراه را نگرفته بودند قدرتى بر اغواى مردم نداشتند. پيشوايان آنها به پيروان خود مىگويند: شما امتيازى بر ما نداشتيد؛ پس بچشيد عذاب الهى را در برابر آن چه انجام مىداديد. كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و در برابر آن تكبر ورزيدند هرگز درهاى آسمان به رويشان گشوده نمىشود و هيچ گاه داخل بهشت نخواهند شد مگر اين كه شتر از سوراخ سوزن بگذرد. اين گونه گنهكاران را جزا مىدهيم. براى آنها بسترى از آتش دوزخ و روى آنها پوششهايى از آن است. اين چنين ظالمان را جزا ميدهيم و كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند - البته هيچ كس را جز به اندازهي توانايياش تكليف نمىكنيم- آنها اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. آن چه در دلها از كينه و حسد دارند برمىكنيم تا در صفا و صميميت با هم زندگى كنند و از زير قصرها و درختان آنها نهرها جريان دارد؛ مىگويند: ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به اين همه نعمتها رهنمون شد و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود ما به اينها راه نمىيافتيم. مسلما فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند و در اين هنگام به آنان ندا داده مىشود كه: اين بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مىداديد به ارث برديد و بهشتيان دوزخيان را صدا مىزنند كه: آن چه را پروردگارمان به ما وعده داده بود همه را حق يافتيم؛ آيا شما هم آن چه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق يافتيد؟ در اين هنگام ندادهندهاىدر ميان آنها ندا مىدهد كه: لعنت خدا بر ستمگران باد. همآنها كه مردم را از راه خدا بازمىدارند و با القاى شبهات مىخواهند آن را كج و معوج نشان دهند و آنها به آخرت كافرند. و در ميان آن دو بهشتيان و دوزخيان حجابى است و بر اعراف مردانى هستند كه هر يك از آن دو را از چهرهشان مىشناسند و به بهشتيان صدا مىزنند كه: درود بر شما باد. اما داخل بهشت نمىشوند در حالى كه اميد آن را دارند و هنگامى كه چشمشان به دوزخيان مىافتد مىگويند: پروردگارا ما را با گروه ستمگران قرار مده. و اصحاب اعراف مردانى از دوزخيان را كه از سيمايشان آنها را مىشناسند صدا مىزنند و مىگويند: ديديد كه گردآورى شما از مال و ثروت و آن و فرزند و تكبرهاى شما به حالتان سودى نداد؟ آيا اينها اين واماندهگان بر اعراف همانان نيستند كه سوگند ياد كرديد رحمت خدا هرگز شامل حالشان نخواهد شد؟ ولى خداوند به خاطر ايمان و بعضى اعمال خيرشان آنها را بخشيد هم اكنون به آنها گفته مىشود: داخل بهشت شويد كه نه ترسى داريد و نه غمناك مىشويد و دوزخيان بهشتيان را صدا مىزنند كه: محبت كنيد و مقدارى آب يا از آن چه خدا به شما روزى داده است به ما ببخشيد. آنها در پاسخ مىگويند: خداوند اين ها را بر كافران حرام كرده است. همان ها كه دين و آيين خود را سرگرمى و بازيچه گرفتند و زندگى دنيا آنان را مغرور ساخت؛ امروز ما آنها را فراموش مىكنيم همان گونه كه لقاى چنين روزى را فراموش كردند و آيات ما را انكار نمودند. ما كتابى براى آنها آورديم كه اسرار و رموز آن را با آگاهى شرح داديم؛ كتابى كه مايهي هدايت و رحمت براى جمعيتى است كه ايمان مىآورند. آيا آنها انتظاري جز تاويل آيات و فرا رسيدن تهديدهاى الهى دارند؟ آن روز كه تاويل آنها فرا رسد كار از كار گذشته است و پشيمانى سودى ندارد. كسانى كه قبلا آن را فراموش كرده بودند مىگويند: فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند؛ آيا امروز شفيعانى براى ما وجود دارند كه براى ما شفاعت كنند؟ يا به ما اجازه داده شود به دنيا بازگرديم و اعمالى غير از آنچه انجام مىداديم انجام دهيم؟ ولى آنها سرمايه وجود خود را از دست دادهاند و معبودهايى را كه به دروغ ساخته بودند همگى از نظرشان گم مىشوند. نه راه بازگشتى دارند و نه شفيعانى.
