داستان کوتاه

داستان بلند
ـــــــــــــــــــــــــ
تقاص‌طلبی نوستالژیک
قلندرانه‌ها
سیر و پرسه در متون

پریشیده‌های‌پریشان‌حیالی

ـــــــــــــــــــــــــ

سفر بازگشت
پرده خوانی ها
از موسا تا محمد

ـــــــــــــــــــــــــ
 

 

 

نسخه ی چاپی

سوره‌ي اعراف

 

به نام خداوند بخشنده‌ي مهربان

المص

اين كتابى است كه بر تو نازل شده دل‌تنگ و رنجيده‌خاطر نباش تا به وسيله‌ي آن مردم را به آيات عذابش بترساني و اهل ايمان را به بشارت‌هايش يادآوري كني.

از آن‌چه كه از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده پي‌روى كنيد و پي‌رو دستورهاي غير او نباشيد و جز خدا را به دوستي نگيريد. اما اندكي از مردم متذكر مى‏شوند. چه بسيار شهرها و آبادي‌ها كه آن‌ها را بر اثر گناه فراوانشان هلاك كرديم و عذاب ما شب‏هنگام و يا در روز هنگامى كه استراحت كرده بودند به سراغشان آمد و در آن موقع كه عذاب ما به سراغ آن‌ها آمد و سخنى نداشتند جز اين كه گفتند: ما ظالم بوديم ولى اين اعتراف به گناه و ديگر دير شده بود و سودى به حالشان نداشت.

به يقين هم از كسانى كه پيامبران به سوى آن‌ها فرستاده شدند سؤال خواهيم كرد و هم از پيامبران سؤال مى‏كنيم و مسلما اعمالشان را با علم خود براى آنان شرح خواهيم داد. ما هرگز غايب نبوديم بلكه همه جا حاضر و ناظر اعمال بندگان هستيم. وزن كردن اعمال و سنجش ارزش آن‌ها در آن روز حق است. كسانى كه ميزان‌هاى عمل آن‌ها سنگين است همان رستگارانند و كسانى كه ميزان‌هاى عمل آن‌ها سبك است افرادى هستند كه سرمايه‌ي وجود خود را به خاطر ظلم و ستمى كه نسبت به آيات ما مى‏كردند از دست داده‏اند. ما تسلط و مالكيت و حكومت بر زمين را براى شما قرار داديم و انواع وسايل زندگى را براى شما فراهم ساختيم؛ اما كمتر شكرگزارى مى‏كنيد. به راستی که شما را آفریدیم و صورت و سامانتان دادیم. آنگاه فرشته‌ها را گفتیم بر آدم سجده برید. همه سجده بردند مگر ابلیس که سجده نبرد.

گفت: چرا سجده نکردی؟ چه چیزی مانعت شد؟

گفت: برای این که من بهتر از اوام. من از آتشم. او را از گل آفریده ای.

گفت: فرو رو از این درگاه. تو را نرسد که بزرگی بفروشی در آن. بیرون شو که خُرد و خواری.

گفت: تا روزی که مردمان برانگیخه شوند مهلتم ده.

گفت: مهلت یافتی.

گفت: از آن جا که مرا فریفتی، بر سر راه راستت در کمین مردمانت می‌نشینم، آن گاه از پس و از پیش و از چپ و از راست به سربختشان می‌روم و باطلشان می کنم. بیشترشان را سپاسگزار نخواهی یافت.

گفت: از آن جا نکوهیده و سرشکسته بیرون شو، جهنم را از تو و یاران تو پر می کنم. و ای آدم تو! تو و همسرت در باغ بهشت باشید و هرچه خواستید بخورید ولی به این درخت نزدیک نشوید.

آن گاه شیطان آن‌ها را وسوسه کرد و گفت: برای این شما را نهی کرد و گفت از این درخت نخورید که اگر از آن بخورید فرشته شوید یا از مردمان نمُردنی. و برای آن‌ها سوگند یاد کرد که یارشان باشد.

آن‌گاه آن‌ها را به طمع انداخت و چون از میوه‌ی آن درخت خوردند عورت شان بر ایشان آشکار شد و شروع كردند به قرار دادن برگ‌هاى درختان بهشتى بر خود تا آن را بپوشانند كه پروردگارشان آن‌ها را نداد داد: آيا شما را از آن درخت نهى نكردم و نگفتم كه شيطان براى شما دشمن آشكارى است؟

گفتند: پروردگارا ما به خويشتن ستم كرديم و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نكنى از زيانكاران خواهيم بود.

فرمود: از مقام خويش فرود آييد و در حالى كه بعضى از شما نسبت به بعض ديگر دشمن خواهيد بود و براى شما در زمين قرارگاه و وسيله‌ي بهره‏گيرى تا زمان معينى خواهد بود.

فرمود: در آن  زمين زنده مى‏شويد و در آن مى‏ميريد و در رستاخيز از آن خارج خواهيد شد.

 

اى فرزندان آدم لباسى براى شما فرستاديم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مايه‌ي زينت شماست؛ اما لباس پرهيزگارى بهتر است اين‌ها همه از آيات خداست و تا متذكر نعمتهاى او شوند. 

اى فرزندان آدم شيطان شما را نفريبد آن گونه كه پدر و مادر شما را از بهشت بيرون كرد و لباس‌شان را از تن‌شان بيرون ساخت تا عورت‌شان را به آن‌ها نشان دهد چه اين كه او و همكارانش شما را مى‏بينند از جايى كه شما آن‌ها را نمى‏بينيد اما بدانيد ما شياطين را اولياى كسانى قرار داديم كه ايمان نمى‏آورند. هنگامى كه كار زشتى انجام مى‏دهند مى‏گويند: پدران خود را بر اين عمل يافتيم و خداوند ما را به آن دستور داده است بگو: خداوند هرگز به كار زشت فرمان نمى‏دهد آيا چيزى به خدا نسبت مى‏دهيد كه نمى‏دانيد؟  بگو: پروردگارم امر به عدالت كرده است و توجه خويش را در هر مسجد و به هنگام عبادت به سوى او كنيد و او را بخوانيد در حالى كه دين خود را براى او خالص گردانيد و بدانيد همان گونه كه در آغاز شما را آفريد بار ديگر در رستاخيز بازمى‏گرديد. جمعى را هدايت كرده و جمعى كه شايستگى نداشته‏اند گمراهى بر آن‌ها مسلم شده است. آن‌ها كسانى هستند كه شياطين را به جاى خداوند اولياى خود انتخاب كردند و گمان مى‏كنند هدايت يافته‏اند.

اى فرزندان آدم زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداريد و از نعمت‌هاى الهى بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد.

بگو: چه كسى زينت‌هاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده و روزي‌هاى پاكيزه را حرام كرده است؟ بگو: اين ها در زندگى دنيا و براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند؛ اگر چه ديگران نيز با آن‌ها مشاركت دارند ولى در قيامت خالص براى مؤمنان خواهد بود.

