صنايع دستي بوشهر www.rugart.org سايت علمي پژوهشي فرش ايران

سایت علمی پژوهشی فرش ایران


[ رويدادها ][ تماس ] [ درباره ما ] [تریبون آزاد دانشگاه] [ تالار بحث]

 

English

صنايع دستي بوشهر

مقالات فرش


صنایع دستی


هنر و فرهنگ


هنر و فلسفه


اقتصاد و تجارت


مقالات لاتین


موضوعات آزاد


گزارشات تصویری


اگر تمايل به ارسال مقاله و يا خبر به پايگاه علمي پژوهشي فرش ايران داريد ميتوانيد مطلب خود را به صورت فايل   WORD براي سايت ارسال كنيد .

info@rugart.org

این مطلب را برای دوستتان بفرستید.

نظر تخصصی شما

نسخه قابل چاپ

علي اميري

استاد راهنما:محمد رضا شريفي

ناشر:سايت علمی پژوهشی فرش ايران

تاریخ نشر:(23/بهمن/1383)

صنایع دستی، این کهن نماد بشری باوری است دیرینه از اقوام و مللی کهن که ریشه در فرهنگ ، آداب و رسوم قومی و ملی دارد . اهمیت و جایگاه بسزای آن در میان اقتصاد قومی و جغرافیایی برای مقامات فهیم روشن است .

این مقاله را در سال 1380 گردآوری و نگراش نمودم  یادش بخیر آن روزها ترم 1 کاردانی فرش نجف آباد بودم فقط میخواستم بیاموزم و بیاموزم و بیاموزم  ... و از سال 1382 در کنار دوستان و اساتید تازه ام  در طبس با خود گفتم باز میخواهم بیاموزم و بیاموزم و بیاموزم ...! و حالا اینترنت عطش آموختن را برایم دو چندان نموده و امروز  با شما از تمام دانشجویان و اساتید فرش ایران در سایت علمی پژوهشی فرش ایران میخواهیم بیاموزیم و بیاموزیم و بیاموزم ...!(علی امیری)

 

در آمد

در این مقاله با نگاهی به جایگاه صنایع دستی در استان بوشهر سعی شده به قابلیتهای بالقوه و بالفعل آن پرداخته شود .

 

كالاهای صنايع دستي به لحا ظ برخوداري از ارزشهاي والاي فرهنگي و تبلور ذوق و انديشه در توليد آن علاوه برجنبه مصرفي داراي ارزش هنري و قابليت صادراتي نيز مي‌باشد .

امروز علاوه بر بحث اشتغال توسعه صادرات غير نفتي استراتژي اقتصاد بدون اتكاء به در آمد نفت به عنوان يك ضرورت اجتناب ناپذير مورد توافق همه كارشناسان ، مسوولان ، و برنامه ريزان مملكت قرار دارد بر اين اساس شناسايي و معرفي امكانات و استعدادهاي موجود در مناطق و بخشهاي مختلف اقتصادي كه بتواند جايگزين در آمدهاي نفتي شود از اهميت ويژهاي برخودار است در اين مناطق صنايع دستي به دليل مزيتهاي نسبي فوق العاده ، وفور مواد اوليه مورد نيا زآن در داخل كشور عدم سرمايه گذاري زياد و تكنولوژي پيچيده وارادتي سهولت آموزش پايين بودن هزينه سرانه آموزش و ايجاد اشتغال در اين بخش ، گستردگي فعاليت و توليد آن به ويژه در مناطق محروم و روستايي و بالاخره ارزش هنري  و قابليت صادراتي آن به عنوان يكي از مهمترين محورهاي اين استراتژي تلقي مي‌گردد .

لذا در شرايط فعلي كه مساله بيكاري و ايجاد اشتغال همواه با افزايش توليد داخلي و امحاء فقر و محروميت به ويژه در مناطق روستايي و بالاخره افزايش درآمد ارزي و توسعه صادرات غير نفتي مهمترين دغدغه هاي مسولين و رئوس اهداف برنامه توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور را تشكيل مي‌هد اهميت توجه بيشتر به صنايع دستي به دليل ويژگي و همسويي ذاتي آن با اهداف مورد نظر روشن ترو فوري ترمي‌گردد.

معرفي استان بوشهر

 ويژگيهاي جمعيت :

 الف: جمعيت و پراكندي آن استان بوشهر براساس آخرين سر شماري بالغ بر 743675 نفر جمعيت داردازاين مقدار 9/50 درصد در نقاط شهري و1/49 درصد در نقاط روستايي سكونت داشته وكمتراز يكم درصد آنان غير ساكن هستند. منطقه بوشهر به لحاظ موقعيت سوق الجيشي ووجود شركت هاي بزرگ نفتي واجراي طرح هاي صنعتي بزرگ مانند نيروگاه اتمي ، كشتي سازي ، نيروي انساني فعال استان هاي مجاور ومناطق ديگر را به خود جذب كرده است. درداخل منطقه نيز جابجايي جمعيت افزايش يافته است ، زيرا به علت كمبود وامكانات كشاورزي خصوصاً كمبود آب واراضي مورد نياز وعدم امكانات رفاهي وپايين سطح درآمد ، كشاورزان ، مهاجرت روستاييان به مراكز وشهرهاي استان صورت گرفته است. به علت نزديك بودن اين استان به شيخ نشينهاي خليج فارس عده اي از اهالي ، منطقه براي كار وامرار معاش به كشورهاي واقع در كرانة خليج فارس ودرياي عمان مهاجرت كرده اند.