پروردگار شما خداوندى است كه آسمآنها و زمين را در شش روز آفريد؛ سپس به تدبير جهان هستى پرداخت؛ با پردهي تاريك شب روز را مىپوشاند و شب به دنبال روز و به سرعت در حركت است و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد كه مسخر فرمان او هستند. آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير جهان از آن او و به فرمان اوست. پر بركت و زوالناپذير است خداوندى كه پروردگار جهانيان است. پروردگار خود را آشكارا از روى تضرع و در پنهانى بخوانيد و از تجاوز دست برداريد كه او متجاوزان را دوست نمىدارد و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد و او را با بيم و اميد بخوانيد. بيم از مسؤوليتها و اميد به رحمتش و نيكى كنيد زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است. او كسى است كه بادها را بشارت دهنده در پيشاپيش باران رحمتش مىفرستد؛ تا ابرهاى سنگينبار را بر دوش كشند؛ سپس ما آنها را به سوى زمينهاى مرده مىفرستيم و به وسيلهي آنها آب حياتبخش را نازل مىكنيم و با آن از هرگونه ميوهاى از خاك تيره بيرون مىآوريم؛ اين گونه كه زمينهاى مرده را زنده كرديم مردگان را نيز در قيامت زنده مىكنيم شايد با توجه به اين مثال متذكر شويد. سرزمين پاكيزه و شيرين و گياهش به فرمان پروردگار مىرويد؛ اما سرزمينهاى بد طينت و شورهزار جز گياه ناچيز و بىارزش از آن نمىرويد. اين گونه آيات خود را براى آنها كه شكرگزارند بيان مىكنيم:
ما نوح را به سوى قومش فرستاديم؛ او به آنان گفت: اى قوم من تنها خداوند يگانه را پرستش كنيد كه معبودى جز او براى شما نيست و اگر غير او را عبادت كنيد من بر شما از عذاب روز بزرگ مىترسم. ولى اشراف قومش به او گفتند: ما تو را در گمراهى آشكارى مىبينيم. گفت: اى قوم من هيچ گونه گمراهى در من نيست ولى من فرستادهاى از جانب پروردگار جهانيانم. رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مىكنم. خيرخواه شما هستم و از خداوند چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد. آيا تعجب كردهايد كه دستور آگاه كننده پروردگارتان به وسيلهي مردى از ميان شما به شما برسد تا از عواقب اعمال خلاف بيمتان دهد و در پرتو اين دستور پرهيزگارى پيشه كنيد شايد مشمول رحمت الهى گرديد؟ اما سرانجام او را تكذيب كردند و ما او و كسانى را كه با وى در كشتى بودند و رهايى بخشيديم و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند غرق كرديم؛ چه اين كه آنها گروهى نابينا و كوردل بودند.
به سوى قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من تنها خدا را پرستش كنيد كه جز او معبودى براى شما نيست آيا پرهيزگارى پيشه نمىكنيد؟ اشراف كافر قوم او گفتند: ما تو را در سفاهت و سبك مغزى مىبينيم. ما مسلما تو را از دروغگويان مىدانيم. گفت: اى قوم من هيچ گونه سفاهتى در من نيست. فرستادهاى از طرف پروردگار جهانيانم. رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مىكنم. من خيرخواه امينى براى شما هستم. آيا تعجب كردهايد كه دستور آگاه كنندهي پروردگارتان به وسيله مردى از ميان شما به شما برسد تا از مجازات الهى بيمتان دهد؟ به ياد آوريد هنگامى كه شما را جانشينان قوم نوح قرار داد و شما را از جهت خلقت جسمانى گسترش و قدرت داد؛ پس نعمتهاى خدا را به ياد آوريد شايد رستگار شويد گفتند: آيا به سراغ ما آمدهاى كه تنها خداى يگانه را بپرستيم و آن چه را پدران ما مىپرستند رها كنيم؟ پس اگر راست مىگوئى آنچه را از بلا و عذاب الهى به ما وعده مىدهى بياور. گفت: پليدى و غضب خدايانتان و شما را فرا گرفته است آيا با من در مورد نامهايى مجادله مىكنيد كه شما و پدرانتان به عنوان معبود و خدا بر بتها گذاردهايد در حالى كه خداوند هيچ دليلى درباره آن نازل نكرده است؟ پس شما منتظر باشيد و من هم با شما انتظار مىكشم. شما انتظار شكست من و من انتظار عذاب الهى براى شما. سرانجام او و كسانى را كه با او بودند به رحمت خود نجات بخشيديم و ريشهي كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و ايمان نياوردند بركنديم.
به سوى قوم سهمود برادرشان صالح را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من تنها خدا را بپرستيد كه جز او معبودى براى شما نيست. دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده: اين ناقهي الهى براى شما معجزهاى است؛ او را به حال خود واگذاريد كه در زمين خدا از علفهاى بيابان بخورد و آن را آزار نرسانيد كه عذاب دردناكى شما را خواهد گرفت و به خاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم عاد قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشتهايش قصرها براى خود بنا مىكنيد و در كوههايش براى خود خانهها مى تراشيد بنا بر اين نعمتهاى خدا را متذكر شويد و در زمين به فساد نكوشيد. ولى اشراف متكبر قوم او به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند گفتند: آيا به راستى شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ آنها گفتند: ما به آن چه او بدان ماموريت يافته ايمان آوردهايم. متكبران گفتند: ولى ما به آن چه شما به آن ايمان آوردهايد كافريم. سپس ناقه را پى كردند و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند: اى صالح اگر تو از فرستادگان خدا هستى آن چه ما را با آن تهديد مىكنى بياور. سرانجام زمين لرزه آنها را فرا گرفت و صبحگاهان تنها جسم بىجانشان در خانههاشان باقى مانده بود. صالح از آنها روى برتافت و گفت: اى قوم من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و شرط خيرخواهى را انجام دادم ولى چه كنم كه شما خيرخواهان را دوست نداريد. به خاطر آوريد لوط را. هنگامى كه به قوم خود گفت: آيا عمل بسيار زشتى را انجام مىدهيد كه هيچيك از جهانيان پيش از شما انجام نداده است؟ آيا شما از روى شهوت به سراغ مردان مىرويد و نه زنان؟ شما گروه تجاوزگري هستيد. ولى پاسخ قومش چيزى جز اين نبود كه گفتند: اينها را از شهر و ديار خود بيرون كنيد كه اينها مردمى هستند كه پاكدامنى را مىطلبند و با ما همصدا نيستند. چون كار به اينجا رسيد ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم؛ جز همسرش كه از بازماندگان در شهر بود و سپس چنان بارانى از سنگ بر آنها فرستاديم كه آنها را در هم كوبيد و نابود ساخت. پس بنگر سرانجام كار مجرمان چه شد.