ــ اين گونه آيات خود را براى كسانى كه آگاهند شرح مى‏دهيم:

 

بگو: خداوند تنها اعمال زشت را چه آشكار باشد چه پنهان حرام كرده است و همچنين گناه و ستم به ناحق را و اين كه چيزى را كه خداوند دليلى براى آن نازل نكرده شريك او قرار دهيد و به خدا مطلبى نسبت دهيد كه نمى‏دانيد. براى هر قوم و جمعيتى زمان و سرآمد معينى است و هنگامى كه سرآمد آن‌ها فرا رسد نه ساعتى از آن تاخير مى‏كنند و نه بر آن پيشى مى‏گيرند.

اى فرزندان آدم اگر رسولانى از خود شما به سراغتان بيايند كه آيات مرا براى شما بازگو كنند از آن‌ها پيروى كنيد؛ كسانى كه پرهيزگارى پيشه كنند و عمل صالح انجام دهند و در اصلاح خويش و ديگران بكوشند نه ترسى بر آن‌هاست و نه غمناك مى شوند و آن‌ها كه آيات ما را تكذيب كنند و در برابر آن تكبر ورزند اهل دوزخند و جاودانه در آن خواهند ماند. چه كسى ستمكارتر است از آن‌ها كه بر خدا دروغ مى‏بندند يا آيات او را تكذيب مى كنند؟ آن‌ها نصيب‌شان را از آن چه مقدر شده از نعمت‌ها و مواهب اين جهان مى‏برند؛ تا زمانى كه فرستادگان ما فرشتگان قبض ارواح به سراغشان روند و جان‌شان را بگيرند؛ از آن‌ها مى‏پرسند: كجايند معبودهايى كه مى‏خوانديد؟ چرا به يارى شما نمى‏آيند؟

مى‏گويند: آن‌ها همه گم شدند و از ما دور گشتند و بر ضد خود گواهى مى‏دهند كه كافر بودند.

مى‏گويد: در صف گروه‏هاى مشابه خود از جن و انس در آتش وارد شويد. هر زمان كه گروهى وارد مى‏شوند گروه ديگر را لعن مى‏كنند تا همگى با ذلت در آن قرار گيرند. در اين هنگام گروه پي‌روان درباره‌ي پيشوايان خود مى‏گويند: خداوندا اين ها بودند كه ما را گمراه ساختند پس كيفر آن‌ها را از آتش دو برابر كن كيفرى براى گمراهي‌شان و كيفرى به خاطر گمراه كردن ما. مى‏فرمايد: براى هر كدام از شما عذاب مضاعف است ولى نمى‏دانيد چرا كه پي‌روان اگر گرد پيشوايان گمراه را نگرفته بودند قدرتى بر اغواى مردم نداشتند. پيشوايان آن‌ها به پيروان خود مى‏گويند: شما امتيازى بر ما نداشتيد؛ پس بچشيد عذاب الهى را در برابر آن چه انجام مى‏داديد.

كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و در برابر آن تكبر ورزيدند هرگز درهاى آسمان به رويشان گشوده نمى‏شود و هيچ گاه داخل بهشت نخواهند شد مگر اين كه شتر از سوراخ سوزن بگذرد. اين گونه گنهكاران را جزا مى‏دهيم. براى آن‌ها بسترى از آتش دوزخ و روى آن‌ها پوشش‌هايى از آن است. اين چنين ظالمان را جزا مي‌دهيم و كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند - البته هيچ كس را جز به اندازه‌ي توانايي‌اش تكليف نمى‏كنيم- آن‌ها اهل بهشتند و جاودانه در آن خواهند ماند. آن چه در دل‌ها از كينه و حسد دارند برمى‏كنيم تا در صفا و صميميت با هم زندگى كنند و از زير قصرها و درختان آن‌ها نهرها جريان دارد؛ مى‏گويند: ستايش مخصوص خداوندى است كه ما را به اين همه نعمت‌ها رهنمون شد و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود ما به اين‌ها راه نمى‏يافتيم. مسلما فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند و در اين هنگام به آنان ندا داده مى‏شود كه: اين بهشت را در برابر اعمالى كه انجام مى‏داديد به ارث برديد و بهشتيان دوزخيان را صدا مى‏زنند كه: آن چه را پروردگارمان به ما وعده داده بود همه را حق يافتيم؛ آيا شما هم آن چه را پروردگارتان به شما وعده داده بود حق يافتيد؟ در اين هنگام ندادهنده‏اى‏در ميان آن‌ها ندا مى‏دهد كه: لعنت خدا بر ستمگران باد. همآن‌ها كه مردم را از راه خدا بازمى‏دارند و با القاى شبهات مى‏خواهند آن را كج و معوج نشان دهند و آن‌ها به آخرت كافرند. و در ميان آن دو بهشتيان و دوزخيان حجابى است و بر اعراف‏ مردانى هستند كه هر يك از آن دو را از چهره‏شان مى‏شناسند و به بهشتيان صدا مى‏زنند كه: درود بر شما باد. اما داخل بهشت نمى‏شوند در حالى كه اميد آن را دارند و هنگامى كه چشمشان به دوزخيان مى‏افتد مى‏گويند: پروردگارا ما را با گروه ستمگران قرار مده. و اصحاب اعراف مردانى از دوزخيان را كه از سيماي‌شان آن‌ها را مى‏شناسند صدا مى‏زنند و مى‏گويند: ديديد كه گردآورى شما از مال و ثروت و آن و فرزند و تكبرهاى شما به حال‌تان سودى نداد؟ آيا اين‌ها  اين وامانده‌گان بر اعراف همانان نيستند كه سوگند ياد كرديد رحمت خدا هرگز شامل حال‌شان نخواهد شد؟ ولى خداوند به خاطر ايمان و بعضى اعمال خيرشان آن‌ها را بخشيد هم اكنون به آن‌ها گفته مى‏شود: داخل بهشت شويد كه نه ترسى داريد و نه غمناك مى‏شويد و دوزخيان بهشتيان را صدا مى‏زنند كه: محبت كنيد و مقدارى آب يا از آن چه خدا به شما روزى داده است به ما ببخشيد. آن‌ها در پاسخ مى‏گويند: خداوند اين ها را بر كافران حرام كرده است.

همان ها كه دين و آيين خود را سرگرمى و بازيچه گرفتند و زندگى دنيا آنان را مغرور ساخت؛ امروز ما آن‌ها را فراموش مى‏كنيم همان گونه كه لقاى چنين روزى را فراموش كردند و آيات ما را انكار نمودند. ما كتابى براى آن‌ها آورديم كه اسرار و رموز آن را با آگاهى شرح داديم؛ كتابى كه مايه‌ي هدايت و رحمت براى جمعيتى است كه ايمان مى‏آورند. آيا آن‌ها انتظاري جز تاويل آيات و فرا رسيدن تهديدهاى الهى دارند؟ آن روز كه تاويل آن‌ها فرا رسد كار از كار گذشته است و پشيمانى سودى ندارد. كسانى كه قبلا آن را فراموش كرده بودند مى‏گويند: فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند؛ آيا امروز شفيعانى براى ما وجود دارند كه براى ما شفاعت كنند؟ يا به ما اجازه داده شود به دنيا بازگرديم و اعمالى غير از آنچه انجام مى‏داديم انجام دهيم؟ ولى آن‌ها سرمايه وجود خود را از دست داده‏اند و معبودهايى را كه به دروغ ساخته بودند همگى از نظرشان گم مى‏شوند. نه راه بازگشتى دارند و نه شفيعانى.

