|
|
|
|
||
|
داستان بلند ـــــــــــــــــــــــــ
سفر بازگشت |
|
مانیفست استایل [De STIJL] برگردان کوشیار پارسی
کوبیسم و فوتوریسم – که بیشتر در ایتالیا رواج داشت-، به ساختمان گرایی [constructivism] رسیدند. ساختمانگرایی غیر فیگوراتیو است. قابل شناخت بودن ِ تصویر جای خود را به خط ِ هندسیای داد که بس سادهتر از کار ِ کوبیستها و فوتوریستها بود. لنین در روسیه ساختمانگرایی را به عنوان هنر ِ دولتی معرفی کرد، اما حزب کمونیست آن را به سال ٢٠۱۹حذف کرد. ساختمانگرایان یا از روسیه تبعید و یا به اردوگاههای سیبری فرستاده شدند. مهمترین نمایندگان ساختمانگرایی کازیمیر مالهویچ [Kasimir Malevitsj] (1878-1935)، ولادیمیر تاتلین [Vladimir Tatlin] (1885-1953) و ال لیسیتسکی [El Lissitsky] (1890-1941) بودند. هلند نیز به یُمن ِ گاهنامهی جهانی استایل در کنار روسیه یکی از مهمترین مراکز ساختمانگرایان به شمار میآمد. بنیادگزاران آن تئو فان دوزبورگ [Theo van Doesburg] (1883-1931)و پیت موندریان (1872-1944) بودند. موندریان بیشتر به ساختمانگرایی وفادار بود. او جهان را به رنگهای اصلی و سطحهای گوشه دار هندسی تقسیم میکرد. گونهای کوبیسم در نهاییترین شکلاش. مالهویچ با کشیدن چهارگوشهی سیاه بر بوم سپید از او نیز پیشتر رفت. بعد نیز با این ایده که رنگ سپید همهی رنگهای دیگر را در بر دارد، سطحهای سپید بر بوم ِ سپید گذاشت. فان دوزبورگ کوشید در ادبیات، شعر ِ ساختمانگرا بیافریند. شعر ِ انتزاعی که بیشتر نشانههای رمزی ِ خطنگاری بود.
مانیفست استایل از شماره ششم، سال سوم، آوریل ٢٠۱۹
مانیفست II “استایل” ٢٠۱۹
ادبیات
اندامهی ادبیات ِ امروز ما هنوز به تمامی بر احساسات ِ سانتیمانتال ِ نسلی ضعیف استوار است
واژه مرده است
کلیشههای ناتورالیستی و فیلمهای گویای دراماتیک که کارخانههای کتابسازی متری و کیلویی به ما ارایه میکنند هیچ از دستاوردهای نوین ِ زندگیمان در بر ندارند
واژه ناتوان است
شعر ِ دچار ِ تنگی نفس و احساساتی ِ من – و او که همه جا و به ویژه در هلند هنوز زیر ِ نفوذ ِ فردباوران ِ ترسان از فضا تولید میشود پسماندهی تُرشیدهی زمانهی کهنه شده ما را از نفرت میآکند
روانکاوی در ادبیات ِ رمان ِ ما تنها استوار بر پندار ِ ذهنی تحلیل ِ روانشناسی و زبانآوریهای بازدارندهی دیگر معنای ِ واژه را نیز کُشتهاند
جملههای زیبای کنار ِ هم و زیر ِ هم چیده شده این ساختمان ِ خشک ِ جملهی ِ پیشانه که واقعگرایان ِ گذشته با تجربههای محدودشان بیان میکردند اکنون دیگر در زمانهی ما و در بیان ِ تجربههای جمعی نارسا و ناتواناند
کتابها نیز همچون اندیشههای گذشتهی زندگی بر طول و مدت استوارند ضخیماند اندیشهی نوین ِ زندگی بر ژرفا و فشردهگی استوار است ما شعر را چنین میخواهیم
تا افزودن ِ رویدادها در کنار ِ ما و به یاری ِ ما به ساختمان دادن ِ ادبیات لازم است که واژه هم در مفهوم و هم در آوا بازسازی شود
در شعر ِ کهن به دست ِ سلطهی تاثیرات ِ نسبتمند و ذهنی معنای ِ دورنی ِ واژه از دست رفته است ما میخواهیم با همهی ابزاری که در دست داریم همنهادی وزن نشانه عددشناسی نگارش به واژه معنای نو و توان ِ بیان ِ نو ببخشیم
دوگانگی میان نثر و نظم نمیتواند ادامه یابد دوگانگی میان محتوا و شکل نمیتواند ادامه یابد به این خاطر شکل برای نویسندهی مدرن معنای مستقیم ِ معنوی خواهد داشت او به شرح ِ کُنش نخواهد پرداخت او به هیچ روی شرح نخواهد داد اما خواهد نوشت
بازآفرینی ِ گروه کنشها به واژه: ساختمان ِ یگانهی محتوا و شکل
ما روی همکاری ِ معنوی و زیباشناسانهی کسانی حساب میکنیم که میخواهند در نوسازی ِ جان ِ جهان بکوشند
لیدن [Leiden] آوریل ٢٠۱۹ تئو فان دوزبورگ پیت موندریان آنتونی کوک
|
وحید گل بهاری ــــــــــــــــــــــــــــــــ
کلمات: اکبر سردوزامی
|
|
|
|
This is Sardar Salehi`s non-commercial site |