به سوى مدين برادرشان شعيب را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من خدا را بپرستيد كه جز او معبودى نداريد. دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است؛ بنابر اين حق پيمانه و وزن را ادا كنيد و از اموال مردم چيزى نكاهيد و در روى زمين بعد از آن كه در پرتو ايمان و دعوت انبياء اصلاح شده است فساد نكنيد. اين براى شما بهتر است اگر با ايمان هستيد بر سر هر راه ننشينيد كه مردم با ايمان را تهديد كنيد و مؤمنان را از راه خدا باز داريد و با القاى شبهات آن را كج و معوج نشان دهيد و به خاطر بياوريد زمانى را كه اندك بوديد و او شما را فزونى داد و بنگريد سرانجام مفسدان چه گونه بود. اگر گروهى از شما به آنچه من به آن فرستاده شدهام ايمان آوردهاند و گروهى ايمان نياوردهاند صبر كنيد تا خداوند ميان ما داورى كند كه او بهترين داوران است. اشراف زورمند و متكبر از قوم او گفتند: اى شعيب به يقين تو و كسانى را كه به تو ايمان آوردهاند و از شهر و ديار خود بيرون خواهيم كرد و يا به آيين ما بازگرديد گفت: آيا مىخواهيد ما را بازگردانيد اگر چه مايل نباشيم؟ اگر ما به آيين شما بازگرديم بعد از آن كه خدا ما را از آن نجات بخشيده است به خدا دروغ بستهايم و شايسته نيست كه ما به آن بازگرديم مگر اين كه خدايى كه پروردگار ما است بخواهد؛ علم پروردگار ما به همه چيز احاطه دارد. تنها بر خدا توكل كردهايم. پروردگارا ميان ما و قوم ما به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى. اشراف زورمند از قوم او كه كافر شده بودند گفتند: اگر از شعيب پيروى كنيد و شما هم زيانكار خواهيد شد. سپس زمين لرزه آنها را فرا گرفت و صبحگاهان به صورت اجسادى بىجان در خانههاشان مانده بودند. آنها كه شعيب را تكذيب كردند آنچنان نابود شدند كه گويا هرگز در آن خانهها سكونت نداشتند. آنها كه شعيب را تكذيب كردند زيانكار بودند. سپس از آنان روى برتافت و گفت: اى قوم من من رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و براى شما خيرخواهى نمودم؛ با اين حال و چهگونه بر حال قوم بىايمان تاسف بخورم؟
ما در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه اهل آن را به ناراحتيها و خسارتها گرفتار ساختيم؛ شايد به خود آيند و به سوى خدا بازگردند و تضرع كنند. سپس هنگامى كه اين هشدارها در آنان اثر نگذاشت نيكى و فراوانى نعمت و رفاه را به جاى بدى و ناراحتى و گرفتارى قرار داديم؛ آن چنان كه فزونى گرفتند و همهگونه نعمت و بركت يافتند و مغرور شدند و گفتند: تنها ما نبوديم كه گرفتار اين مشكلات شديم؛ به پدران ما نيز ناراحتيهاى جسمى و مالى رسيد. چون چنين شد آنها را ناگهان به سبب اعمالشان گرفتيم و مجازات كرديم در حالى كه نمىفهميدند. اگر اهل شهرها و آباديها ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم ولى آنها حق را تكذيب كردند؛ ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم. آيا اهل اين آباديها از اين ايمناند كه عذاب ما شبانه به سراغ آنها بيايد در حالى كه در خواب باشند؟ آيا اهل اين آبادي ها از اين ايمناند كه عذاب ما هنگام روز به سراغشان بيايد در حالى كه سرگرم بازى هستند؟ آيا آنها خود را از مكر الهى در امان مىدانند؟ در حالى كه جز زيانكاران خود را از مكر و مجازات خدا ايمن نمىدانند. آيا كسانى كه وارث روى زمين بعد از صاحبان آن مىشوند عبرت نمىگيرند؟ اگر بخواهيم آنها را نيز به گناهانشان هلاك مىكنيم و بر دلهايشان مهر مىنهيم تا صداى حق را نشنوند؟ اينها شهرها و آباديهايى است كه قسمتى از اخبار آن را براى تو شرح مىدهيم؛ پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند ولى آنها چنان لجوج بودند كه به آن چه قبلا تكذيب كرده بودند ايمان نمىآوردند اينگونه خداوند بر دلهاى كافران مهر مىنهد و بر اثر لجاجت و ادامه گناه حس تشخيصشان را سلب مىكند و بيشتر آنها را بر سر پيمان خود نيافتيم؛ بلكه اكثر آنها را فاسق و گنهكار يافتيم.