 

پروردگار شما خداوندى است كه آسمآن‌ها و زمين را در شش روز آفريد؛ سپس به تدبير جهان هستى پرداخت؛ با پرده‌ي تاريك شب روز را مى‌پوشاند و شب به دنبال روز و به سرعت در حركت است و خورشيد و ماه و ستارگان را آفريد كه مسخر فرمان او هستند. آگاه باشيد كه آفرينش و تدبير جهان از آن او و به فرمان اوست. پر بركت و زوال‏ناپذير است خداوندى كه پروردگار جهانيان است.

پروردگار خود را آشكارا از روى تضرع و در پنهانى بخوانيد و از تجاوز دست برداريد كه او متجاوزان را دوست نمى‏دارد و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد و او را با بيم و اميد بخوانيد. بيم از مسؤوليت‌ها و اميد به رحمتش و نيكى كنيد زيرا رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است. او كسى است كه بادها را بشارت دهنده در پيشاپيش باران رحمتش مى‏فرستد؛ تا ابرهاى سنگين‏بار را بر دوش كشند؛ سپس ما آن‌ها را به سوى زمين‌هاى مرده مى‏فرستيم و به وسيله‌ي آن‌ها آب حياتبخش را نازل مى‏كنيم و با آن از هرگونه ميوه‏اى از خاك تيره بيرون مى‏آوريم؛ اين گونه كه زمين‌هاى مرده را زنده كرديم مردگان را نيز در قيامت زنده مى‏كنيم شايد با توجه به اين مثال متذكر شويد. سرزمين پاكيزه و شيرين و گياهش به فرمان پروردگار مى‏رويد؛ اما سرزمين‌هاى بد طينت و شوره‏زار جز گياه ناچيز و بى‏ارزش از آن نمى‏رويد.

اين گونه آيات خود را براى آن‌ها كه شكرگزارند بيان مى‏كنيم:

 

ما نوح را به سوى قومش فرستاديم؛ او به آنان گفت: اى قوم من تنها خداوند يگانه را پرستش كنيد كه معبودى جز او براى شما نيست و اگر غير او را عبادت كنيد من بر شما از عذاب روز بزرگ مى‏ترسم.

ولى اشراف قومش به او گفتند: ما تو را در گمراهى آشكارى مى‏بينيم.

گفت: اى قوم من هيچ گونه گمراهى در من نيست ولى من فرستاده‏اى از جانب پروردگار جهانيانم. رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى‏كنم. خيرخواه شما هستم و از خداوند چيزهايى مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد. آيا تعجب كرده‏ايد كه دستور آگاه كننده پروردگارتان به وسيله‌ي مردى از ميان شما به شما برسد تا از عواقب اعمال خلاف بيم‌تان دهد و در پرتو اين دستور پرهيزگارى پيشه كنيد شايد مشمول رحمت الهى گرديد؟

اما سرانجام او را تكذيب كردند و ما او و كسانى را كه با وى در كشتى بودند و رهايى بخشيديم و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند غرق كرديم؛ چه اين كه آن‌ها گروهى نابينا و كوردل بودند.

 

به سوى قوم عاد برادرشان هود را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من تنها خدا را پرستش كنيد كه جز او معبودى براى شما نيست آيا پرهيزگارى پيشه نمى‏كنيد؟

اشراف كافر قوم او گفتند: ما تو را در سفاهت و سبك مغزى مى‏بينيم. ما مسلما تو را از دروغگويان مى‏دانيم.

گفت: اى قوم من هيچ گونه سفاهتى در من نيست. فرستاده‏اى از طرف پروردگار جهانيانم. رسالتهاى پروردگارم را به شما ابلاغ مى‏كنم. من خيرخواه امينى براى شما هستم. آيا تعجب كرده‏ايد كه دستور آگاه كننده‌ي پروردگارتان به وسيله مردى از ميان شما به شما برسد تا از مجازات الهى بيمتان دهد؟ به ياد آوريد هنگامى كه شما را جانشينان قوم نوح قرار داد و شما را از جهت خلقت جسمانى گسترش و قدرت داد؛ پس نعمت‌هاى خدا را به ياد آوريد شايد رستگار شويد

گفتند: آيا به سراغ ما آمده‏اى كه تنها خداى يگانه را بپرستيم و آن چه را پدران ما مى‏پرستند رها كنيم؟ پس اگر راست مى‏گوئى آنچه را از بلا و عذاب الهى به ما وعده مى‏دهى بياور.

گفت: پليدى و غضب خدايان‌تان و شما را فرا گرفته است آيا با من در مورد نام‌هايى مجادله مى‏كنيد كه شما و پدرانتان به عنوان معبود و خدا بر بت‌ها گذارده‏ايد در حالى كه خداوند هيچ دليلى درباره آن نازل نكرده است؟ پس شما منتظر باشيد و من هم با شما انتظار مى‏كشم. شما انتظار شكست من و من انتظار عذاب الهى براى شما.

سرانجام او و كسانى را كه با او بودند به رحمت خود نجات بخشيديم و ريشه‌ي كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و ايمان نياوردند بركنديم.

 

به سوى قوم سه‌مود برادرشان صالح را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من تنها خدا را بپرستيد كه جز او معبودى براى شما نيست. دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده: اين ناقه‏‌ي الهى براى شما معجزه‏اى است؛ او را به حال خود واگذاريد كه در زمين خدا از علف‌هاى بيابان بخورد و آن را آزار نرسانيد كه عذاب دردناكى شما را خواهد گرفت و به خاطر بياوريد كه شما را جانشينان قوم عاد قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در دشت‌هايش قصرها براى خود بنا مى‏كنيد و در كوه‏هايش براى خود خانه‏ها مى تراشيد بنا بر اين نعمت‌هاى خدا را متذكر شويد و در زمين به فساد نكوشيد.

ولى اشراف متكبر قوم او به مستضعفانى كه ايمان آورده بودند گفتند: آيا به راستى شما يقين داريد كه صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟

آن‌ها گفتند: ما به آن چه او بدان ماموريت يافته ايمان آورده‏ايم.

متكبران گفتند: ولى ما به آن چه شما به آن ايمان آورده‏ايد كافريم.

سپس ناقه‏ را پى كردند و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و گفتند: اى صالح اگر تو از فرستادگان خدا هستى آن چه ما را با آن تهديد مى‏كنى بياور.

سرانجام زمين لرزه آن‌ها را فرا گرفت و صبحگاهان تنها جسم بى‏جانشان در خانه‏هاشان باقى مانده بود.

صالح از آن‌ها روى برتافت و گفت: اى قوم من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و شرط خيرخواهى را انجام دادم ولى چه كنم كه شما خيرخواهان را دوست نداريد. به خاطر آوريد لوط را. هنگامى كه به قوم خود گفت: آيا عمل بسيار زشتى را انجام مى‏دهيد كه هيچيك از جهانيان پيش از شما انجام نداده است؟ آيا شما از روى شهوت به سراغ مردان مى‏رويد و نه زنان؟ شما گروه تجاوزگري هستيد. ولى پاسخ قومش چيزى جز اين نبود كه گفتند: اين‌ها را از شهر و ديار خود بيرون كنيد كه اين‌ها مردمى هستند كه پاكدامنى را مى‏طلبند و با ما همصدا نيستند.