ب: ساخت جنسي و سني
در اين استان در مقابل هر 100 زن 104 نفر مرد وجود داشته است. اين نسبت در بين اطفال كمتر از يك ساله برابر 105 و در بين بزرگسالان (65ساله و بيشتر) برابر 107 بوده است.
ج : وضع زناشويي
در مهر ماه 1365 ش در بين جمعيت 10 ساله و بيشتر نقاط شهري استان بوشهر 1/56 درصد از مردان و 4/65 درصد از زنان ، حداقل يك بار ازدواج كرده بودند . اين نسبت در نقاط روستايي براي مردان 3/56 درصد و براي زنان 6/63 درصد بوده است. نسبت افراد هرگز ازدواج نكرده در جمعيت ده ساله و بيشتر در نقاط شهري ، براي مردان 9/41 درصد و براي زنان 1/33 درصد و درنقاط روستايي ، براي مردان 3/42 درصد و براي زنان 1/35 درصد بوده است.
د: مهاجرت
منطقه بوشهر به لحاظ موقعيت سوق الجيشي و وجود شركتهاي بزرگ نفتي و اجراي طرحهاي صنعتي بزرگ مانند نيروگاه اتمي ، كشتي سازي ، نيروي انساني فعال استانهاي مجاور و مناطق ديگر را به خود جذب كرده است. در داخل منطقه نيز جا به جايي جمعيت افزايش يافته است. زيرا به علت كمبود امكانات كشاورزي ، خصوصاً كمبود آب اراضي مورد نياز و عدم امكانات رفاهي و پائين بودن سطح درآمد كشاورزان مهاجرت روستائيان به مراكز و شهرهاي استان صورت گرفته است. به علت نزديك بودن اين استان به شيخ نشينهاي خليج فارس عده اي از اهالي منطقه براي كار و امرار معاش به كشورهاي واقع در كرانه جنوبي خليج فارس و درياي عمان مهاجرت كرده اند.
نژاد :
با توجه به كشفيات باستانشناسي و مدارك مكتوب تاريخي ، معلوم گرديده است كه ايران من جمله استان بوشهر از آغاز رهگذر و محل سكونت نژادها و ملل گوناگوني بوده است ، زبانها و گويشهاي مختلفي در اين منطقه تكلم مي شد . خصوصيات جسماني متفاوتي در اين سرزمين به هم آميخته است .پيش از ورود و استقرار آريائيان در بوشهر ، نژادهادي بومي دراين منطقه مي زيسته اند و مداركي كه از عصرحجر ، كاكوليتيك و برنز (مفرغ ) قديم باقي مانده است بر اين قضيه گــواهي مي دهد كه علاوه بر نژاد مديترانه اي نژادهاي ديگر مانند : دراويدي ، سياه پوست ،سامي ، عيلامي ، عرب درسرزمين بوشهر سكونت داشته اند و فرهنگهاي متفاوتي درآنجا به هم اختلاط يافته است.
زبان:
مردم اين استان به زبان فارسي وبا گويش محلي تكلم مي كنند. لهجه ها در روستا ها بيشتر از شهرها تنوع دارد. برخي از اهالي « جزيره شيف» وبنادر كنگان ، علويه نيز به زبان عربي صحبت مي كنند. لهجه هاي فارسي به گويش بردستاني ، دشتي ، تنگستاني وكازروني دراستان بوشهر رواج دارد اين لهجه ها كاملا با لحجه هاي شمال سرزمين فارس مانند لهجه هاي لري ، فارسي وسيوندي ارتباط دارد. زبان هاي مردم سواحل خليج فارس وجزاير آن بازمانده هاي گويش شبانكاره اي ، بلوچي ، كردي ، تركمني ، وبرخي از واژ ه هاي انگليسي ، هلندي ، پرتقالي ، هندي ، عربي ، وتركمني است.ولي استخوان بندي و ريشه آن فارسي است.
دين:
بيشتر اهالي استان را مسلمان تشكيل مي دهند واقليت هاي موجود در منطقه افراد مهاجري هستند كه بر حسب ضرورت شغلي در اين نقاط مسكن گزيده اند. در بوشهر پيروان شيعه اخباري وشيخينه زياد هستند. اهالي روستاي دوان شيخي هستند ودر بنادر ديگرنقاط استان اهل سنت وجماعت شيعه هم وجوددارد. در سال 1355 ش استان بوشهر 929 نفر مسيحي ، 96 نفر حكيمي و29 نفر زرتشتي زندگي مي كردند ، لرستان بوشهر 55/99 درصد مسلمان هستند.
جغرافياي سياسي :

استان بوشهر با مساحتي در حدود 23167 كيلومتر مربع بين 27 درجه و 14 دقيقه تا 30 درجه و16 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه و 6  دقيقه تا 52 درجه و 58 دقيقه طول شرقـــي از نصف النهار گرينويچ در جنوب ايران واقع گرديده است . اين اسنان از شمال به استان خوزستان و قسمتي از استان كهليكويه و بويراحمد ، از جنوب و مغرب به خليج فارس و قسمتي از استان هرمزگان و از شرق به استان فارس محدود مي گردد . طبق آخريـن سرشـماري (1375 خورشيدي) جمعيت كل استان به 743675 نفر مي رسد

آب و هوا :
عوامل متعددي از جمله كمي ارتفاع قرار گرفتن در محدوده عرض هاي جغرافيايي پايين ، مجاورت با دريا، وزش بادهاي گرم جنوب غربي و بادهاي گرم و مرطوب دريايي و عبور پاييزي زمستاني سيكلون هاي سوداني و مديترانه اي از عوامل عمده تعيين كننده وضعيت اقليمي منطقه مي باشند.
اين منطقه به دليل نزديكي به خط استوا و كمي ارتفاع به طور كلي داراي آب و هواي گرم ( نوع بيايان كناري ) است كه در داخل استان گرم و خشك و در سواحل گرم و نمناك است. حداكثر مطلق دماي استان 5/52 درجه سانتيگراد و حداقل مطلق درجه حرارت به 1- درجه سانتيگراد مي رسد ميانگين دماي سالانه بوشهر 7/25 درجه سانتيگراد است . تغييرات فصلي درجه حرارت نيز تابع تغيير تابش خورشيد در طول سال است اختلاف درجه حرارت در ماه هاي زمستان و تابستان نسبتا" زياد و حدود 2/19 درجه سانتيگراد است بين فصول زمستان و پاييز و بهار و تابستان اختلاف كم تري مشاهده مي شود.
ميانگين بارش سالانه استان بوشهر 220 ميليمتر است اين بارندگي ها در فصول پاييز و زمستان روي مي دهد، به طور كلي استان بوشهر 6 ماه از سال گرم، دو ماه تقريبا" معتدل تا سرد و حدود چهار ماه از سال معتدل تا گرم مي باشد. نم موجود در ساحل دما را تا حدودي متعادل مي كند اما در صد رطوبت در برخي از ماه ها چنان بالا مي رود كه به حد اشباع مي رسد. در اين حالت هوا از فعل انفعالات مي افتد و يك هوا دم كرده و كم تحركي به وجود مي آورد كه اصطلاحا" به آن شرجي مي گويند.
چشمه ها :
در اين استان تعدادي چشمه هاي گوگردي و آب شيرين وجود دارد كه مهم ترين آن ها عبارتند از :
1- چشمه هاي گوگردي دامنه هاي شرقي دشت برازجان ( چشمه آب گرم دالكي ) كه آب آن ها داراي تركيبات گوگردي است . اين چشمه ها به رودخانه دالكي مي ريزند.
2- چشمه هاي آب گرم منطقه اهرم از جمله چشمه آب گرم آقا ميراحمد كه به علت عمق زياد براي معالجه بيماري هاي پوستي بسيار مورد توجه است.
3- چشمه آب اباد اهرم
4- چشمه هاي آب شيرين ناحيه خائيز اهرم كه تعداد آن ها نسبتا" زياد بوده و داراي كيفيت بسيار خوبي هستند، چشمه زيباي بنيان پر آب ترين چشمه اين ناحيه مي باشد.
5- چشمه هاي منطقه فارياب كه از به هم پيوستن آب ان ها رود فارياب و آبشار زيباي فارياب تشكيل مي شود مهم ترين چشمه اين منطقه چشمه تنگ فارياب سات كه اهالي روستاي فارياب براي آبياري باغ هاي خود از ان استفاده مي كنند .
علاوه بر چشمه هاي فوق چشمه كوچك تر و كم آب تر در نواحي دشتستان و جم و ريز وجود دارد همچنين در نزديكي روستاي زيراه سعد آباد آثار يك رشته قنات قديمي كه به صورت يك آبشار حداكثر دو متري در دره حاصلخيز و زيبا كه خود ايجاد كرده سقوط مي كند . همراه با پوشش گياهي آن منظره زيبايي را به وجود آورده است.