سپس به دنبال آن پيامبران پيشين موسا را با آيات خويش به سوى فرعون و اطرافيان او فرستاديم؛ اما آنها با عدم پذيرش به آن آيات ظلم كردند. ببين عاقبت مفسدان چه گونه بود: و موسا گفت: اى فرعون من فرستادهاى از سوى پروردگار جهانيانم. سزاوار است كه بر خدا جز حق نگويم. من دليل روشنى از پروردگارتان براى شما آوردهام؛ پس بنى اسرائيل را با من بفرست. فرعون گفت: اگر نشانهاى آوردهاى نشان بده اگر از راستگويانى. موسا عصاى خود را افكند؛ ناگهان اژدهاى آشكارى شد و دست خود را از گريبان بيرون آورد؛ سفيد و درخشان براى بينندگان بود. اطرافيان فرعون گفتند: بىشك اين ساحرى ماهر و دانا است. مىخواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند؛ نظر شما چيست و در برابر او چه دستورى داريد؟ سپس به فرعون گفتند: كار او و برادرش را به تاخير انداز و جمعآورىكنندگان را به همه شهرها بفرست تا هر ساحر دانا و كارآزمودهاى را به خدمت تو بياورند. ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: آيا اگر ما پيروز گرديم اجر و پاداش مهمى خواهيم داشت؟ گفت: از مقربان خواهيد بود
ساحران گفتند: اى موسا يا تو وسايل سحرت را بيفكن و يا ما مىافكنيم. گفت: شما بيفكنيد هنگامى كه وسايل سحر خود را افكندند و مردم را چشمبندى كردند و ترساندند و سحر عظيمى پديد آوردند ما به موسا وحى كرديم كه: عصاى خود را بيفكن. ناگهان به صورت مار عظيمى در آمد كه وسايل دروغين آنها را به سرعت برمىگرفت. در اين هنگام حق آشكار شد و آن چه آنها ساخته بودند و باطل گشت و در آن جا همگى مغلوب شدند و خوار و كوچك گشتند. ساحران بىاختيار به سجده افتادند و گفتند: ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم؛ پروردگار موسا و هارون. فرعون گفت: آيا پيش از آن كه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ حتما اين نيرنگ و توطئهاى است كه در اين شهر و ديار چيدهايد تا اهلش را از آن بيرون كنيد ولى به زودى خواهيد دانست. سوگند مىخورم كه دستها و پاهاى شما را بهطور دست راست با پاى چپ و يا دست چپ با پاى راست قطع مىكنم؛ سپس همگى را به دار مىآويزم. ساحران گفتند: مهم نيست. ما به سوى پروردگارمان بازمىگرديم. انتقام تو از ما تنها به خاطر اين است كه ما به آيات پروردگار خويش - هنگامى كه به سراغ ما آمد- ايمان آورديم. بار الها صبر و استقامت بر ما فرو ريز و آخرين درجه شكيبائى را به ما مرحمت فرما و ما را مؤمن بميران. اشراف قوم فرعون به او گفتند: آيا موسا و قومش را رها مىكنى كه در زمين فساد كنند و تو و خدايانت را رها سازد؟ گفت: به زودى پسرانشان را مىكشيم و دخترانشان را زنده نگه مىداريم تا به ما خدمت كنند ما بر آنها كاملا مسلطيم. موسا به قوم خود گفت: از خدا يارى جوييد و استقامت پيشه كنيد كه زمين از آن خداست و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد واگذار مىكند و سرانجام نيك براى پرهيزكاران است. گفتند: پيش از آن كه به سوى ما بيايى آزار ديديم و هم اكنون پس از آمدنت نيز آزار مىبينيم كى اين آزارها سر خواهد آمد؟ گفت: اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند و شما را در زمين جانشين آنها سازد و بنگرد چه گونه عمل مىكنيد. و ما نزديكان فرعون و قوم او را به خشكسالى و كمبود ميوهها گرفتار كرديم شايد متذكر گردند. اما آنها نه تنها پند نگرفتند بلكه هنگامى كه نيكى و نعمت به آنها مىرسيد مىگفتند: به خاطر خود ماست. ولى موقعى كه بدى و بلا به آنها مىرسيد مىگفتند: از شومى موسا و كسان اوست. ــ آگاه باشيد سرچشمه همه اينها نزد خداست ولى بيشتر آنها نمىدانند
گفتند: هر زمان نشانه و معجزهاى براى ما بياورى كه سحرمان كنى ما به تو ايمان نمىآوريم. سپس بلاها را پشت سر هم بر آنها نازل كرديم: طوفان و ملخ و آفت گياهى و قورباغهها و خون را - كه نشانههايى از هم جدا بودند- بر آنها فرستاديم ولى باز بيدار نشدند و تكبر ورزيدند و جمعيت گنهكارى بودند. هنگامى كه بلا بر آنها مسلط مىشد مىگفتند: اى موسا از خدايت براى ما بخواه به عهدى كه با تو كرده رفتار كند اگر اين بلا را از ما مرتفع سازى قطعا به تو ايمان مىآوريم وبنى اسرائيل را با تو خواهيم فرستاد اما هنگامى كه بلا را پس از مدت معينى كه به آن مىرسيدند از آنها برمىداشتيم پيمان خويش را مىشكستند. سرانجام از آنها انتقام گرفتيم و آنان را در دريا غرق كرديم؛ زيرا آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند مشرقها و مغربهاى پر بركت زمين را به آن قوم به ضعف كشانده شده