چون كار به اين‌جا رسيد ما او و خاندانش را رهايى بخشيديم؛ جز همسرش كه از بازماندگان در شهر بود و سپس چنان بارانى از سنگ بر آن‌ها فرستاديم كه آن‌ها را در هم كوبيد و نابود ساخت. پس بنگر سرانجام كار مجرمان چه شد.

 

به سوى مدين برادرشان شعيب را فرستاديم؛ گفت: اى قوم من خدا را بپرستيد كه جز او معبودى نداريد. دليل روشنى از طرف پروردگارتان براى شما آمده است؛ بنابر اين حق پيمانه و وزن را ادا كنيد و از اموال مردم چيزى نكاهيد و در روى زمين بعد از آن كه در پرتو ايمان و دعوت انبياء اصلاح شده است فساد نكنيد. اين براى شما بهتر است اگر با ايمان هستيد بر سر هر راه ننشينيد كه مردم با ايمان را تهديد كنيد و مؤمنان را از راه خدا باز داريد و با القاى شبهات آن را كج و معوج نشان دهيد و به خاطر بياوريد زمانى را كه اندك بوديد و او شما را فزونى داد و بنگريد سرانجام مفسدان چه گونه بود. اگر گروهى از شما به آنچه من به آن فرستاده شده‏ام ايمان آورده‏اند و گروهى ايمان نياورده‏اند صبر كنيد تا خداوند ميان ما داورى كند كه او بهترين داوران است.

اشراف زورمند و متكبر از قوم او گفتند: اى شعيب به يقين تو و كسانى را كه به تو ايمان آورده‏اند و از شهر و ديار خود بيرون خواهيم كرد و يا به آيين ما بازگرديد

گفت: آيا مى‏خواهيد ما را بازگردانيد اگر چه مايل نباشيم؟ اگر ما به آيين شما بازگرديم بعد از آن كه خدا ما را از آن نجات بخشيده است به خدا دروغ بسته‏ايم و شايسته نيست كه ما به آن بازگرديم مگر اين كه خدايى كه پروردگار ما است بخواهد؛ علم پروردگار ما به همه چيز احاطه دارد. تنها بر خدا توكل كرده‏ايم. پروردگارا ميان ما و قوم ما به حق داورى كن كه تو بهترين داورانى.

اشراف زورمند از قوم او كه كافر شده بودند گفتند: اگر از شعيب پيروى كنيد و شما هم زيانكار خواهيد شد.

سپس زمين لرزه آن‌ها را فرا گرفت و صبحگاهان به صورت اجسادى بى‏جان در خانه‏هاشان مانده بودند.

آن‌ها كه شعيب را تكذيب كردند آنچنان نابود شدند كه گويا هرگز در آن خانه‏ها سكونت نداشتند. آن‌ها كه شعيب را تكذيب كردند زيانكار بودند. سپس از آنان روى برتافت و گفت: اى قوم من من رسالت‌هاى پروردگارم را به شما ابلاغ كردم و براى شما خيرخواهى نمودم؛ با اين حال و چه‌گونه بر حال قوم بى‏ايمان تاسف بخورم؟

 

ما در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم مگر اينكه اهل آن را به ناراحتي‌ها و خسارت‌ها گرفتار ساختيم؛ شايد به خود آيند و به سوى خدا بازگردند و تضرع كنند. سپس هنگامى كه اين هشدارها در آنان اثر نگذاشت نيكى و فراوانى نعمت و رفاه را به جاى بدى و ناراحتى و گرفتارى قرار داديم؛ آن چنان كه فزونى گرفتند و همه‏گونه نعمت و بركت يافتند و مغرور شدند و گفتند: تنها ما نبوديم كه گرفتار اين مشكلات شديم؛ به پدران ما نيز ناراحتي‌هاى جسمى و مالى رسيد. چون چنين شد آن‌ها را ناگهان به سبب اعمالشان گرفتيم و مجازات كرديم در حالى كه نمى‏فهميدند. اگر اهل شهرها و آبادي‌ها ايمان مى‏آوردند و تقوا پيشه مى‏كردند بركات آسمان و زمين را بر آن‌ها مى‏گشوديم ولى آن‌ها حق را تكذيب كردند؛ ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم. آيا اهل اين آبادي‌ها از اين ايمن‌اند كه عذاب ما شبانه به سراغ آن‌ها بيايد در حالى كه در خواب باشند؟ آيا اهل اين آبادي ها از اين ايمن‌اند كه عذاب ما هنگام روز به سراغشان بيايد در حالى كه سرگرم بازى هستند؟ آيا آن‌ها خود را از مكر الهى در امان مى‏دانند؟ در حالى كه جز زيانكاران خود را از مكر و مجازات خدا ايمن نمى‏دانند. آيا كسانى كه وارث روى زمين بعد از صاحبان آن مى‏شوند عبرت نمى‏گيرند؟ اگر بخواهيم آن‌ها را نيز به گناهانشان هلاك مى‏كنيم و بر دل‌هايشان مهر مى‏نهيم تا صداى حق را نشنوند؟

اين‌ها شهرها و آبادي‌هايى است كه قسمتى از اخبار آن را براى تو شرح مى‏دهيم؛ پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند ولى آن‌ها چنان لجوج بودند كه به آن چه قبلا تكذيب كرده بودند ايمان نمى‏آوردند اين‏گونه خداوند بر دل‌هاى كافران مهر مى‏نهد و بر اثر لجاجت و ادامه گناه حس تشخيص‌شان را سلب مى‏كند و بيشتر آن‌ها را بر سر پيمان خود نيافتيم؛ بلكه اكثر آن‌ها را فاسق و گنهكار يافتيم.

 

سپس به دنبال آن  پيامبران پيشين موسا را با آيات خويش به سوى فرعون و اطرافيان او فرستاديم؛ اما آن‌ها با عدم پذيرش به آن آيات ظلم كردند. ببين عاقبت مفسدان چه گونه بود:

و موسا گفت: اى فرعون من فرستاده‏اى از سوى پروردگار جهانيانم. سزاوار است كه بر خدا جز حق نگويم. من دليل روشنى از پروردگارتان براى شما آورده‏ام؛ پس بنى اسرائيل را با من بفرست.

فرعون گفت: اگر نشانه‏اى آورده‏اى نشان بده اگر از راستگويانى.

موسا عصاى خود را افكند؛ ناگهان اژدهاى آشكارى شد و دست خود را از گريبان بيرون آورد؛ سفيد و درخشان براى بينندگان بود.

اطرافيان فرعون گفتند: بى‏شك اين ساحرى ماهر و دانا است. مى‏خواهد شما را از سرزمينتان بيرون كند؛ نظر شما چيست و در برابر او چه دستورى داريد؟

سپس به فرعون گفتند: كار او و برادرش را به تاخير انداز و جمع‏آورى‏كنندگان را به همه شهرها بفرست تا هر ساحر دانا و كارآزموده‏اى را به خدمت تو بياورند.