جنگل ها و مراتع :
وسعت پوشش جنگلي استان بوشهر 334200 هكتاراست كه 94/18 در صد از كل وسعت منابع طبيعي استان را تشكيل مي دهد. با در نظر گرفتن شرايط اقليمي حاكم بر منطقه در حال حاضر جنگل هاي استان عموما" جنبه حفاظت شده داشته و اصولا" مورد بهره برداري قرار نمي گيرند.
مراتع :
وسعت كل مراتع استان بوشهر در حدود 1/1 ميليون هكتار مي باشد كه شامل مراتع دشتي و كوهستاني است. قريب 600 هزار هكتار از اين مراتع در حاشيه خليج فارس قرار دارد كه به علت شوري شديد خاك و وجود گياهان نامرغوب ( از لحاظ تعذيه دام ) قابليت استفاده چنداني ندارند ولي در فصول زمستان و اوايل بهار چشم اندازي خيره كننده در بسياري از نقاط استان ايجاد مي كنند.
بقيه مراتع استان كه حدود 1/1 ميليون هكتار مي باشد از نظر عوارض طبيعي به دو قسمت تقسيم مي گردد. يكي مراتع دشتي حاشيه خليج فارس تا ارتفاع 70 متر كه داراي شيب كم و بسيار يك نواخت مي باشد. در بخش ساحلي، به دليل بالا بودن سطح سآب هاي زيرزميني گياهان شور پسند سالسولا پوشش عمده را تشكيل مي دهد و به تدريج كه به طرف ارتفاعات كم پيش مي رويم گياهان ديگري مانند اتريپلكس و سالكورنيا جاي گزين مي گردند. ناحيه شمالي و شرقي استان از ارتفاع تقريبي 70 بالاتر كه داراي آب و هواي ملايم تر مي باشد، از تنوع گياهي بهرتي برخوردار است پوشش گياهي اين مراتع را عمدتا" گياهان علفي با گونه غالب بهمن و انواع لگم هاي گرمسيري از قبيل يونجه، شبدر، ماشك گل خوشه اي نوعي اسپرس و غيره همراه با گونه هاي بوته اي خانواده بقولات مانند:
گون، اتنگرس و نوعي درمنه و گونه هاي درختي و درختچه اي مانند : كنار، بنه، بادام كوهي و كلخنگ تشكيل مي دهد.
چشم اندازهاي كوهپايه اي :
در استان بوشهر رويش گياه همزمان است با فصل مرطوب ( فصل بارندگي ) به همين جهت در كوهپايه هاي منطقه دشتستان، تنگستان دشتي و جم و ريز در فصول پاييز، زمستان و اوايل بهار پهنه هاي وسيعي از گل هاي رنگارنگ و مراتع سرسبز و زيبايي به وجود مي آيد كه در نوع خود بي نظير است اين مناظر را مي توان در مسير جاده اهرم، برازجان ن كوهپايه هاي خورموج، پشتكوه، اطراف زيارت و محدوده كوهستاني شهرستان گناوه با كهكيلويه مشاهده كرد.
بادهاي محلي :
در واقع قسمتي از همان توفان هاي خليج فارس هستند كه در اثر اختلاف فشار بين بيابان عربستان و ارتفاعات جنوب ايران ( زاگرس) در ايران در فصول مختلف پديد مي آيد اين بادها تقريبا" در تمام سواحل خليج فارس مي وزند و درنقاط مختلف فارس داراي اسامي متفاوت هستند بنا به مقتضيات زماني يعني فصول وقوع آنان و تصور ذهني دريانوردي در خليج فارس انجام مي شده و خطرات ناشي از آن به نام هاي گوناگون معروف است كه مهم ترين آنان ها عبارتند از :
ليمو ( يا لحيمر ) لچيزب، باد شمال، باد سهيلي ، باد غبوب، باد تريه، باد سبعه، باد پيرزن و ... وقوع بيشتر اين بادها در فصل پاييز و زمستان است.
در استان بوشهر تعدادي رودخانه هاي دائمي و فصلي وجود دارد علاوه بر آب هاي سطحي تعدادي چشمه هاي گوگردي و آب شيرين در اطراف برازجان و اهرم وجود دارد كه برخي از آن عبارتند از چشمه هاي گوگردي دامنه هاي شرقي دشت برازجان ( اطراف دالكي ) چشمه هاي آب گرم منطقه اهرم، چشمه هاي آب شيرين خائيز كه تعداد آن ها نسبتا" زياد و داراي كيفيت بسيار خوبي هستند ، چشمه هاي منطقه فارياب كه از به هم پيوستن آن ها رود فارياب تشكيل مي شود و مهم ترين چشمه اين منطقه چشمه تنگ فارياب است.

جغرافياي اقتصادي :

وضعيت و جايگاه صنعت استان :
از مهمترين شاخصه هايي كه مي تواند جايگاه صنعت استان را در مجموع صنعت كشـــــــــــــور مشخص نمايد تعداد كارگاههاي بزرگ صنعتي ، ميزان استغادل سرمايه گذاري >، ارزش افزوده و بهــره وري نيروي كار است كه طي دهه هاي گذشته وضعيت اين شاخص ها در سطح استان به شرح ذيل بوده است نرخ رشد اشتغال در بخش صنعت استان در دو مقطع 1365 و 1375 برابر 5/28 و 4/101 درصد در سال 1365 به طور قابل توجهي بيش از متوسط كل كشور مي باشند و سهم اشتغال بخش صنعت از 9/4 درصد در سال 1365 به 1/6 درصد در سال 1375 افزايش يافته است . تعداد كارگاههاي بزرگ صنعتي استان طي سال هاي 73 ـ 1355 در حدود 6 برابر افزايش يافته و ميزان اشتغال در اين واحد نيز نزديك به 5/4 برابر افزايش يافته است سهم تعداد كارگاههاي بزرگ صنعتي استان از كل كشور طي دوره فوق دائماً رو به افزايش بوده است .
ارزش افزوده كارگاههاي بزرگ صنعتي استان به قيمت جاري طـــــــي سال هاي 73 ـ 1353به طور متوسط ساليانه در حدود 26 درصد رشد داشته است. كمبود شديد تأسيسات زير بنايي ، تسهيلات و تجهيزات شهري . خدمات آموزشي. بهداشت و درمان . كمبود نيروي انساني متخصص و از همهمهمتر دوري از مراكز تصميم گيري كشور و نقش ناچيز آن در سلسله مراتب در قبل و بعد از انقلاب اسلامي موجبات توسعه يافتگي مور نظر يا انتظار صنعت را در استان فراهم نياورده است. علي رغم عوامل فوق مهمترين دليل عقب ماندگي بخش صنعت در استان ، سهم بسيار پائين وناچيز سرمايه گذاري بخش عمومي در استان است . بيش از نيمي از اشتغال زايي بخش صنعت در كشور از طريق شركت هاي دولتي انجام شده است در حالتي كه ظرفيت اشتغال زايي بخش عمومي در استان بوشهر نزديكبه 4درصد بوده است . علي رغم بهبود نسبي گسترش صنعت خصوصاً صنايع كوچك در استان طي دو دهه اخير تغيير محسوسي در سهم شاخص هاي بخش صنعت استان از كل كشور ايجاد نشده است . كه البته با در نظر گرفتن سهم ناچييز بخش عمومي در اشتغال و ارزش افزوده و سرمايه گذاري، عقب ماندگي بخش صنعت استان كاملاً طبيعي به نظرمي رسد . با توجه به قابليت هايي كه در پي مي آيد سرمايه گذاري هر چه بيشتربخش عمومي و خصوصي را در بخش صنعت استان اقتضا مي نمايد.