زير زنجير ظلم و ستم واگذار كرديم و وعدهي نيك پروردگارت بر بنى اسرائيل به خاطر صبر و استقامتى كه به خرج دادند و تحقق يافت آنچه فرعون و فرعونيان از كاخهاى مجلل مىساختند و آنچه از باغهاى داربستدار فراهم ساخته بودند و در هم كوبيديم و بنى اسرائيل را سالم از دريا عبور داديم تا ناگاه در راه خود به گروهى رسيدند كه اطراف بتهايشان با تواضع و خضوع گرد آمده بودند. در اين هنگام بنى اسرائيل به موسا گفتند: تو هم براى ما معبودى قرار ده و همانگونه كه آنها معبودان و خدايانى دارند گفت: شما جمعيتى جاهل و نادان هستيد. اينها را كه مىبينيد سرانجام كارشان نابودى است و آن چه انجام مىدهند باطل و بيهوده است. سپس گفت: آيا غير از خداوند مبعودى براى شما بطلبم؟ خدايى كه شما را بر جهانيان و مردم عصرتان برترى داد؟ به خاطر بياوريد زمانى را كه از چنگال فرعونيان نجاتتان بخشيديم آنها كه پيوسته شما را شكنجه مىدادند و پسرانتان را مىكشتند و زنانتان را براى خدمتگارى زنده مىگذاشتند آزمايش بزرگى از سوى خدا براى شما بود.
ما با موسا سى شب وعده گذاشتيم؛ سپس آن را با ده شب ديگر تكميل نموديم؛ به اين ترتيب ميعاد پروردگارش با او چهل شب تمام شد و موسا به برادرش هارون گفت جانشين من در ميان قومم باش. و آنها را اصلاح كن و از روش مفسدان پيروى منما. هنگامى كه موسا به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت و عرض كرد: پروردگارا خودت را به من نشان ده و تا تو را ببينم گفت: هرگز مرا نخواهى ديد ولى به كوه بنگر اگر در جاى خود ثابت ماند مرا خواهى ديد. اما هنگامى كه پروردگارش بر كوه جلوه كرد و آن را همسان خاك قرار داد موسا مدهوش به زمين افتاد. چون به هوش آمد عرض كرد خداوندا منزهى تو از اين كه با چشم تو را ببينم. من به سوى تو بازگشتم و من نخستين مؤمنانم. خداوند فرمود: اى موسا من تو را با رسالتهاى خويش و با سخنگفتنم با تو بر مردم برترى دادم و برگزيدم؛ پس آنچه را به تو دادهام بگير و از شكرگزاران باش.
براى او در الواح اندرزى از هر موضوعى نوشتيم و بيانى از هر چيز كرديم - پس آن را با جديت بگير و به قوم خود بگو: به نيكوترين آنها عمل كنند و آنها كه به مخالفت برخيزند كيفرشان دوزخ است و به زودى جايگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد. به زودى كسانى را كه در روى زمين بناحق تكبر مىورزند از ايمان به آيات خود منصرف مىسازم. آنها چنانند كه اگر هر آيه نشانهاى را ببينند به آن ايمان نمىآورند؛ اگر راه هدايت را ببينند آن را راه خود انتخاب نمىكنند. اگر طريق گمراهى را ببينند آن را راه خود انتخاب مىكنند همه اينها به خاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند. كسانى كه آيات و ديدار رستاخيز را تكذيب و انكار كنند اعمالشان نابود مى گردد؛ آيا جز آن چه را عمل مىكردند پاداش داده مىشوند؟
قوم موسا بعد از رفتن او به ميعادگاه خدا از زيورهاى خود گوسالهاى ساختند؛ جسد بىجانى كه صداى گوساله داشت. آيا آنها نمىديدند كه با آنان سخن نمىگويد و به راه راست هدايتشان نمىكند؟ آن را خداى خود انتخاب كردند. ظالم بودند و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد ديدند گمراه شدهاند گفتند: اگر پروردگارمان به ما رحم نكند و ما را نيامرزد بهطور قطع از زيانكاران خواهيم بود. هنگامى كه موسا خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت گفت: پس از من بد جانشينانى برايم بوديد آيين مرا ضايع كرديد. آيا درمورد فرمان پروردگارتان و تمديد مدت ميعاد او عجله نموديد و زود قضاوت كرديد؟ سپس الواح را افكند و سر برادر خود را گرفت و با عصبانيت به سوى خود كشيد؛ او گفت: فرزند مادرم اين گروه مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند. نزديك بود مرا بكشند. پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده. موسا گفت: پروردگارا من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خود داخل فرما و تو مهربانترين مهربانانى. كسانى كه گوساله را معبود خود قرار دادند به زودى خشم پروردگارشان و ذلت در زندگى دنيا به آنها مىرسد و اين چنين و كسانى را كه بر خدا افترا مىبندند كيفر مى دهيم. آنها كه گناه كردند و بعد از آن توبه نمودند و ايمان آوردند اميد عفو او را دارند؛ زيرا پروردگار تو در پى اين كار آمرزنده و مهربان است. هنگامى كه خشم موسا فرو نشست؛ الواح تورات را برگرفت و در نوشتههاى آن هدايت و رحمت براى كسانى بود كه از پروردگار خويش مىترسند و از مخالفت فرمانش بيم دارند.