ساحران نزد فرعون آمدند و گفتند: آيا اگر ما پيروز گرديم اجر و پاداش مهمى خواهيم داشت؟ 

گفت: از مقربان خواهيد بود

 

ساحران گفتند: اى موسا يا تو وسايل سحرت را بيفكن و يا ما مى‏افكنيم.

گفت: شما بيفكنيد

هنگامى كه وسايل سحر خود را افكندند و مردم را چشم‏بندى كردند و ترساندند و سحر عظيمى پديد آوردند ما به موسا وحى كرديم كه: عصاى خود را بيفكن.

ناگهان به صورت مار عظيمى در آمد كه وسايل دروغين آن‌ها را به سرعت برمى‏گرفت. در اين هنگام حق آشكار شد و آن چه آن‌ها ساخته بودند و باطل گشت و در آن جا همگى مغلوب شدند و خوار و كوچك گشتند. ساحران بى‏اختيار به سجده افتادند و گفتند: ما به پروردگار جهانيان ايمان آورديم؛  پروردگار موسا و هارون.

فرعون گفت: آيا پيش از آن كه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد؟ حتما اين نيرنگ و توطئه‏اى است كه در اين شهر و ديار چيده‏ايد تا اهلش را از آن بيرون كنيد ولى به زودى خواهيد دانست. سوگند مى‏خورم كه دست‌ها و پاهاى شما را به‌طور  دست راست با پاى چپ و يا دست چپ با پاى راست قطع مى‏كنم؛ سپس همگى را به دار مى‏آويزم.

ساحران گفتند: مهم نيست. ما به سوى پروردگارمان بازمى‏گرديم. انتقام تو از ما تنها به خاطر اين است كه ما به آيات پروردگار خويش - هنگامى كه به سراغ ما آمد- ايمان آورديم. بار الها صبر و استقامت بر ما فرو ريز و آخرين درجه شكيبائى را به ما مرحمت فرما و ما را مؤمن بميران.

اشراف قوم فرعون به او گفتند: آيا موسا و قومش را رها مى‏كنى كه در زمين فساد كنند و تو و خدايانت را رها سازد؟

گفت: به زودى پسرانشان را مى‏كشيم و دخترانشان را زنده نگه مى‏داريم تا به ما خدمت كنند ما بر آن‌ها كاملا مسلطيم.

موسا به قوم خود گفت: از خدا يارى جوييد و استقامت پيشه كنيد كه زمين از آن خداست و آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد واگذار مى‏كند و سرانجام نيك براى پرهيزكاران است.

گفتند: پيش از آن كه به سوى ما بيايى آزار ديديم و هم اكنون پس از آمدنت نيز آزار مى‏بينيم كى اين آزارها سر خواهد آمد؟

گفت: اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند و شما را در زمين جانشين آن‌ها سازد و بنگرد چه گونه عمل مى‏كنيد.

و ما نزديكان فرعون و قوم او را به خشكسالى و كمبود ميوه‏ها گرفتار كرديم شايد متذكر گردند. اما آن‌ها نه تنها پند نگرفتند بلكه هنگامى كه نيكى و نعمت به آن‌ها مى‏رسيد مى‏گفتند: به خاطر خود ماست. ولى موقعى كه بدى و بلا به آن‌ها مى‏رسيد مى‏گفتند: از شومى موسا و كسان اوست.

ــ‏ آگاه باشيد سرچشمه همه اينها نزد خداست ولى بيشتر آن‌ها نمى‏دانند

 

گفتند: هر زمان نشانه و معجزه‏اى براى ما بياورى كه سحرمان كنى ما به تو ايمان نمى‏آوريم.

سپس بلاها را پشت سر هم بر آن‌ها نازل كرديم: طوفان و ملخ و آفت گياهى و قورباغه‏ها و خون را - كه نشانه‏هايى از هم جدا بودند- بر آن‌ها فرستاديم ولى باز بيدار نشدند و تكبر ورزيدند و جمعيت گنهكارى بودند. هنگامى كه بلا بر آن‌ها مسلط مى‏شد مى‏گفتند: اى موسا از خدايت براى ما بخواه به عهدى كه با تو كرده رفتار كند اگر اين بلا را از ما مرتفع سازى قطعا به تو ايمان مى‏آوريم وبنى اسرائيل را با تو خواهيم فرستاد اما هنگامى كه بلا را پس از مدت معينى كه به آن مى‏رسيدند از آن‌ها برمى‏داشتيم پيمان خويش را مى‏شكستند. سرانجام از آن‌ها انتقام گرفتيم و آنان را در دريا غرق كرديم؛ زيرا آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند مشرق‌ها و مغرب‌هاى پر بركت زمين را به آن قوم به ضعف كشانده شده زير زنجير ظلم و ستم واگذار كرديم و وعده‌ي نيك پروردگارت بر بنى اسرائيل به خاطر صبر و استقامتى كه به خرج دادند و تحقق يافت آنچه فرعون و فرعونيان از كاخ‌هاى مجلل مى‏ساختند و آن‌چه از باغ‌هاى داربست‏دار فراهم ساخته بودند و در هم كوبيديم و بنى اسرائيل را سالم از دريا عبور داديم تا ناگاه در راه خود به گروهى رسيدند كه اطراف بت‌هايشان با تواضع و خضوع گرد آمده بودند. در اين هنگام بنى اسرائيل به موسا گفتند: تو هم براى ما معبودى قرار ده و همان‏گونه كه آن‌ها معبودان و خدايانى دارند گفت: شما جمعيتى جاهل و نادان هستيد. اين‌ها را كه مى‏بينيد سرانجام كارشان نابودى است و آن چه انجام مى‏دهند باطل و بيهوده است.

سپس گفت: آيا غير از خداوند مبعودى براى شما بطلبم؟ خدايى كه شما را بر جهانيان و مردم عصرتان برترى داد؟ به خاطر بياوريد زمانى را كه از چنگال فرعونيان نجاتتان بخشيديم آن‌ها كه پيوسته شما را شكنجه مى‏دادند و پسرانتان را مى‏كشتند و زنانتان را براى خدمتگارى زنده مى‏گذاشتند آزمايش بزرگى از سوى خدا براى شما بود.

 

ما با موسا سى شب وعده گذاشتيم؛ سپس آن را با ده شب ديگر تكميل نموديم؛ به اين ترتيب ميعاد پروردگارش با او چهل شب تمام شد و موسا به برادرش هارون گفت جانشين من در ميان قومم باش. و آن‌ها را اصلاح كن و از روش مفسدان پيروى منما. هنگامى كه موسا به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت و عرض كرد: پروردگارا خودت را به من نشان ده و تا تو را ببينم گفت: هرگز مرا نخواهى ديد ولى به كوه بنگر اگر در جاى خود ثابت ماند مرا خواهى ديد. اما هنگامى كه پروردگارش بر كوه جلوه كرد و آن را همسان خاك قرار داد موسا مدهوش به زمين افتاد. چون به هوش آمد عرض كرد خداوندا منزهى تو از اين كه با چشم تو را ببينم. من به سوى تو بازگشتم و من نخستين مؤمنانم.