روند تغييرات سيرتوسعه صنعتي :
صنعت در استان بوشهر در آغاز راه جوان است و بر اساس آمارهاي موجود قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تعداد 17 واحد صنعتي با سرمايه گذاري يك ميليارد ريال در استان راه اندازي شده كه منجر به اشتغال 1363 نفر گرديده است ، عمده اشتغال صنعتي استان در قبل از پيروزي انقلاب واستقرار نظام جمهوري اسلامي مربوط به شركت هاي صنعتي دريايي ايران (صدرا)‌ و كارخانه اعتماديه بوشهر و مابقي مربوط به چند واحد يخ سازي و چند واحد گچ بري سنتي مي باشد.بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي در ده سال 1367 ـ 1358 تعداد 143 واحد صنعتي با سرمايه گذاري 10 ميليارد ريال به بهره برداري رسيده كه منجر به اشتغال 1689 نفر گرديده است غالب واحدهاي به بهره برداري رسيده طي اين دوره زماني ، واحدهاي توليدي درب و پنجره سازي آهني و آلومينيمي ، بلوك و موزائيك ، مصنوعات چوبي و گچ بزي سنتي بوده است .
از قبل از پيروزي انقلاب اسلامي تا پايان سال 1367 غالباُ تعداد 248 فقره موافقت اصولي جواز تأسيس ) با پيش بيني سرمايه گذاري 58 ميليارد ريال و پيش بيني اشتغال 133 نفر صادر گرديده كه در سال هاي بعد به ثمر نشسته و تبديل به واحدهاي صنعتي داير گرديده اند . در طي برنامه اول توسعه اقتصادي و اجتماعي كشور همزمان با آغاز دوران سازندگي و بهدنبال شكل گيري نسبي صنعت در استان بوشهر صنعت در اين دوره سرعت بيشتري يافته به طوري كه در طي برنامه 124 واحد توليدي با سرمايه گذاري 4/36 ميليارد ريال به بهره برداري رسيده اند كه منجبر به اشتغال 2039 نفر گرديده است . بيشترين سرماهي گذاري صنعتي در اين دوره متوجه صنايع غذايي مرتبط با صنايع شيلاتي (شامل بسته بندي خرما و فراورده هاي جانبي آن ) بوده است . طي اين برنامه تعداد 438 فقره جواز تأسيس با سرمايه گذاري ثابت 2/584 مليليارد ريال صادر گرديده است .
طي برنامه دوم توسعه ، تعداد 153 واحد توليدي با سرمايه گذاري 165/150 ميليارد ريال به بهره برداري رسيده كه منجر به اشتغال 3078 نفر گرديده است . 8/21 درصد اشتغال ايجاد شدهدر بخش صنايع نساجي و جرم ، 9/19 درصد در بخش صنايع غذايي و دارويي 9/18 درصد در بخش صنايع خودرو و نيز محركه 15 دوره تعداد 494 فقره جواز تأسيس با سرمايه گذاري ثابت 11/1248 ميليارد ريال و پيش بيني تعداد كل جواز تأسيس صادره در سال 1378 ، 153 واحد تعداد پروانه بهره برداري 45 فقره ، ميزان سرمايه گذاري انجام شده 32759 ميليون ريال و تعداد اشتغال 471 نفر بوده است . گرايش سرمايه گذاري بخش خصوص در استان بوشهر در سال 1378 بيشتربه سمت صنايع غذايي ، كاني غير فلزي و سلولزي و شيميايي بوده است . بيش از 80% تعداد واحدها نزديك به 93درصد سرمايه گذاري پيش بيني شده و بيش از 83 درصد اشتغال پيش بيني شده واحدهايي كه در سال 1378 جواز تأسيس گرفته اند مربوط به 3نوع صنعت مذكور بوده است . تعداد واحدهاي فعال استان تا پايايان آبان ماه سال 1379 . 264 واحد با مجموع سرمايه گذاري 170025 ميليون ريال و اشتغال 5564 نفر افزايش يافته است .
عمده واحدهاي فعال استان به تفكيك توزيع ميزان سرمايه گذاري انجام شده در شهرستان ها عبارتند از :
51 درصد در شهرستان كنگان ، 2/4 درصد شهرستان دير ، 2/3 درصد در شهرستان دشتي 2/1 درصد در شهرستان تنگستان و 6 درصد در شهرستان گناوه .توزيع ميزالن سرمايه گذاري انجام شده بر حسب نوع صنعت عبارتند از 5/25 درصد صنايع غذايي و دارويي ، 22 درصد صنايع شيميايي ، 90/12 درصد صنايع كاني غير فلزي ، 2/11 درصد صنايع خودرو و نيروي محركه ، 85/10 درصد نساجي و چرم ، 7/9 درصد صنايع سلولزي ، 2/5 درصد صنايع فلزي ، 6/2 درصد صنايع ماشين سازي و تجهيزات 4% درصد صنايع ريخته گري و 3% درصد در صنايع برق و الكترونيك مهم ترين محصولات توليدي شركت هاي صنعتي فعال استان بوشهر شامل انواع ماكاروني ، آرد ، بستـه بندي ، خرما ، عمل آوري ماهي و ميگو ، كسر و تن ماهي ، كيك و كلوچه ، محصولات جانبي خرما ، توليدات انواع تور ماهي گيري ، چرم مصنوعي ، رنگ و رزين ، نايلون و نايلكس ، دستمال كاغذي ، پوشك كامل بچه ، نوار بهداشتي و گوني ، حصير ،‌انواع قطعــــات فايبر گلاس ، قايق فايبر گلاس ، توليد و تعمير كشتي  ، ساخت سكو ، توليد انواع شوينده ها ، توليد خوراك ميگو مي باشد كه عمدتاً در دو شهرستان بوشهر ودشتستان قرار دارند . عمده ترين محصولات صادراتي واحدهاي توليدي استان نيز شامل حصير پلاستيكي ، كنسر و تن ماهي ، ميگو منجمد شده ، نوار بهداشتي ، دستمال كاغذي ، نايلون و كيسه فريزر ، متانول ، انواع ميگو پرورشي و دريايي با سر و بدن ، گونيهاي پلاستيكي و شن شكتر و غيره مي باشد.
در سال 1378 مقدار و ارزش از ميان كل صادرات كالاهاي غير نفتي به ترتيب سهمي معادل 15/1 ، 5/2 درصد را دارا بوده است .كنسرو ماهي با اختصاص 6/43 درصد و حصير پلاستيكي با 40/1 درصد به ترتيب بيشترين و كم ترين سهم از مجموع كل صادرات را بخود اختصاص داده اند. آمار صادرات كالاهاي صنعتي نشان ميدهد كه به لحاظ قابليت هاي استان در بخش پيلات مي توان با راه اندازي و بهره برداري صنايع تبديل و فن آوري در صنايع پسلاتي ارزش افزوده بالايي را در اين بخش ايجاد نمود.
وضع موجود محورهاي توسعه صنعتي :
موقعيت جغرافيايي و شرايط آب و هوايي استان علي رغم ايجاد برخي محدوديت ها در توسعه بخش صنعت در استان ظرفيت هاي بالقوه اي را در برخي زمينه ها خصوصاً آن جا كه به شرايط طبيعي استان مربوط مي شود ايجاد كرده است . با توجه به وجود طولاني ترين ساحل در كشور و كشت گسترده غيلات در استان طي سال هاي اخير بيشترين سرمايه گذاري در صنايع غذايي مرتبط با صنايع شيلاتي و غيلاتي صورت گرفته است . واحدهاي عمل آوري ميگو به واسط ارز آوري و سود مناسبي كه دارند توسعه فوق العاده اي داشته و توسعه مزارع پرورش ميگو در استان كه هر ساله از بازدهي بيشتري نيز برخوردار مي شوند چشم انداز توسعه هر چه بيشتر واحدهاي عمل آوري را در استان طي سال هاي آينده بهتر نموده است . بيشترين ميزان سرمايه گذاري ريالي پس از بخش صنايع غذايي به منسوجات و كاني هاي غير فلزي اختصاص داشته است . امكان تأمين مواد اوليه ساخت منسوجات به دليل گسترش واحدهاي پتروشيمي در كشور و نياز استان و ساير استان هاي ساحلي به صنايع مرتبط با دريا سرمايه گذاري در توليد تور ، نخ تابيده و طناب پلاستيكي را افزايش داده است .