موسا از قوم خود هفتاد تن از مردان را براى ميعادگاه ما برگزيد و هنگامى كه زمينلرزه آنها را فرا گرفت و هلاك شدند گفت: پروردگارا اگر مىخواستى مى توانستى آنها و مرا پيش از اين نيز هلاك كنى آيا ما را به آن چه سفيهانمان انجام دادهاند مجازات و هلاك مىكنى؟ اين جز آزمايش تو چيز ديگر نيست؛ كه هر كس را بخواهى و مستحق بدانى و به وسيلهي آن گمراه مىسازى و هر كس را بخواهى و شايسته ببينى هدايت مىكنى. تو ولى مايى. ما را بيامرز و بر ما رحم كن. تو بهترين آمرزندگانى. براى ما و در اين دنيا و سراى ديگر نيكى مقرر فرما؛ چه اين كه ما به سوى تو بازگشت كردهايم. خداوند در برابر اين تقاضا و به موسا گفت: مجازاتم را به هر كس بخواهم مىرسانم و رحمتم همه چيز را فراگرفته و آن را براى آنها كه تقوا پيشه كنند و زكات را بپردازند و آنها كه به آيات ما ايمان مىآورند و مقرر خواهم داشت. همآنها كه از فرستادهي خدا و پيامبر امى پيروى مىكنند؛ پيامبرى كه صفاتش را در تورات و انجيلى كه نزدشان است مىيابند؛ آنها را به معروف دستور مىدهد و از منكر باز ميدارد؛ پاكيزه را براى آنها حلال مىشمرد و ناپاكيها را تحريم مى كند و بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آنها بود از دوش و گردنشان بر مىدارد. پس كسانى كه به او ايمان آوردند و حمايت و يارياش كردند از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند آنان رستگارانند. بگو: اى مردم من فرستادهي خدا به سوى همهي شما هستم؛ همان خدايى كه حكومت آسمآنها و زمين از آن او است؛ معبودى جز او نيست؛ زنده مىكند و مىميراند؛ پس ايمان بياوريد به خدا و فرستادهاش و آن پيامبر درس نخواندهاى كه به خدا و كلماتش ايمان دارد و از او پيروى كنيد تا هدايت يابيد و از قوم موسا گروهى هستند كه به سوى حق هدايت مىكنند و به حق و عدالت حكم مىنمايند. ما آنها را به دوازده گروه تقسيم كرديم و هنگامى كه قوم موسا در بيابان از او تقاضاى آب كردند و به او وحى فرستاديم كه: عصاى خود را بر سنگ بزن. ناگهان دوازده چشمه از آن بيرون جست؛ آن چنان كه هر گروه چشمه و آبشخور خود را مىشناخت و ابر را بر سر آنها سايبان ساختيم و بر آنها من و سلوى فرستاديم و به آنان گفتيم: از روزيهاى پاكيزهاى كه به شما دادهايم بخوريد و شكر خدا را به جا آوريد. آنها نافرمانى و ستم كردند ولى به ما ستم نكردند و لكن به خودشان ستم مىنمودند. به خاطر بياوريد هنگامى را كه به آنها گفته شد: در اين شهر بيت المقدس ساكن شويد و از هر جا و به هر كيفيت بخواهيد از آن بخوريد و بهره گيريد و بگوييد: خداوندا گناهان ما را بريز و از در بيت المقدس با تواضع وارد شويد كه اگر چنين كنيد گناهان شما را مىبخشم و نيكوكاران را پاداش بيشتر خواهيم داد. اما ستمگران آنها اين سخن و آن فرمان ها را به غير آن چه به آنها گفته شده بود تغيير دادند؛ از اينرو به خاطر ستمى كه روا ميداشتند بلايى از آسمان بر آنها فرستاديم و مجازاتشان كرديم.
از آنها درباره سرگذشت شهرى كه در ساحل دريا بود بپرس. زمانى كه آنها در روزهاى شنبه تجاوز و نافرمانى خدا مىكردند؛ همان هنگام كه ماهيانشان روز شنبه كه روز تعطيل و استراحت و عبادت بود و بر سطح آب آشكار مىشدند؛ اما در غير روز شنبه به سراغ آنها نمىآمدند؛ اين چنين آنها را به چيزى آزمايش كرديم كه نافرمانى مىكردند و به ياد آر هنگامى را كه گروهى از آنها به گروه ديگر گفتند: چرا جمعى گنهكار را اندرز مىدهيد كه سرانجام خداوند آنها را هلاك خواهد كرد و يا به عذاب شديدى گرفتار خواهد ساخت؟ آنها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند گفتند: اين اندرزها براى اعتذار و رفع مسؤوليت در پيشگاه پروردگار شماست؛ به علاوه شايد آنها بپذيرند و از گناه باز ايستند و تقوا پيشه كنند. اما هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند و لحظهي عذاب فرا رسيد نهىكنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و كسانى را كه ستم كردند به خاطر نافرمانيشان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم. آرى، هنگامى كه در برابر آنچه از آن نهى شده بودند سركشى كردند به آنها گفتيم: به شكل ميمونهايى طردشده در آييد و نيز به خاطر بياور هنگامى را كه پروردگارت اعلام كرد: تا دامنهي قيامت كسى را بر آنها مسلط خواهد ساخت كه همواره آنها را در عذاب سختى قرار دهد؛ زيرا پروردگارت مجازاتش سريع و در عين حال نسبت به توبهكاران آمرزنده و مهربان است.