خداوند فرمود: اى موسا من تو را با رسالتهاى خويش و با سخن‏گفتنم با تو بر مردم برترى دادم و برگزيدم؛ پس آنچه را به تو داده‏ام بگير و از شكرگزاران باش.

 

براى او در الواح اندرزى از هر موضوعى نوشتيم و بيانى از هر چيز كرديم - پس آن را با جديت بگير و به قوم خود بگو: به نيكوترين آن‌ها عمل كنند و آن‌ها كه به مخالفت برخيزند كيفرشان دوزخ است و به زودى جايگاه فاسقان را به شما نشان خواهم داد. به زودى كسانى را كه در روى زمين بناحق تكبر مى‏ورزند از ايمان به آيات خود منصرف مى‏سازم. آن‌ها چنانند كه اگر هر آيه نشانه‏اى را ببينند به آن ايمان نمى‏آورند؛ اگر راه هدايت را ببينند آن را راه خود انتخاب نمى‏كنند. اگر طريق گمراهى را ببينند آن را راه خود انتخاب مى‏كنند همه اين‌ها به خاطر آن است كه آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند. كسانى كه آيات و ديدار رستاخيز را تكذيب و انكار كنند اعمالشان نابود مى گردد؛ آيا جز آن چه را عمل مى‏كردند پاداش داده مى‏شوند؟

 

قوم موسا بعد از رفتن او به ميعادگاه خدا از زيورهاى خود گوساله‏اى ساختند؛ جسد بى‏جانى كه صداى گوساله داشت. آيا آن‌ها نمى‏ديدند كه با آنان سخن نمى‏گويد و به راه راست هدايتشان نمى‏كند؟ آن را خداى خود انتخاب كردند. ظالم بودند و هنگامى كه حقيقت به دستشان افتاد ديدند گمراه شده‏اند گفتند: اگر پروردگارمان به ما رحم نكند و ما را نيامرزد به‌طور قطع از زيانكاران خواهيم بود. هنگامى كه موسا خشمگين و اندوهناك به سوى قوم خود بازگشت گفت: پس از من بد جانشينانى برايم بوديد آيين مرا ضايع كرديد. آيا درمورد فرمان پروردگارتان و تمديد مدت ميعاد او عجله نموديد و زود قضاوت كرديد؟ سپس الواح را افكند و سر برادر خود را گرفت و با عصبانيت به سوى خود كشيد؛ او گفت: فرزند مادرم اين گروه مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند. نزديك بود مرا بكشند. پس كارى نكن كه دشمنان مرا شماتت كنند و مرا با گروه ستمكاران قرار مده.

موسا گفت: پروردگارا من و برادرم را بيامرز و ما را در رحمت خود داخل فرما و تو مهربانترين مهربانانى.

كسانى كه گوساله را معبود خود قرار دادند به زودى خشم پروردگارشان و ذلت در زندگى دنيا به آن‌ها مى‏رسد و اين چنين و كسانى را كه بر خدا افترا مى‏بندند كيفر مى دهيم. آن‌ها كه گناه كردند و بعد از آن توبه نمودند و ايمان آوردند اميد عفو او را دارند؛ زيرا پروردگار تو در پى اين كار آمرزنده و مهربان است. هنگامى كه خشم موسا فرو نشست؛ الواح تورات را برگرفت و در نوشته‏هاى آن هدايت و رحمت براى كسانى بود كه از پروردگار خويش مى‏ترسند و از مخالفت فرمانش بيم دارند.

 

موسا از قوم خود هفتاد تن از مردان را براى ميعادگاه ما برگزيد و هنگامى كه زمين‏لرزه آن‌ها را فرا گرفت و هلاك شدند گفت: پروردگارا اگر مى‏خواستى مى توانستى آن‌ها و مرا پيش از اين نيز هلاك كنى آيا ما را به آن چه سفيهان‌مان انجام داده‏اند مجازات و هلاك مى‏كنى؟ اين جز آزمايش تو چيز ديگر نيست؛ كه هر كس را بخواهى و مستحق بدانى و به وسيله‌ي آن گمراه مى‏سازى و هر كس را بخواهى و شايسته ببينى هدايت مى‏كنى. تو ولى مايى. ما را بيامرز و بر ما رحم كن. تو بهترين آمرزندگانى. براى ما و در اين دنيا و سراى ديگر نيكى مقرر فرما؛ چه اين كه ما به سوى تو بازگشت كرده‏ايم.

خداوند در برابر اين تقاضا و به موسا گفت: مجازاتم را به هر كس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چيز را فراگرفته و آن را براى آن‌ها كه تقوا پيشه كنند و زكات را بپردازند و آن‌ها كه به آيات ما ايمان مى‏آورند و مقرر خواهم داشت. همآن‌ها كه از فرستاده‌ي خدا و پيامبر امى‏ پيروى مى‏كنند؛ پيامبرى كه صفاتش را در تورات و انجيلى كه نزدشان است مى‏يابند؛ آن‌ها را به معروف دستور مى‏دهد و از منكر باز مي‌دارد؛ پاكيزه را براى آن‌ها حلال مى‏شمرد و ناپاكي‌ها را تحريم مى كند و بارهاى سنگين و زنجيرهايى را كه بر آن‌ها بود از دوش و گردنشان بر مى‏دارد. پس كسانى كه به او ايمان آوردند و حمايت و ياري‌اش كردند از نورى كه با او نازل شده پيروى نمودند آنان رستگارانند.

بگو: اى مردم من فرستاده‌ي خدا به سوى همه‌ي شما هستم؛ همان خدايى كه حكومت آسمآن‌ها و زمين از آن او است؛ معبودى جز او نيست؛ زنده مى‏كند و مى‏ميراند؛ پس ايمان بياوريد به خدا و فرستاده‏اش و آن پيامبر درس نخوانده‏اى كه به خدا و كلماتش ايمان دارد و از او پيروى كنيد تا هدايت يابيد

و از قوم موسا گروهى هستند كه به سوى حق هدايت مى‏كنند و به حق و عدالت حكم مى‏نمايند. ما آن‌ها را به دوازده گروه تقسيم كرديم و هنگامى كه قوم موسا در بيابان از او تقاضاى آب كردند و به او وحى فرستاديم كه: عصاى خود را بر سنگ بزن. ناگهان دوازده چشمه از آن بيرون جست؛ آن چنان كه هر گروه چشمه و آبشخور خود را مى‏شناخت و ابر را بر سر آن‌ها سايبان ساختيم و بر آن‌ها من‏ و سلوى‏ فرستاديم و به آنان گفتيم: از روزي‌هاى پاكيزه‏اى كه به شما داده‏ايم بخوريد و شكر خدا را به جا آوريد. آن‌ها نافرمانى و ستم كردند ولى به ما ستم نكردند و لكن به خودشان ستم مى‏نمودند.