 

استان بوشهر براساس تقسيمات كشوري زمان سرشماري عمومي آبان ماه 1355 داراي دو شهرستان ده بخش و 32 دهستان بوده و در حال حاضر داراي 9 شهرستان 20 بخش 26 شهر و 43 دهستان به شرح زير مي‌باشد.

شهرستان

بخش

دهستان

نقاط شهری

بوشهر

مركزی

 خارك

حومه انگالی

_

بوشهر – چغادک –عالی شهر

خارک

تنگستان

دلوار

 مركزی

دلوار – بوالخیر

اهرم - باغک

دلوار

اهرم

جم

مركزی

ریز

جم – کوری

انارستان - تشان - ریز

جم

دشتستان

ارم

بوشکان

سعدآباد

شبانکاره

مرکزی

ارم- دهرود

پشتکوه – بوشکان

زیر راه – وحدتیه

شبانکاره – درواهی

دالکی – حومه - زیارت

 

 

سعدآباد– وحدتیه

شبانکاره – اب پخش

برازجان - دالکی

دشتی

کاکی

مرکزی

کاکی – چغاپور – کبگان

مرکزی – خورموج – شنبه - طسوج

کاکی

خورموج

دیر

بردخون

مرکزی

بردخون – آبکش

آبدان - حومه

بردخون

بندر دیر - آبدان

دیلم

امام حسن

مرکزی

لیراوی جنوبی – لیراوی میانی

لیراوی شمالی - حومه

امام حسن

 بندر دیلم

کنگان

عسلویه

مرکزی

عسلویه – نای بند

طاهری - حومه

عسلویه – نخل تقی

بندر کنگان - بنک

گناوه

ریگ

مرکزی

رود حله

حیات داود

بندر ریگ

بندر گناوه

 

بررسي جايگاه تاريخي صنايع دستي در استان بوشهر:

هميشه از استانهاي اصفهان ، يزد، مركزي ، فارس، كرمان ، همدان ، آذربايجان، گيلان و .... به عنوان قطبهاي مهم صنايع دستي كشور ياد شده كه بعضاً از شهرت بين اللملي نيز برخودار هستند . نكته اي كه به ذهن متبادر مي‌شود اين است كه چرا استان بوشهر در تاريخ صنايع دستي ايران از جايگاهي مناسب برخودار نبوده است در اين خصوص مي‌توان علتهايي را برشمرد يكي از مهمترين آنها خود ماهيت وجودي صنايع دستي مي‌باشد كه اين صنعت ابتدا در ارتباط با رفع نياز كشاورزي و توليد مواد و وسائل كار و زندگي به تدريج شكل و سامان يافته است.(مي‌توان ملاحظه نمود در استانهايي كه فعاليت كشاوزري و دامپروري از رونق برخودار بوده ، زمينه مناسب رشد و بالندگي صنايع دستي نيز مهيا گرديده بود .بنابراين مي‌توان گفت گفت استان ماهيتاً تجاري بوشهر در طول تاريخ به واسطه عدم برخوداري از جايگاه مناسب در توليد كشاورزي از صنايع دستي قابل توجهي نيز برخودار نبوده است .) در اين بين تنها مي‌توان به توليد نوعي پارچه در استان توجه كرد كه درگزارش ياكوب پولاك از وضعيت صنايع دستي ايران درسال 1850 ميلادي آمده است. بهترين پارچه شبيه قدك اصفهان، يزد، كاشان و تا حدي هم در بوشهر به عمل مي‌آمد اين پارچه با اطمينان تمام بافته مي‌شد و رنگ خوبي داشت و لذا براي مردم ايران و قفقاز در فصل تابستان پوشاك خوبي به شمار مي‌رفت .[1]    

(از طرفي به نظر مي‌رسد كه برخي از محصولات صنايع دستي مانند گرگور بافي به دليل نيازمنديهاي مردم منطقه و حصير بافي به واسطه وجود مواد اوليه و كاربردهاي آن از ديرباز در اين استان رواج داشته كه در حال حاضر نيز عده اي بدان مشغول هستند.)

با ورود توليدات خارجي به كشور و رقابت آنها با توليدات داخلي صنايع دستي نظر به اينكه تجار خارجي از امتيازات گمركي برخودار بودند و از سوي ديگر هزينه توليدات كارخانه اي به مراتب كمتر بوده به تدريج صنايع دستي ايران رو به نابودي رفت و تنها توليد چند كالا از جمله چرم، پارچه هاي ابريشمي و خصوصاً قالي به علت رونق صادرات رشد يافت.[2]  

در اين زمينه عبارات ذيل كه وضعيت را در نيمه دوم قرن 19 به تصوير مي‌كشاند گوياي مزيت نسبي فوق العاده بخشي از صنايع دستي مي‌باشد كه توانسته است در گذر تلخ تاريخ اقتصادي ايران خود را پايدار نگه داشته و به حيات خود تاكنون ادامه دهد .

وقتي كسي توجه كند به اينكه از سوي دولت ايران براي بالا بردن سطح صنعت كشور هيچ نوعي اقدام نمي‌شود وبر عكس يك سيستم تعرفه غير منطقي وارادت اجناس خارجي را براي منع كردن توليدات داخلي تشويق مي‌كند و جاده ها و وسايل حمل و نقل وجود ندارد و ذخائر فلزي در زير زمينها مدفونند و تمام اهن مورد احتياج با نرخهاي گزاف از خارج وارد مي‌شود و وقتي كسي راجع به نقص و فقدان وسايل و ماشين ، كمبود سرمايه ، نرخ زياد بهره و فقدان گسترش و تسهيلات اعتباري فكر كند و بايستي هم واقعاً شگفت زده شود كه چطور ممكن است با اين وضع تعدادي از توليدات خارجي پهلو بزند و به رقابت برخيزد. [3]

با بروز انقلاب صنعتي و رشد تكنولوژي ماشيني بخش عمده اي از صنايع دستي در كشوررو به اضمحلال مي‌رود اما از طرفي با رونق اقتصادي كشورهاي صنعتي و افزايش سطح در آمدها و رفاه مردم گستره تقاضا براي صنايع دستي چون كه بيشتر از ارزش هنري برخودار است، از محدوده درباريان خارج شده و مورد تقاضاي عموم قرار مي‌گيرد . بنابراين ملاحظه مي‌شود كه فرش به عنوان مهمترين صنعت دستي در ايران به حيات خود ادامه مي‌دهد و مناطقي از كشور كه در اين زمينه مستعد بودند به عنوان قطبهاي توليدي باقي ماندند .