آنها را در زمين به صورت گروههايى پراكنده ساختيم؛ گروهى از آنها صالح و گروهى ناصالحند و آنها را با نيكىها و بدىها آزموديم شايد بازگردند. پس از آنها فرزندانى جاى آنها را گرفتند كه وارث كتاب آسمانى و تورات شدند؛ اما با اين حال و متاع اين دنياى پست را گرفته و بر اطاعت فرمان خدا ترجيح مىدهند و مىگويند: اگر ما گنهكاريم توبه مىكنيم و به زودى بخشيده خواهيم شد اما اگر متاع ديگرى همانند آن به دستشان بيفتد آن را نيز مىگيرند و باز حكم خدا را پشت سر مىافكنند. آيا پيمان كتاب خدا از آنها گرفته نشده كه بر خدا دروغ نبندند و جز حق نگويند و آنان بارها آنرا خواندهاند؟ سراى آخرت براى پرهيزگاران بهتر است. آيا نمىفهميد؟
آنها كه به كتاب خدا تمسك جويند و نماز را برپا دارند پاداش بزرگى خواهند داشت؛ زيرا ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم كرد و نيز به خاطر بياور هنگامى كه كوه را همچون سايبانى بر فراز آنها بلند كرديم و آنچنان كه گمان كردند بر آنان فرود مىآمد و در همين حال از آنها پيمان گرفتيم و گفتيم: آن چه را از احكام و دستورها به شما دادهايم و با قوت و جديت بگيريد و آن چه در آن است به ياد داشته باشيد و عمل كنيد تا پرهيزگار شويد و به خاطر بياور زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى گواهى مىدهيم. چنين كرد مبادا روز رستاخيز بگوييد: ما از اين غافل بوديم و از پيمان فطرى توحيد بىخبر مانديم يا بگوييد: پدرانمان پيش از ما مشرك بودند و ما هم فرزندانى بعد از آنها بوديم و چارهاى جز پيروى از آنان نداشتيم؛ آيا ما را به آنچه باطلگرايان انجام دادند مجازات مىكنى؟ اين گونه آيات را توضيح مىدهيم. شايد به سوى حق بازگردند و بدانند نداى توحيد در درون جانشان از روز نخست بوده است. بر آنها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ولى سرانجام خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد و از گمراهان شد. اگر مىخواستيم مقام او را با اين آيات و علوم و دانشها بالا مىبرديم؛ اما اجبار بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها كرديم و او به پستى گراييد و از هواى نفس پيروى كرد. مثل او همچون سگ هار است كه اگر به او حمله كنى دهانش را باز ميكند و زبانش را بيرون مىآورد و اگر او را به حال خود واگذارى باز همين كار را مىكند؛ گويى چنان تشنهي دنياپرستى است كه هرگز سيراب نمىشود اين مثل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند؛ اين داستان ها را براى آنها بازگو كن شايد بينديشند و بيدار شوند.
چه بد مثلى دارند گروهى كه آيات ما را تكذيب كردند و آنها تنها به خودشان ستم مىنمودند. آن كس را كه خدا هدايت كند هدايت يافتهي واقعى اوست و كسانى را كه به خاطر اعمالشان گمراه سازد و زيانكاران واقعى آنها هستند. به يقين گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آنها دلها عقلهايى دارند كه با آن انديشه نمىكنند و نمىفهمند و چشمانى كه با آن نمىبينند و گوشهايى كه با آن نمىشنوند؛ آنها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر. اينان همان غافلانند چرا كه با داشتن همهگونه امكانات هدايت باز هم گمراهند.
براى خدا نامهاى نيك است؛ خدا را به آن نامها بخوانيد و كسانى را كه در اسماء خدا تحريف مىكنند و بر غير او مىنهند و شريك برايش قائل مىشوند رها سازيد. آنها به زودى جزاى اعمالى را كه انجام مىدادند مىبينند و از آنها كه آفريديم گروهى به حق هدايت مىكنند و به حق اجراى عدالت مىنمايند. آنها كه آيات ما را تكذيب كردند به تدريج از جائى كه نمىدانند گرفتار و مجازاتشان خواهيم كرد. به آنها مهلت مىدهم تا مجازاتشان دردناكتر باشد؛ زيرا طرح و نقشه من قوى و حساب شده است و هيچ كس را قدرت فرار از آن نيست. آيا فكر نكردند كه همنشين آنها هيچگونه اثرى از جنون ندارد؟ پس چه گونه چنين نسبت ناروايى به او مىدهند؟ او فقط بيم دهندهي آشكارى است كه مردم را متوجه وظايفشان مىسازد. آيا در حكومت و نظام آسمآنها و زمين و آنچه خدا آفريده است از روى دقت و عبرت نظر نيفكندند؟ آيا در اين نيز انديشه نكردند كه شايد پايان زندگى آنها نزديك شده باشد؟ اگر به اين كتاب آسمانى روشن ايمان نياورند بعد از آن به كدام سخن ايمان خواهند آورد؟ هر كس را خداوند به جرم اعمال زشتش گمراه سازد هدايت كنندهاى ندارد. آنها را در طغيان و سركشىشان رها مىسازد تا سرگردان شوند.