به خاطر بياوريد هنگامى را كه به آن‌ها گفته شد: در اين شهر  بيت المقدس  ساكن شويد و از هر جا و به هر كيفيت بخواهيد از آن بخوريد و بهره گيريد و بگوييد: خداوندا گناهان ما را بريز و از در بيت المقدس با تواضع وارد شويد كه اگر چنين كنيد گناهان شما را مى‏بخشم و نيكوكاران را پاداش بيشتر خواهيم داد. اما ستمگران آن‌ها اين سخن و آن فرمان ها را به غير آن چه به آن‌ها گفته شده بود تغيير دادند؛ از اين‏رو به خاطر ستمى كه روا مي‌داشتند بلايى از آسمان بر آن‌ها فرستاديم و مجازاتشان كرديم.

 

از آن‌ها درباره سرگذشت شهرى كه در ساحل دريا بود بپرس. زمانى كه آن‌ها در روزهاى شنبه تجاوز و نافرمانى خدا مى‏كردند؛ همان هنگام كه ماهيانشان روز شنبه كه روز تعطيل و استراحت و عبادت بود و بر سطح آب آشكار مى‏شدند؛ اما در غير روز شنبه به سراغ آن‌ها نمى‏آمدند؛ اين چنين آن‌ها را به چيزى آزمايش كرديم كه نافرمانى مى‏كردند و به ياد آر هنگامى را كه گروهى از آن‌ها به گروه ديگر گفتند: چرا جمعى گنهكار را اندرز مى‏دهيد كه سرانجام خداوند آن‌ها را هلاك خواهد كرد و يا به عذاب شديدى گرفتار خواهد ساخت؟ آن‌ها را به حال خود واگذاريد تا نابود شوند گفتند: اين اندرزها براى اعتذار و رفع مسؤوليت در پيشگاه پروردگار شماست؛ به علاوه شايد آن‌ها بپذيرند و از گناه باز ايستند و تقوا پيشه كنند. اما هنگامى كه تذكراتى را كه به آن‌ها داده شده بود فراموش كردند و لحظه‌ي عذاب فرا رسيد نهى‏كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و كسانى را كه ستم كردند به خاطر نافرماني‌شان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم.

آرى، هنگامى كه در برابر آنچه از آن نهى شده بودند سركشى كردند به آن‌ها گفتيم: به شكل ميمون‌هايى طردشده در آييد و نيز به خاطر بياور هنگامى را كه پروردگارت اعلام كرد: تا دامنه‌ي قيامت كسى را بر آن‌ها مسلط خواهد ساخت كه همواره آن‌ها را در عذاب سختى قرار دهد؛ زيرا پروردگارت مجازاتش سريع و در عين حال نسبت به توبه‏كاران آمرزنده و مهربان است.

 

آن‌ها را در زمين به صورت گروه‏هايى پراكنده ساختيم؛ گروهى از آن‌ها صالح و گروهى ناصالحند و آن‌ها را با نيكى‏ها و بدى‏ها آزموديم شايد بازگردند. پس از آن‌ها فرزندانى جاى آن‌ها را گرفتند كه وارث كتاب آسمانى و تورات شدند؛ اما با اين حال و متاع اين دنياى پست را گرفته و بر اطاعت فرمان خدا ترجيح مى‏دهند و مى‏گويند: اگر ما گنهكاريم توبه مى‏كنيم و به زودى بخشيده خواهيم شد اما اگر متاع ديگرى همانند آن به دست‌شان بيفتد آن را نيز مى‏گيرند و باز حكم خدا را پشت سر مى‏افكنند. آيا پيمان كتاب خدا از آن‌ها گرفته نشده كه بر خدا دروغ نبندند و جز حق نگويند و آنان بارها آنرا خوانده‏اند؟  

سراى آخرت براى پرهيزگاران بهتر است. آيا نمى‏فهميد؟

 

آن‌ها كه به كتاب خدا تمسك جويند و نماز را برپا دارند پاداش بزرگى خواهند داشت؛ زيرا ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم كرد و نيز به خاطر بياور هنگامى كه كوه را همچون سايبانى بر فراز آن‌ها بلند كرديم و آن‌چنان كه گمان كردند بر آنان فرود مى‏آمد و در همين حال از آن‌ها پيمان گرفتيم و گفتيم: آن چه را از احكام و دستورها به شما داده‏ايم و با قوت و جديت بگيريد و آن چه در آن است به ياد داشته باشيد و عمل كنيد تا پرهيزگار شويد و به خاطر بياور زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم ذريه آن‌ها را برگرفت و آن‌ها را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى گواهى مى‏دهيم. چنين كرد مبادا روز رستاخيز بگوييد: ما از اين غافل بوديم و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم يا بگوييد: پدرانمان پيش از ما مشرك بودند و ما هم فرزندانى بعد از آن‌ها بوديم و چاره‏اى جز پيروى از آنان نداشتيم؛ آيا ما را به آنچه باطل‏گرايان انجام دادند مجازات مى‏كنى؟

اين گونه آيات را توضيح مى‏دهيم. شايد به سوى حق بازگردند و بدانند نداى توحيد در درون جان‌شان از روز نخست بوده است. بر آن‌ها بخوان سرگذشت آن كس را كه آيات خود را به او داديم ولى سرانجام خود را از آن تهى ساخت و شيطان در پى او افتاد و از گمراهان شد. اگر مى‏خواستيم مقام او را با اين آيات و علوم و دانش‌ها بالا مى‏برديم؛ اما اجبار بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها كرديم و او به پستى گراييد و از هواى نفس پيروى كرد. مثل او همچون سگ هار است كه اگر به او حمله كنى دهانش را باز مي‌كند و زبانش را بيرون مى‏آورد و اگر او را به حال خود واگذارى باز همين كار را مى‏كند؛ گويى چنان تشنه‌ي دنياپرستى است كه هرگز سيراب نمى‏شود اين مثل گروهى است كه آيات ما را تكذيب كردند؛ اين داستان ها را براى آن‌ها بازگو كن شايد بينديشند و بيدار شوند.

 

چه بد مثلى دارند گروهى كه آيات ما را تكذيب كردند و آن‌ها تنها به خودشان ستم مى‏نمودند. آن كس را كه خدا هدايت كند هدايت يافته‌ي واقعى اوست و كسانى را كه به خاطر اعمالشان گمراه سازد و زيانكاران واقعى آن‌ها هستند. به يقين گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم؛ آن‌ها دل‌ها عقل‌هايى دارند كه با آن انديشه نمى‏كنند و نمى‏فهمند و چشمانى كه با آن نمى‏بينند و گوش‌هايى كه با آن نمى‏شنوند؛ آن‌ها همچون چهارپايانند؛ بلكه گمراهتر. اينان همان غافلانند چرا كه با داشتن همه‏گونه امكانات هدايت باز هم گمراهند.