(صنايع دستي به ويژه فرش در ميان عشاير كه ماهيتاً دامپرور بوده اند به دليل نيازمنديهاي آنها و همچنين وجود زمينه هاي لازم براي توليد آن رواج داشته است . شايد بتوان  گفت فرش بافي كه بطور محدود درمناطقي از استان بوشهر در ساليان گذشته انجام مي‌شده توسط عشايربوده و به واسطه مراودات آنها در ميان مردم بومي استان نشات گرفته است نقشهاي قالي در استان همان نقشهايي است كه به طور عموم در كشور خصوصاً در استان بوشهر مورد استفاده مي‌گرفته است)

با توجه به شهرتي كه در چندساله اخير گبه استان بوشهر در سطح كشور بدست آورده است و با عنايت به اينكه بهترين نوع گبه در مناطقي از اين استان توليد مي‌شود كه در حال حاضر از عشاير نيستند بنابراين به نظر مي‌رسد گبه صنعت بومي استان مي باشد با اين وجود بررسيهاي به عمل آمده از اهالي مناطق عمده توليد گبه كه خصوصاً در شهرستان گناوه كه در حال حاضر گبه روستاي شول آن شهرستان به لحاظ كيفيت و طرحهاي زيبا از شهرت زيادي برخوداراست . و همچنين نظر خواهي از دست اندكاران اين صنعت و علاوه برآن عدم وجود شواهدي دركتب تاريخي و سفر نامه ها طي قرنهاي گذشته با توجه به اينكه حداقل طي قرن 19 كمپاني هند شرقي و انگلسيها در اين منطقه حضور گسترده اي داشته و جهانگردان متعددي از اين منطقه ديدار كرده و يا گذشته اند و در خصوص اهم توليدات و عمدتاً صنايع دستي و كشاورزي گزارشهايي به رشته تحرير در آورده اند به احتمال زياد اين صنعت نيز توسط اقوامي كه طي دهه هاي اخير از ساير مناطق خصوصاً لرستان در برخي از نقاط استان بوشهر سكني گزيده اند نشات گرفته و به تدريج گسترش يافته است .

ويژگيهاي صنايع دستي :

از انجا كه در ميان محصولات صنايع دستي ، فرش دستباف از اهميت خاصي برخودار است لذا در آنچه به دنبال مي‌آيد بيشتر ويژگيهاي اين صنعت مد نظر مي‌باشد.

عدم وابستگي در توليد : از مهمترين ويژگيهاي اين صنعت خود اتكاي آن مي‌باشد بيش از 90 درصد مواد اوليه ان از منابع داخلي تأمين مي‌شود و بر خلاف ديگر صنايع احتياجي به تخصص در سطح بالا و خصوصاً خارجي نمي‌باشد تكنولوژي بكار رفته بسيار ساده بوده و نيازي به استفاده ار تكنولوژي وارداتي نمي‌شود.

ارزش هنري : عمده صنايع دستي خصوصاً فرش دستباف به عنوان يك اثر هنري كه جنبه هاي مصرفي نيز دارد شناخته مي‌شود . چه در حال و چه در گذشته همواره از فرشهاي دستباف به عنوان سرمايه و پس اندازهاي قابل حمل و وسيله اي براي تامين اعتبار استفاده شده است.

وابستگي به بازار خارجي : رونق اين صنعت به طور مستقيم به شرايط و تحولات اقتصادي و حتي سياسي كشورهاي وارد كننده محصولات آن بستگي دارد خصوصاً قالي و قاليچه از جمله كالاهاي هستند كه در اغلب كشورهاي وارد كننده جزء اقلام تجملي و غير ضروري محسوب شده و از اولين دسته كالاهايي مي‌باشند كه در شرايط بحران اقتصادي چه از نظر تقاضا و چه از نظر سياستهاي محدود كننده وارداتي آسيب مي‌بينند.

روستايي بودن : صنايع دستي و بخصوص فرش در ايران ، صنعتي عمدتاً روستايي است كه در اقصي نقاط كشور صورت مي‌گيرد بطوريكه درسال 1355 از كل تعداد كارگاههاي كوچك و بزرگ قاليبافي در سطح كشور 75 درصد آن در مناطق روستايي متمركز بوده اند و در سال 1352 از كل روستاها كشور در حدود 33 درصد از آنها صنعت دستي قاليبافي رايج بوده است .[4] 

نقش زنان : هنر صنايع دستي ، بخصوص هنر توليد فرش در طول تاريخ بيشتر حرفه اي زنانه بوده و اكنون نيز اكثر بافندگان را زنان تشكيل مي‌دهند كه طبق بر آوردها در حدود 80 درصد بافندگان مي‌باشند .

وابستگي به مقررات صادرات و واردات و سياستهاي ارزي : مقدار توليد و حجم صادرات در اين صنعت به شدت ازتغيير مقررات صادرات و واردات و سياستهاي ارزي متأثر مي‌شود.

به دليل وابستگي زياد اين صنعت و بخصوص فرش به صادرات هرگونه تغييراتي در موارد فوق مي‌تواند توليد داخلي – سطح در آمدي و شرايط زندگي قشر وسيعي را كه عمدتا در مناطق روستايي و محروم كشور سكونت دارن متأثر سازد.

 

نقش تعاونيها :

 صنايع دستي به ويژه توليد فرش از جمله بخشهايي مي‌باشد زمينه هاي مناسبي براي حضور موفق تعاونيها برخودار مي‌باشد . ايجاد تعاونيهاي توليد به منظور تهيه مواد اوليه و ابزار لازم با قيمت مناسب ، تهيه و ارائه طرحهاي توليد متناسب با بازار ، ايجاد تسهيلات براي فروش توليدات و ...... از جمله شيوه هاي موثر تقويت صنايع دستي و حمايت از بافندگاني مي‌باشد كه در طول تاريخ اين صنعت به نوعي استثمار شده و از منافع آن چندان بهره اي نبرده اند .

در سال 1373 در حدود 16 درصد از كل تعاونيهاي صنعتي با 164962 عضو كه 91 درصد كل اعضاء را تشكيل مي‌دهد مربوط به فرش دستباف بوده است .[5] 

 -كار بر بودن : بطور متوسط در حدود 50 الي 60 درصد قيمت تمام شده صنايع دستي به صورت دستمزد صنعتگر سهم عامل كار مي‌باشد در نتيجه هرگونه افزايش حجم توليدات اثر مستقمي در ازدياد در آمد صنعتگران شاغل خواهد داشت . براي فعاليت در اين بخش احتياج به سرمايه گذاري بمانند ساير صنايع نمي‌باشد.

-اشتغال : بدليل اينكه اين صنعت فرصتهاي شغلي فوق العاده اي را براي نيروي كار در تاريخ حيات خود بوجود آورده و مي‌آورد هميشه از جايگاه ويژه اي برخوداربوده است.

برپايه برآورد سال 1339 شاغلان صنايع دستي در حدود 200 هزار نفر از اين تعداد درصنعت فرش اشتغال
داشته اند . در سال 1345 بنا به آمار سرشمارهاي عمومي كشور 429 هزار نفر در اين رشته از صنايع فعاليت داشته اند كه ازاين تعداد در حدود 276 هزار نفر به توليد فرش اشتغال داشته اند .