دربارهي قيامت از تو سؤال مىكنند كه كى فرامىرسد؟ بگو: علماش فقط نزد پروردگار من است و هيچكس جز او نمىتواند وقت آن را آشكار سازد؛ اما قيام قيامت حتا در آسمآنها و زمين سنگين و بسيار پر اهميت است و جز به طور ناگهانى به سراغ شما نمىآيد. باز از تو سؤال مىكنند چنان كه گويى تو از زمان وقوع آن باخبرى. بگو: علماش تنها نزد خداست ولى بيشتر مردم نمىدانند. بگو: من مالك سود و زيان خويش نيستم و مگر آن چه را خدا بخواهد و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم و مگر آن چه خداوند اراده كند و اگر از غيب باخبر بودم سود فراوانى براى خود فراهم مىكردم و هيچ بدى و زيانى به من نمىرسيد؛ من فقط بيمدهنده و بشارتدهندهام براى گروهى كه ايمان مىآورند و آماده پذيرش حقند. او خدايى است كه همه شما را از يك فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد و تا در كنار او بياسايد. سپس هنگامى كه با او آميزش كرد و حملى سبك برداشت كه با وجود آن به كارهاى خود ادامه مىداد چون سنگين شد هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند اگر فرزند صالحى به ما دهى از شاكران خواهيم بود. اما هنگامى كه خداوند فرزند صالحى به آنها داد موجودات ديگر را در اين موهبت مؤثر دانستند و براى خدا و در اين نعمت كه به آنها بخشيده بود همتايانى قائل شدند؛ خداوند برتر است از آن چه همتاى او قرار مىدهند. آيا موجوداتى را همتاى او قرارمىدهند كه چيزى را نمىآفرينند و خودشان مخلوقند و نه مىتوانند آنان را يارى كنند و نه خودشان را يارى مىدهند. هرگاه آنها را به سوى هدايت دعوت كنيد از شما پيروى نمىكنند و براى شما يكسان است چه آنها را دعوت كنيد و چه خاموش باشيد؟ آنهايى را كه غير از خدا مىخوانيد و پرستش مىكنيد بندگانى همچون خود شما هستند؛ آنها را بخوانيد اگر راست مىگوييد بايد به شما پاسخ دهند و تقاضايتان را برآورند. آيا آنها حداقل همانند خود شما پاهايى دارند كه با آن راه بروند؟ يا دستهايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند و كارى انجام دهند؟ يا چشمانى دارند كه با آن ببينند؟ يا گوشهايى دارند كه با آن بشنوند؟ نه و هرگز. هيچكدام. بگو: اكنون كه چنين است بتهاى خويش را كه شريك خدا قرار دادهايد بر ضد من بخوانيد و براى من نقشه بكشيد و لحظهاى مهلت ندهيد تا بدانيد كارى از آنها ساخته نيست ولى و سرپرست من خدايى است كه اين كتاب را نازل كرده و او همه صالحان را سرپرستى مىكند. آنهايى را كه جز او مىخوانيد نمىتوانند ياريتان كنند و نه حتا خودشان را يارى دهند؛ و اگر آنها را به هدايت فرا خوانيد سخنانتان را نمىشنوند و آنها را مىبينى كه با چشمهاى مصنوعيشان به تو نگاه مىكنند و اما در حقيقت نمىبينند. به هر حال با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير و به نيكىها دعوت نما و از جاهلان روى بگردان و با آنان ستيزه مكن. هرگاه وسوسهاى از شيطان به تو رسد به خدا پناه بر؛ كه او شنونده و داناست. پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسههاى شيطان شوند به ياد خدا و پاداش و كيفر او مىافتند و در پرتو ياد او راه حق را مىبينند و ناگهان بينا مىگردند و ناپرهيزگاران را برادرانشان از شياطين پيوسته در گمراهى پيش مىبرند و باز نمىايستند هنگامى كه در نزول وحى تاخير افتد و آيهاى براى آنان نياورى مىگويند: چرا خودت از پيش خود آن را برنگزيدى؟ بگو: من تنها از چيزى پيروى مىكنم كه بر من وحى مىشود؛ اين وسيلهي بينايى از طرف پروردگارتان و مايهي هدايت و رحمت است براى جمعيتى كه ايمان مىآورند. هنگامى كه قرآن خوانده شود گوش فرا دهيد و خاموش باشيد؛ شايد مشمول رحمت خدا شويد. پروردگارت را در دل خود و از روى تضرع و خوف و آهسته و آرام و صبحگاهان و شامگاهان و ياد كن و از غافلان مباش. ارواح و فرشتهگاني كه در حضور پروردگار تو هستند هيچگاه از بندهگي خدا سركشي نكنند و پيوسته به تسبيح و تنزيه و سجده مشغولند: ويسبحونه وله يسجدون.
|
وحید گل بهاری ــــــــــــــــــــــــــــــــ
کلمات: اکبر سردوزامی
|
|
|
|
This is Sardar Salehi`s non-commercial site |