 

براى خدا نام‌هاى نيك است؛ خدا را به آن نام‌ها بخوانيد و كسانى را كه در اسماء خدا تحريف مى‏كنند و بر غير او مى‏نهند و شريك برايش قائل مى‏شوند رها سازيد. آن‌ها به زودى جزاى اعمالى را كه انجام مى‏دادند مى‏بينند و از آن‌ها كه آفريديم گروهى به حق هدايت مى‏كنند و به حق اجراى عدالت مى‏نمايند. آن‌ها كه آيات ما را تكذيب كردند به تدريج از جائى كه نمى‏دانند گرفتار و مجازاتشان خواهيم كرد. به آن‌ها مهلت مى‏دهم تا مجازاتشان دردناكتر باشد؛ زيرا طرح و نقشه من قوى و حساب شده است و هيچ كس را قدرت فرار از آن نيست. آيا فكر نكردند كه همنشين آن‌ها هيچ‏گونه اثرى از جنون ندارد؟ پس چه گونه چنين نسبت ناروايى به او مى‏دهند؟ او فقط بيم دهنده‌ي آشكارى است كه مردم را متوجه وظايفشان مى‏سازد. آيا در حكومت و نظام آسمآن‌ها و زمين و آن‌چه خدا آفريده است از روى دقت و عبرت نظر نيفكندند؟ آيا در اين نيز انديشه نكردند كه شايد پايان زندگى آن‌ها نزديك شده باشد؟ اگر به اين كتاب آسمانى روشن ايمان نياورند بعد از آن به كدام سخن ايمان خواهند آورد؟ هر كس را خداوند به جرم اعمال زشتش گمراه سازد هدايت كننده‏اى ندارد. آن‌ها را در طغيان و سركشى‏شان رها مى‏سازد تا سرگردان شوند.

 

درباره‌ي قيامت از تو سؤال مى‏كنند كه كى فرامى‏رسد؟ بگو: علم‌اش فقط نزد پروردگار من است و هيچ‏كس جز او نمى‏تواند وقت آن را آشكار سازد؛ اما قيام قيامت حتا در آسمآن‌ها و زمين سنگين و بسيار پر اهميت است و جز به طور ناگهانى به سراغ شما نمى‏آيد. باز از تو سؤال مى‏كنند چنان كه گويى تو از زمان وقوع آن باخبرى. بگو: علم‌اش تنها نزد خداست ولى بيشتر مردم نمى‏دانند. بگو: من مالك سود و زيان خويش نيستم و مگر آن چه را خدا بخواهد و از غيب و اسرار نهان نيز خبر ندارم و مگر آن چه خداوند اراده كند و اگر از غيب باخبر بودم سود فراوانى براى خود فراهم مى‏كردم و هيچ بدى و زيانى به من نمى‏رسيد؛ من فقط بيم‏دهنده و بشارت‏دهنده‏ام براى گروهى كه ايمان مى‏آورند و آماده پذيرش حقند. او خدايى است كه همه شما را از يك فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد و تا در كنار او بياسايد. سپس هنگامى كه با او آميزش كرد و حملى سبك برداشت كه با وجود آن به كارهاى خود ادامه مى‏داد چون سنگين شد هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند اگر فرزند صالحى به ما دهى از شاكران خواهيم بود. اما هنگامى كه خداوند فرزند صالحى به آن‌ها داد موجودات ديگر را در اين موهبت مؤثر دانستند و براى خدا و در اين نعمت كه به آن‌ها بخشيده بود همتايانى قائل شدند؛ خداوند برتر است از آن چه همتاى او قرار مى‏دهند. آيا موجوداتى را همتاى او قرارمى‏دهند كه چيزى را نمى‏آفرينند و خودشان مخلوقند و نه مى‏توانند آنان را يارى كنند و نه خودشان را يارى مى‏دهند. هرگاه آن‌ها را به سوى هدايت دعوت كنيد از شما پيروى نمى‏كنند و براى شما يكسان است چه آن‌ها را دعوت كنيد و چه خاموش باشيد؟ آن‌هايى را كه غير از خدا مى‏خوانيد و پرستش مى‏كنيد بندگانى همچون خود شما هستند؛ آن‌ها را بخوانيد اگر راست مى‏گوييد بايد به شما پاسخ دهند و تقاضايتان را برآورند. آيا آن‌ها حداقل همانند خود شما پاهايى دارند كه با آن راه بروند؟ يا دست‌هايى دارند كه با آن چيزى را بگيرند و كارى انجام دهند؟ يا چشمانى دارند كه با آن ببينند؟ يا گوش‌هايى دارند كه با آن بشنوند؟ نه و هرگز. هيچ‏كدام. بگو: اكنون كه چنين است بت‌هاى خويش را كه شريك خدا قرار داده‏ايد بر ضد من بخوانيد و براى من نقشه بكشيد و لحظه‏اى مهلت ندهيد تا بدانيد كارى از آن‌ها ساخته نيست ولى و سرپرست من خدايى است كه اين كتاب را نازل كرده و او همه صالحان را سرپرستى مى‏كند. آنهايى را كه جز او مى‏خوانيد نمى‏توانند ياريتان كنند و نه حتا خودشان را يارى دهند؛ و اگر آن‌ها را به هدايت فرا خوانيد سخنان‌تان را نمى‏شنوند و آن‌ها را مى‏بينى كه با چشم‌هاى مصنوعي‌شان به تو نگاه مى‏كنند و اما در حقيقت نمى‏بينند. به هر حال با آن‌ها مدارا كن و عذرشان را بپذير و به نيكى‏ها دعوت نما و از جاهلان روى بگردان و با آنان ستيزه مكن. هرگاه ‏وسوسه‏اى از شيطان به تو رسد به خدا پناه بر؛ كه او شنونده و داناست. پرهيزگاران هنگامى كه گرفتار وسوسه‏هاى شيطان شوند به ياد خدا و پاداش و كيفر او مى‏افتند و در پرتو ياد او راه حق را مى‏بينند و ناگهان بينا مى‏گردند و ناپرهيزگاران را برادرانشان از شياطين پيوسته در گمراهى پيش مى‏برند و باز نمى‏ايستند هنگامى كه در نزول وحى تاخير افتد و آيه‏اى براى آنان نياورى مى‏گويند: چرا خودت از پيش خود آن را برنگزيدى؟ بگو: من تنها از چيزى پيروى مى‏كنم كه بر من وحى مى‏شود؛ اين وسيله‌ي بينايى از طرف پروردگارتان و مايه‌ي هدايت و رحمت است براى جمعيتى كه ايمان مى‏آورند. هنگامى كه قرآن خوانده شود گوش فرا دهيد و خاموش باشيد؛ شايد مشمول رحمت خدا شويد. پروردگارت را در دل خود و از روى تضرع و خوف و آهسته و آرام و صبحگاهان و شامگاهان و ياد كن و از غافلان مباش. ارواح و فرشته‌گاني كه در حضور پروردگار تو هستند هيچ‌گاه از بنده‌گي خدا سركشي نكنند و پيوسته به تسبيح و تنزيه و سجده مشغولند: ويسبحونه وله يسجدون.

 

 

 

ماه سو
حسن مصلحیانی

وحید گل بهاری
نسیم خاکسار
کوشیار پارسی
چند کار از رضا دانشور
موسیقی بوشهری
موسیقی هرمزگان
موسیقی قشقایی

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

کلمات: اکبر سردوزامی
دوات: رضا قاسمی
باغ در باغ: پاک نیا
اثر: نشریه ی ادبی
مداد: حسین نوش آذر

 

یادداشت

 
 
 

 

tangeeram@yahoo.com

This is Sardar Salehi`s non-commercial site