در سال 1355 نيروي انساني شاغل در قاليبافي و فعاليتهاي جنبي در حدود 2 ميليون نفر برآورد شده است كه 20 درصد جمعيت فعال 8/9 ميليون نفري كشور را در آن سال تشكيل مي‌دهد . [6]

در تير ماه سال 1361 در سيمنار فرش اعلام شد كه بين 4 تا 7 ميليون نفر در كار قاليبافي فعاليت دارند .[7]

بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1365 تعداد خانوارهاي معمولي ساكن داراي صنعت قالي ، قاليچه و گليم بافي در حدود 420 هزار خانوار بوده است كه از اين تعداد نزديك به 24% در مناطق شهري و 76% در مناطق روستايي ساكن بوده اند.[8]

البته بايد به اين تعداد خانوارهاي عشاير كه از زندگي متحرك برخودارند و عمدتاً نيز در اين زمينه فعاليت دارند اضافه گردد .

قابليت صادرات : صنايع دستي از ديرباز علاوه بر رفع نيازمنديهاي داخل به عنوان يك منبع مهم در آمد ارزي ، عامل مهمي در اقتصاد كشور محسوب مي‌شده است . در سال 1180 اقلام صادرات توليدات صنايع دستي ايران شامل قالي ، قاليچه ، ابريشمي ، خشكبار /. گلاب ، گلابتون پنبه اي ، پارچه هاي ضخيم ، پارچه هاي مطلا ، شال ، آهن الات و شيشه هاي الوان بوده است [9].

 همانطور كه قبلاً نير بيان شد از اوايل قرن 19 با توسعه توليدات ماشيني در اروپا ورود تدريجي اين محصولات به ايران و رقابت آن با توليدات عمدتاً داخل و از طرفي زمامداران وقت و …. توليدات صنايع دستي رو به اضمحلال نهاده و تنها معدودي از فرش به دليل فراهم امدن زمينه هاي مناسب براي صادرات مجدداً در اواخر قرن 19 رونق يافته و تاكنون نيز به حيات خود ادامه مي‌دهد . تا اوايل دهه 1970 ميلادي بيش از 50% كل صادرات جهاني فرش از آن ايران بوده است . از آن پس سهم ايران در بازار جهاني فرش رو به كاهش گذاشته است .[10]

به علت اينكه اطلاعاتي در زمينه هاي صادرات جهاني فرش طي سالهاي اخير در اين بررسي ممكن نگرديده است . ولي علل متعددي را مي‌توان در كاهش سهم ايران در بازار جهاني فرش بر شمرد كه در ذيل به علت عمده آن اشاره مي‌گردد.

ركود حاكم بر اقتصاد غرب كه طي دو دهه گذشته تداوم داشته است از عوامل عمده اي بوده كه برر وي بازار فرش ايران اثر سوء گذاشته است . فرش ايران به دليل افزايش هزينه تمام شده طي سالهاي اخير و از طرفي به دليل حفظ اصالت و مرغوبيت آن از قيمت بالاتري نسبت به توليدات ساير كشورها با توجه به اينكه عمدتاً از نقشهاي مقبول ايراني اقتباس كرده اند ، جايگزين فرش ايران در بازار كشورهاي غربي شود.

در سال 1364 هزينه متوسط جاري شامل تار و پود و خامه رنگي براي بافت يك متر مربع بدون احتساب هزينه دستمزد در حدود 7800 ريال برآورد شده بود در حاليكه به عنوان مثال در كشور مراكش هزينه مواد اوليه براي توليد يك متر مربع فرش برابر 2700 ريال بوده است [11]. هزينه مواد اوليه توليد فرش طي سالهاي اخير با توجه به تورم موجود در كشور در حال افزايش بوده بطوريكه شاخص قيمت عمده فروشي پشم و پنبه كه از عمده مواد اوليه اين صنعت مي‌باشد از نرخ رشد فوق العاده اي خصوصاً در سال 1373 برخودار بوده است. بدين ترتيب شايد بتوان گفت كه افزايش توليد و صادرات فرشهاي ارزان قيمت مانند گبه طي سالهاي اخير به احتمال قوي به دليل رقابت بيشتر آنها از لحاظ قيمت با توليدات ساير كشورها در بازار جهاني فرش مي‌باشد.

نگاهي اجمالي به مكانهاي صنايع دستي بوشهر

گبه : شول ، پشتكوه ، بوشكان . تنگ ارم ، ده رود سفلي و عليا ، رود فارياب ، پرچونك ، شل دان ،

عبا بافي : كردوان سفلي و عليا

جاجيم بافي : كردوان سفلي و عليا

سفال : شهرستان دير ، شهرستان دشتستان (برازجان)

گليم : اسلام آباد ، شهرستان دشتي (شنبه ، طسوج ، سرمك ، دهدك ، جم و رير ، درويشي ، بن بيد)

شهرستان دشتستان (سرخه ، كله رود ، فارياب) شهرستان گناوه(شول)

گرگور بافي : مناطق ساحلي استان (بوشهر ، گناوه ، كنگان و ....)

تور بافي : مناطق ساحلي استان (بوشهر ، گناوه ، كنگان و ....)

حصير بافي : سعد آباد ، آبپخش، شنبه

منبت كاري : بوشهر

صدف سازي : بوشهر و مناطق ساحلي استان و جزیره خارک

معرفي صنايع دستي بوشهر :

گبه بافي:

برجسته ترين صنعت دستي و خانگي استان بوشهر كه تقريباً دراكثر نقاط روستايي و حتي در بسياري از مناطق شهري رايج بوده و شغل اول يا حرفه دوم تعداد از خانوارها محسوب مي‌شود . بافت گبه [12] است . گبه كه به وسيله پشم خود رنگ مخلوط با موي بز نژاد عدني بافته مي‌شود مراكز عمده توليدش روستاهاي شول ، كلر، كمالي ، فخر آوري ، محمد صالحي ، چهار روستايي ، بهمن ياري ، محمد جمالي ، خيارزار ، دشتگور ، پلنگي ، برم ، چهل گزي عجم و عرب ، سرخو ، زكريايي ، شاه پيروز ، لاي پهن ، بهرو ....... است و در هر يك از روستاهاي ياد شده تقريباً تمامي زنان و دختران خانه دار به بافت گبه اشتغال دارند به طور مثال در روستاي شول 380 خانوار و در روستاي كلر 90 خانوار حرفه اصلي شان بافت گبه است .

در بافت گبه كه معمولاً بر روي دارهاي قاليبافي و به شيوه قالي بافته مي‌شود تفكيك رنگ پشم از اهميت فوق العاده برخودار است در اين مرحله ابتدا پشمي كه از دامهاي خود خانواده تأمين شده يا در صورتيكه خانواده فاقد دام باشد .از ساير دامداران و دامپروران و عشاير خريدار ي گرديده به نسبت نوع رنگي كه دارند كاملاً تفكيك و پس از شستشو توسط زنان و دختران و به وسيله دوكهاي كوچك و قابل حمل ريسيده مي‌شود و به صورت نخ هاي چند لاي رنگارنگ در مي‌آيد.

گاهي نيز موي بزهاي عدني را كه از تنوع فوق العاده زيادي برخودار است با پشم گوسفند مخلوط نموده و به عنوان تار يا جهت دوخت سجافها مورد استفاده قرار مي‌دهند و در آخرين مرحله به بافت مي‌پردازند.

زمينه هاي گبه هاي بافت مناطق مختلف بوشهر ، تقريباً همانند ساير نقاطي كه در انها توليد گبه رايج است (كهكيلويه و بوير احمد ، چهار محال و بختياري ، فارس و ....) داراي رنگهايي نظير سفيد ، كرم يا شيري است و نقوش به رنگهاي مشكي، قهوه اي ، حنايي و ... مي‌باشد.

گبه بافان براي ايجاد نقوش بر روي فرآورده هاي خود و در حين بافت از نقشه استفاده نمي‌كنند . اكثراً به طور ذهني به اين كار مي‌پردازند و بيشتر بافندگان يك يا طرح خاص را در ذهن داشته و در بافت آن داراي مهارت هستند . ولي به طور كلي نقش اصلي محصولات توليدي در نقاط روستايي استان بوشهر عبارت از يك مربع مستطيل بزرگ و يك رديف لوزي در وسط آن مي‌شود كه راس هر يك از لوزيها به ديگري متصل است و در اصطلاح محلي كم ناميده مي‌شود و در مجموع مي‌توان گفت وجه مشترك تمامي گبه هاي توليدي در استان بوشهر (اعم از آنچه توسط عشاير كوچ رو ، نيمه كوچ رو ، اسكان يافته يا روستانشينان بافته مي‌شود) گونه اي نقش پرداز ي سنتي است كه طي هزاران سال پرورش يافته و نيزصور هندسي و نگاره هاي پرندگان و حيوانات زمينه ممكن است مركب باشد از چند رديف صور هندسي يا انواع گل (مانند نقوش فرشهاي تركمني) يا مانند دستبافهاي قشقايي راه راه و يا يك تا سه ترنج در هر گوشه گاهي نيز ممكن است زمينه مركزي منقسم به چند مربع و يا بر حسب روش ديرينه و باور داشتهاي ذهني هر هنرمند مركب از رديفهاي بوته جقه باشد و هر چند لازم به توضيح نيست كه هر يك از نقوش رايج در گبه بافي قرنهاست كه به ايل منطقه خاصي منسوب است ولي از ذكر اين نكته نبايد گذشت كه هم عشاير و هم روستا نشينان از گروههاي همسايه خود و نيز گروههايي كه به هر مناسبتي كه به ايل يا روستاي آنها نزديك شده اند تاثير گرفته اند و به همان نسبت بر آن تاثير گذاشته اند و اين تبادل و تحول قرنها ست دوام داشته و در نهايت نيز منجر به پيدايش نقوش دو رگه بسيار زيادي شده در حد خود پذيرفتني و برخودار از نوعي ارزش هنري ويژه است گبه هاي بافت استان بوشهر اكثر داراي ابعاد 100*200 سانتيمتر است و براي بافت هر تخته آن همكار ي يك ماهه دو بافنده با روزي شش ساعت كار الزامي است .

توليدات گبه مناطق استان بوشهر ضمن تامين نيازهاي داخلي در بازارهاي بندر گناوه و بندر كنگان نيز عرضه و معمولاً مسافران ساير نقاط كشور از مشتريان آن محسوب مي‌شوند ولي خريدار عمده اين نوع محصول ساكنان حوزه خليج فارس و امارات عربي هستند كه در گذشته چه از طريق سفر به ايران و چه از طريق مبادلات بازرگاني هر ساله مقادير زيادي از گبه هاي بوشهر را خريداري مي‌كردند ولي در سالهاي بعد از انقلاب به دليل محدوديت رفت و آمد اتباع كشورهاي حوزه خليج فارس و نيز ممنوعيت صدور فرش و قطع مبادلات بازرگاني گبه ها منطقه بوشهر بازار قبلي خود را كاملاً از دست داده و توليد كنندگان اكثراً قدرت توليد خود را از دست داده و به علت بضاعت مالي محدودي كه دارند بعد از نافروش ماندن يك يا حداكثر دو تخته گبه دست از توليد كشيده يا جذب مشاغل ديگري شدند و يا به صورت انجام دهنده سفارشات مشتريان اتفاقي و احتمالي در آمدند و در اخير نقاطي كه مورد بازديد قرارگرفت بيشتر بافندگان گبه هاي موجود داشتند كه حاضر به فروش آنها قيمت مواد اوليه و يا حتي قيمتي كمتر از قيمت تمام شده باشند و اين مسله يكي از مشكلاتي است كه در صورت تداوم يافتن موجب كاهش تعداد دست اندر كاران و به پشتوانه آن كاهش ميزان توليد خواهند شد .

 

خوشبختانه در هنگام بررسي (بنا به اظهار دست اند كاران خبر شديم كه مقامات مسئول در زمينه بازرگاني استان موافقت خود را با شروع فعاليتهاي پيله وري اعلام نموده و به اطلاع ساكنان منطق مركزي رسانده اند كه در صورت ايجاد شركتهاي تعاوني مي‌توانند نسبت به مبادله كالا با كشورهاي حوزه خليج فارس و امارات عربي اقدام كنند مشروط بر اينكه معادل ريالي كالاي صادراتي ، ارز يا كالاي مورد نياز مملكت وارد نموده و با دريافت سود مجاز جهت توزيع در اختيار واحدهاي بسيج اقتصادي و ستادهاي توزيع عادلانه كالا قرار دهند كه در صورت اجراي اين تصميم مي‌توان تا حد زيادي به آينده گبه بافي در مناطق روستايي استان بوشهر خوش بين بود .)

گليم بافي

در روستاهاي بخش جم و ریز از توابع شهرستان كنگان بافت نوعي گليم نيز رايج است كه اگر چه ميزان توليد محدود است ولي از نظر اصالتهاي هنري قابل تامل مي‌باشد .

در مناطق ياد شده گليم بافي حرفه خانگي و فرعي زنان و دختران خانه دار است و فصل بافت معمولاً از زمستانها تجاوز نمي‌كند و خانوارهاي روستايي به موازات ساير فعاليتها ي كشاورزي و دامپروري از اوايل پاييز كه فصل چيدن پشم گوسفندان آغاز ميشود خود را براي شروع كار در زمستان آغاز نموده و تدريجاً شتستو ، رنگرزي ، و ريسيدن را آغاز مي‌نمايند و به طور متوسط اوايل دماه به كار بافت مي‌پردازند.

تار گليم هاي زمستاني بخش جم و ریز پشم ريسيده معمولاً با رنگهاي جوهري كه در برابر عوامل جوي نظير نور ، حرارت، رطوبت و ... فاقد ثبات كافي است رنگرزي مي‌شود و همين مساله به نحو محسوسي از كيفيت و قهراً ميزان تقاضا براي گليم هاي توليدي مي‌كاهد . در حاليكه استفاده از رنگهاي طبيعي كه هم داراي قيمت مناسبتر و هم داراي ثبات بيشتري است كاملاً مقدور بوده و مواد تعاوني يا رنگزايي مانند پوست ميوه بلوط (جفت) پوست انار ، روناس ، چوبك ، برگ مو ، پوست گردو ، قارا ، (قره قورت) و ....به راحتي در منطقه يافت مي‌شود.

اينگونه مواد يا مستقيماً رنگهاي مورد نظر را به دست مي‌دهند . مثل روناس و پوست بيروني گردو كه توليد رنگ قهو هاي مي‌كنند يا در تركيب با مواد شيمايي رنگهايي ثابت بوجود مي‌‌‌‌‌‌‌آورند مثل پوست گردو كه در تركيب با زاج سفيد رنگ خاكي ايجاد مي‌نمايد يا برگ مو و روناس نیز ضمن تركيب با زاج سفيد باعث پيدايي رنگ كرم مي‌شوند.

نمد مالي

نمد يكي از سنتي ترين توليد